Truth seeking forever

۵ اسفند ۱۳۸۵

 

Fragmentary analytical thoughts (7)

 

A person who claims once and for all s/he has  discovered the truth is like person who claims a bottle of water is sufficient for all of his/her life.

 

۲ comments

  1. سعید، از فرانسه

    جناب آسد یاسر عزیز
    با درود
    این قضیه سئوالات موهن! بهانه ای شد تا من سئوالی را از طلبه وبلاگستان که حداقل بیش از من ! مطالعات دینی داشته؛ بپرسم و امید که جوابی برای ما داشته باشد.
    دیدم که نویسنده گفته که سئوالات از کتابی بنام سیره نبوی اخذ شده است؛ ما (حداقل من) که دانش دینی ام را یا از دروس دینی دوران دبیرستان و دانشگاه یا از پای منبر واعظان دینی اخذ کرده ایم از این موارد یا مشابه آن بارها شنیده ایم! پس مسئله اصلی اهانت نیست که این نوشته ها قبلاً نوشته شده اند! پس چرا صاحبان دین نیز از بیان این قبیل موارد در دنیای امروز این قدر واهمه دارند؟
    سئوال از نقطه مشخصی شروع می شود؛ « دین باور بودن در عصر مدرن»: چگونه می شود در این دوران دین باور و دیندار ماند؟ چگونه می توان اصول یا حداقل فروع آن را که بیش از چهارده قرن از آن می گذرد با تجربه و مشاهدات بشر امروزی سازگار کرد؟ آیا می شود امروزه به اسلام چهارده قرن پیش رفتار کرد؛ حتی اگر رفتار شخص حضرت رسول بود. مانند موضوع مطرح شده در پست قبلی شما؛ یا ازدواج با عایشه چهارده ساله و موارد دیگر؟
    مطلب زیر را نیز بعنوان کامنت در پای مطلبی از آقای عبدی در همین رابطه گذاشتم:
    صرف نظر از این مسئله خاص و نمونه های دیگر؛ می توان گفت همه این موارد میوه برداشت شده از تفکری قشری و ظاهری از اسلام و شخص حضرت رسول است. علت آن هم شاید غفلت از «عنصر زمان و مکان» در اندیشه دینی و فقاهت باشد.
    مگر قران نگفته که « این رسول برای شما نمونه احسنی است» و جای دیگر « از میان شما رسولی برگزیدیم» پس رفتار و سیره آن حضرت نبست با فرهنگ آن جامعه هماهنگی داشته است. حتی در خود قران نیز آیاتی هستند که با مقیاس سنجش امروزی «اروتیک» قلم داد می شوند. حتی صحبت های امامان هم همین طور هستند. مثلاً حضرت امیر در بعضی خطابه ها از «پش.. شتر» صحبت می کرده ؛ که این برای آن عرب امی؛ قابل فهم بوده هرچند امروزه هیچ سیاست مدار و عالم دینی کلمات «استریلزه» تری را نیز بکار نمی برد. نمونه دیگر؛ نگرش اعراب به «زن» بوده است. شخصاً یک حدیث از امام رضا دیدم در مورد چگونگی رفتار با زنان که این مورد از «اروتیک» به «پرونو» بیشتر شبیه بود! منتهی امروزه حتی متدین ترین بانوان هم این موارد را قابل توجه نمی دانند.
    به نظر من آنچه می تواند آموزنده باشد رفتار اصلاحی و نکات ترتبیتی آن حضرت بر فرهنگ غلط آن زمان عرب است. لذا اگر عمر حضرت تا الان ادامه پیدا می کرد قطعاً در این روزگار شاهد خیلی از مسائل مانند ازدواج متعدد همزمان و غیره ! نبودیم. این موارد راهی برای دستیابی به تفکر جدید و روایات معاصر از دین و فقه پیش روی دین باوران باز می کند.
    چه خوب گفته اند که دین در آخرالزمان مانند زغال افروخته در دست است که نه می شود رها کرد و نه می شود نگه داشت! چه سخت است در این دوران!
    سپاس پیشاپیش
    سعید
    یاسر: جناب سعید عزیز در مورد دین در عصر جدید چند دسته رای وجود دارد. برخی می‌خواهند دین را با تمام مقتضیات گذشته‌اش ادامه دهند که این دسته اگر برای پیاده کردن دین دست به خشونت بزنند همان بنیادگرایان‌اند و اگر دست به خشونت نزنند همان سنتی‌های‌اند. دسته‌ی دوم کسانی هستند که کل دین را متعلق به گذشته می‌دانند و معتقدند دین مربوط به تاریخ سنتی بود و امروزه حقوق بشر، تکنولوژی و معنویت‌های سکولار کار دین را انجام می‌دهند. دسته‌ی سوم کسانی هستند که دین را به دو دسته‌ی آموزه‌های ذاتی و عرضی تقسیم می‌کنند و معقتدند آموزه‌های عرضی دین (که به نظر آن‌ها اکثر دین را تشکیل می‌دهد) می‌تواند تغییر کند و این به دین بودن دین ضرری وارد نمی‌کند ولی ذاتیات دین، فرازمانی است و آدمی تا هست به آن‌ها نیاز دارد. مثلا یکی از آن ذاتیات دین این است که انسان خدا نیست و یا مروز رستاخیزی هست. این گروه سوم معمولا موسوم به روشنفکران دینی‌اند و عبدالکریم سروش در راس آن‌ها است. رای شما هم به این دسته نزدیک بو.د. بنده رای خودم میان این رای و رای دوم در نوسان است و هنوز به ثباتی نرسیده‌ام.

  2. my dear yaser
    I think it is gramatically better to say:
    “A person who claims that s/he has discovered the truth once and for all…”
    see you
    yaser: Thanks daer Ali.

Leave a Reply