دکتر بهشتی در مشهد (۲)

۱۳ آذر ۱۳۸۵

جلسه‌ی دوم سخنرانی دکتر محمد رضا بهشتی ۱۲ آذرماه ۸۵ در محل تالار فردوسی مجتمع شریعتی جهاد دانشگاهی مشهد برگزار شد. موضع این سخن، «نسبت فلسفه با زندگی روزمره» بود.
دکتر بهشتی در ابتدا به این نکته اشاره کرد که این اشکال که فلسفه امری انتزاعی و دور از زندگی روزمره و در نتیجه چیزی بی‌خاصیت است، از یونان باستان مطرح بوده است. چنان‌که در رساله‌ی تئای‌تتوس آمده است  روزی تالس در حال نگاه به ستارگان بود که در چاهی افتاد و کنیزک زیباروی تراکیایی به او گفت که تو که راه خود از چاه نمی‌شناسی در افلاک به دنبال چه می‌گردی؟ ارسطو نیز در کتاب سیاست می‌نویسد که تالس را به سبب فقرش ملامت کردند.
یکی از اتهامات سقراط در دادگاه نیز این بود که او به اموری می‌پردازد که هیچ خاصیتی ندارد، یعنی فلسفه. دکتر بهشتی سپس کوشید از حرفه‌ و تخصص خود دفاع کند و آن را با خاصیت بداند.
او تاریخ فلسفه‌ی یونان باستان را به سه دوره تقسیم کرد:
۱٫ دوره‌ی سوال از «از کجایی»، که دوره‌ی پیش از سقراطیان بود. در این دوره سوال اصلی فلسفه این بود که منشاء اشیاء چیست؟ و هر کسی چیزی می‌گفت: آتش، آب، باد و غیره.
۲٫ دوره‌ی پرسش از «چه هستی» در سقراط و افلاطون پرسش اصلی این است که: ما هو؟ از چیستی اشیاء سوال می‌ش‌د
۳٫ سوال از «چرایی» که از سقراط آغاز می‌شود، یعنی به دنبال علت گشتن.
سقراط سوالات فلسفه را از آسمان به زمین آورد. او از چیستی امور پرسید و از ۱۰۰ مکالمه‌ی سقراطی ۹۰ تای آن مربوط به پرسش از چیستی امور انسانی است: عدالت چیست؟ تهور چیست؟ و غیره.
او از این نتیجه گرفت که خاستگاه پرسش‌های فلسفی بطن و متن زندگی است و بازگشت آن نیز به آن است و باید باشد [ ان الفسفة للحیاة و الیها راجعة].
او فلسفه را یک کوشش مدام توصیف کرد نه مجموعه‌ای از دگما یا نظامی از آموزه‌ها و گفته‌ها، کار فلسفه بداهت‌زایی است، فلسفه در مقابل بسیاری از اموری که ما بدیهی انگاشته‌ایم علامت سوال یا تعجب می‌گذارد.
در پایان برخی از نکات شنیدنی گفته‌های ایشان را از روی یادداشت‌های‌ام عینا برای استفاده‌ی خوانندگان محترم می‌نویسم:
- دو چیز در قاموس ما ایرانیان کم است: گفتن نمی‌دانم و اشتباه کردم.
- دانستنِ ندانستن، آغاز فلسفه است.
- ( از قول سقراط) دانایی در تملک کسی در نمی‌آید.
- ما معلمان فلسفه نمونه‌ی واقعی سوفیست‌ها هستیم. چون مجموعه‌ای از اطلاعات را به آدم‌ها یاد می‌‎دهیم و در مقابل آن آخر هر ماه فیش حقوقی می‌گیریم!
- افلاطون می‌گوید: دانش مطلق از آن خدایان است، ما تنها می‌توانیم کوشش کنیم.
- در ایران در رشته‌ی فلسفه تنها ۴ واحد فلسفه‌ی اخلاق می‌خوانند در حالی که در غرب بیش از ۶۰-۷۰ درصد آموزش فلسفی درباره‌ی مسائل اخلاقی- انسانی است.
- حقیقت تنها با کوشش ما آشکار نمی‌شود اما بخشی از آشکارگیِ حقیقت در گرو تلاش ماست.
- انحصار طلبی عقل، امر خطرناکی است؛ ما در دوره‌ی روشنگری با عقل استبدادی مواجه‌ایم.

 

۷ comments

  1. سلام بر میردامادی گرامی.این را برای انتشار ننوشتم/
    از بابت لینک ممنونم. اگر ممکن است نشانی قبسات را لینک بدهید تا از نظرات سایر دوستان استفاده کنم. “خلاصه” محل بحث نیست. ضمن اینکه به دلیل مشغله فراوانم در این روزها کم فرصت پیدا می کنم که بروزش کنم. باز هم سپاس
    یاسر: یک بار دیگر آدرس قبسات را بدهید چشم

  2. از گزارشهای خلاصه تان بیشترین استفاده را می‌کنم. این کاررا دستکم نگیرید و ادامه دهید.

  3. نکته جالبی که در سخنرانی اول دکتر وجود داشت این بود که ایشون به شدت از اینکه در ایران هرمنویتیک رو به هرمنویتیک دینی تقلیل داده اند گله مند بود و
    حتی در اینکه هرمنویتیک دینی جای کار دارد اطمینان نداشت
    یاسر: ابوالفضل خان بنده اصلا چنین برداشتی از صحبت‌های ایشان نداشتم بلکه به عکس گفت جای کار زیاد دارد و کار نشده. جالب است دو برداشت کاملا متضاد از یک بحث.

  4. بسم الله الرحمان الرحیم. سلام! فعلاً از تهدیدم عدول می کنم!
    یادداشت مفصلی این جا نوشتم. نمی دانم چرا ارور داد. حوصله ندارم دوباره بنویسم.
    منتظر قسمتهای بعدی ی مقاله ی مربوط به ملکیان هستم.
    در http://seyyedmohammadi.blogfa.com/post-139.aspx من راجع به بهشتی ها نوشته ام. البته در حد معلوماتم.
    قربانت.
    یاسر: از عدول از تهدید خوشحال ام. چشم می‌خوانم

  5. اخوی.ایمیلم واسه ارسال مقاله همینجاست.ممنون

  6. بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
    من چی دوست بالذات و چی دوست بالعرضم؟!
    فایلهای صوتی ی آرش نراقی را نتوانستم دانلود کنم. شما توانسته ای؟
    ان شاء الله در ذیل مقاله ی «”شرکت در انتخابات” چرا» در وبلاگ مازاریان کامنت می گذارم. بخوان!
    قربانت
    یاسر: چرا من عده‌ای از آن‌ها را دانلود کرده‌ام مشکل کجاست؟ ضمنا در انتخابات باید حتما شرکت کرد تحریم چیزی بی‌فایده و بلکه مضری است..

  7. بسم الله الرحمن الرحیم
    به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ
    روزی جهان به غائله شک کرده است
    این محتضر شب است که تب کرده است
    فرداست این که بشنوی از نیچه
    گالیله را کلیله ادب کرده است
    (شاعر ایل ما جناب علی معلم دامغانی)
    آقای میردامادی
    سلام
    یک نکته ی صوری:
    نوشته اید: “ایشان [دکتر بهشتی] در سخنرانی خود ابتدا با اشاره به تلفظ درست واژه‌ی مورد بحث (هرمنویتیک نه هرمنوتیک یا هرمنیوتیک) گفت [...]” این گزارش شما بسیار شگفت انگیز است و خنده آور.
    توضیح این که هرمنویتیک تلفظ آلمانی نگارش آلمانی کلمه ای مشترک بین عموم زبانهای اروپایی است Hermeneutik اما هرمنوتیک تلفظ مرسوم فرانسوی واژه است hermeneutique (اگر اشتباه نکنم) در انگلی همین واژه را (گاه با s علم ساز در پایان و یا بی آن) هرمنیوتیک یا هرمنیوتیکس hermeneutic/tics تلفظ می کنند.
    بنده إن شاء الله در وبلاگم امروز یا فردا چیزی درباره ی نزاع ژورنالیست – ساز پوپریان و هیدگریان می گذارم.
    بدرود

Leave a Reply