پلانتینگا خوانان توجه کنند!

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

این چند جمله را از جناب دینانی بخوانید:

«ابن سینا از فیلسوفان دیگر، از هایدگر، هیچ کم ندارد. در فلسفه کم ندارد. مگر کانت که این همه در فلسفه بزرگش می دانند مسیحی نیست؟ کانت یک مسیحی متعصب است. تمام فلسفه اش در خدمت مسیحیت است و شما از او یک لیبرال تمام عیار می سازید. او می گوید من عقل را خلع سلاح می کنم تا جا برای ایمان باز شود. با صراحت تمام این حرف را نوشته. او لیبرال تر است یا ابن سینا؟ ابن سینا هرگز چنین چیزی نگفته است. در مورد ابن سینا بی انصافی شده. من در سخنان ابن سینا سخنان فلسفی می‌بینم و او را و امثال او را یک سر و گردن از همه فیلسوفان غربی بزرگ تر می‌بینم. ابن سینا در ردیف ارسطو است. اگر نگویم از ارسطو بزرگتر است. ارسطو را خوانده ولی ذره‌ای در قید او باقی نمانده است، از ارسطو فرار کرده است. درست است که فلسفه، علم به حقایق است متاسفانه فلسفه اسلامی در بخش های طبیعیات و ریاضیات پیشرفتی نداشته است. ولی در الهیات من معتقدم که فیلسوفان اسلامی هنوز هم در دنیا حرف اول را می‌زنند. در الهیات کسی در این قرن به گرد ابن سینا و ملاصدرا هم نمی‌رسد.
یک عده جوان مجذوب پلاتینگا هستند اصلاً بررسی کنید. بی انصافی نکنید. البته در طبیعیات من هیچ حرفی ندارم. اما در الهیات که بخش اصلی فلسفه است من ملاصدرا را از جمیع فیلسوفان غرب یک پله بالاتر می‌دانم. فلسفه‌خوان‌های ما اشتباه می‌کنند. تازه فلسفه اسلامی فقط ابن سینا و ملاصدرا نیست. فلسفه اسلامی امروز اوجش در الهیات است. الهیات اسلامی را باید در سنایی بخوانید. باید سنایی را خواند و فهم کرد. همچنین عطار را. کجا الهیاتی پیدا می‌کنید که با مصیبت نامه عطار برابری کند؟
فلسفه‌خوانده‌های ما حتی اسم بعضی از حکمای بزرگمان را نشنیده اند. ابو سلیمان سجستانی حکیم است، هم چنین ابو یعقوب سجستانی و حمیدالدین کرمانی و ابوالحسن عامری و ….. این ها هر کدام‌شان با بزرگترین فیلسوفان غرب برابرند. ظلم و بی انصافی تاریخی رفته است بر این بزرگان. من دردمندانه حرف میزنم. می‌گویند اسفار خوانده ایم. کجا؟ کی اسفار خوانده ای؟»

کامنت مهدی صادقی گیوی را نیز، که ظاهرا پسر فلسفه‌خوانده‌ی مرحوم شیخ صادق خلخالی است، بخوانید:

«با سلام خدمت آقای دینانی
جناب آقای دینانی در اغلب سخنرانی ها سعی دارند این جمله را تکرار کنند که فلان فیلسوف اسلامی چیزی کمتر از فیلسوفان غربی نداشته است ودراین مقاله مثلا ملاصدرا کمتر از هایدگر و یا دیگران در غرب نبوده است.
بسیار خوب معیار این برتری چیست؟ برای تشخیص برتری یک فلسفه بردیگری باید به هردو آشنا بود. آیا آقای دینانی مثلا با فلسفه هایدگر یا کانت یا دیگران آشنایی دارند؟ منظورم اینست که آیا خودشان متون این فیلسوفان را خواند اند؟ زیرا آشنانی صرفا خواندن ترجمه یا تفسیر دیگران نیست. آیا میتوان بدرستی با فلسفه ملاصدرا آشنایی حاصل کرد بدون آنکه متن اسفار یا مبداء و معاد و سایر آثار صدرا را بخوانیم؟ بعد اینکه معیار برتری یا تساوی چیست؟ آقای دینانی چه معیاری برای برتری یا تساوی فلسفه ملاصدرا با فلاسفه غربی در دست دارند؟ و چرا این معیار را مطرح نمی‌کنند تا دیگران هم بدان مجهز شوند. اینکه مرتبا در سخنرانی‌ها تکرار کنیم که مثلا ملاصدرا یا ابن سینا یا فارابی یا سایر فلاسفه اسلامی دست کمی از کانت و هگل و هایدگر ندارند مشکلی از آقای دینانی را حل نمی‌کند.
مطلب دیگر اینکه فیسوفان غربی و شرقی هریک مسائل خاصی را مطرح کرده اند و اصلا برتری مطرح نیست . مگر اینکه بگوئیم در مسله مشخصی که دو فیلسوف غربی و شرقی مطرح کرده اند فیلسوف شرقی یا اسلامی مساله و مشکل را بهتر طرح و یا حل کرده است.
مطلب دیگر اینکه فیلسوفان شرقی و غربی از زمان افلاتون ببعد تا نیچه هیچکدام به مفهوم وجود نپرداخته اند گرچه بسیار فلسفه خود را فلسفه وجودی خوانده اند ولی در واقع از موجود سخن گفته اند. براین اساس دیگر برتری معنی خود را از دست می‌دهد و جناب دینانی باید طرح مسله نمایند و بگویند فلان فیلسوف اسلامی به طرح وجود پرداخته و یا فلان فیلسوف غربی به مساله وجود نپرداخته است.
ارادتمند مهدی صادقی گیوی»

در این آدرس:
http://www.iptra.ir/vdcfw6tmdde.html

 

 

 

۴ comments

  1. جالب بود… راستی بیشتر این مقایسه ها و این گونه نظر ها منشع روانی دارد و نه صرفا توجیه عقلانی.

  2. گویا بچه ها تو سجاد روسفیدمون کردند…
    http://www.radiozamaneh.org/news/2007/05/post_1450.html

  3. من هم با خانم عرب موافقم البته با این منشا روانی نه آن منشع روانی.

  4. جواد رمضانی

    چرا هو می کنید؟ منشأ روانی دارد یعنی چی ؟ می دانیم که دکتر دینانی هایدگر و کانت نمی داند. اما از راست تا چپ فلسفه خوانده های این مرز پرگهر هر کی بگوید هایدگر بلد است، حرف مفت زده. مهم ترین کتاب کانت را در مملکت ما کی به زبان شیرین فارسی خوانده که دینانی دومیش باشد؟ چاپ اول “سنجش خرد ناب “را هنوز می توانید به ثمن بخس تهیه کنید وروی دست ناشر مانده. دینانی از کانت همان قدر بلد است که بقیه . پس معیارهای برتری موجود نیست ؛ چون اسبابش موجود نیست و این هیچ ربطی به دینانی ندارد. نکته دیگر در حرف دکتر دینانی ” الهیات” بود و مقایسه آن با الهیات غربی. حداقل در این مورد، هم افق تفکر فلسفی شرق و غرب تا اندازه ای یکسان است و هم دینانی اینکاره است. منصف باشیم.

Leave a Reply