دلایل نا خلفی نصر پسر

۶ تیر ۱۳۸۶

در چند پست پیش، مطلبی از ولی‌رضا نصر گذاشتم و او را «پسر نا خلف پدر» خواندم. برخی از دوستان عزیز این وبلاگ، مرا به خاطر این تعبیر مورد پرسش قرار دادند. من این تعبیر را از آن‌رو گفتم که نصرِ پدر سنت‌گرا ست و با ایده‌های عصر روشنگری مانند دموکراسی میانه‌ای ندارد اما پسر، مدرنیست است.
با این حال شاهد دیگری از غیب هم رسید: نصر پسر از تاثیر گذاران بر بوش است و برای طولانی‌تر ماندن آمریکا در عراق، تئوری شیعه‌شناختی می‌دهد و معتقد است و بوش را هم معتقد کرده که اگر آمریکا در عراق نماند شیعیان و سنیان، دعوای قرون وسطایی شیعه-سنی راه می‌اندازند اما نصر پدر منتقد آمریکا است و از تشیع تلقی دیگری دارد.
مقاله‌ی دکتر دباشی در نقد نصر پسر را بخوانید و اگر حوصله‌ی خواندن همه‌اش را ندارید به گزینش من اعتماد کنید و این بخش‌هایش را بخوانید:



« [...]  ولی‌رضا نصر: آیا کیسینجر دیگری در راه است؟

یکی از ارجاعات خاص پرزیدنت بوش در نطق سالیانه وحدت که در ذیل می‌آید بسیار درخور توجه است؛ «اگر نیروهای آمریکایی قبل از اینکه بغداد دارای امنیت کامل شود عقب‌نشینی کنند، دولت عراق توسط افراطیون از هر ناحیه‌ای مورد تهاجم واقع می‌شود و ما باید در انتظار یک نبرد قرون وسطایی میان افراطیون شیعی و بنیادگرایان سنی تحت حمایت القاعده و حامیان رژیم سابق عراق باشیم. موجی از خشونت‌ سراسر عراق را فرا می‌گیرد و تمام منطقه به دامن کشمکش سقوط می‌کند.»
چگونه این ارجاع خاص در نطق بوش وارد شد؟ از چه زمانی بوش به تمایزهای میان شیعیان و اهل سنت آگاه شده است؟ به نظر می‌رسد این اشاره خاص بوش به خصومت‌های میان شیعیان و سنی‌ها متاثر از کتاب اخیر سیدولی‌رضا نصر باشد که در دپارتمان امور امنیت ملی مدرسه تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی به پرسنل نظامی آمریکا مسائل اسلامی- که به صرف اسلامی بودن برای امنیت ملی آمریکا مضر و خطرناک‌اند- را تدریس می‌کند.
به گزارش وب‌سایت مدرسه تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی؛ این مرکز یک موسسه آکادمیک است که کانون توجه و تمرکزش برنامه‌های پژوهشی و مطالعاتی مرتبط به منافع نیروی دریایی و نیز سایر نیروهای وزارت دفاع آمریکاست. برنامه‌های این مدرسه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که با اقتضائات منحصر‌به‌فرد ارتش آمریکا سازگاری داشته باشند.
ولی‌رضا نصر در کتاب اخیرش که با نام «احیای شیعیان: چگونه کشمکش‌های درونی جهان اسلام، آینده را شکل خواهند داد؟» در سال ۲۰۰۶ چاپ شد به دانشجویانش در دپارتمان امور امنیت ملی مدرسه مذکور و سایر مشتاقان آشنایی با اسلام و تشیع گزارش می‌دهد که آمریکایی‌ها بهتر است که مواظب باشند زیرا موجود خیالی نوینی به نام «هلال شیعی» به وجود آمده است.
این پدیده نوین هیات کینه‌توزانه‌اش را از پاکستان و ایران تا عراق و سوریه و لبنان گسترش می‌دهد و در آستانه فروغلتاندن منطقه در یک ستیز قرون وسطایی با اهل تسنن است. بدین‌ترتیب این هلال شیعی متحدین میانه‌رو آمریکا و منافع این کشور را تهدید می‌کند. دقیقا تهدید فرضی این هلال شیعی است که در نطق وحدت پرزیدنت بوش حلول می‌کند.
مطمئنا ناظرانی همچون مایکل هرش(Michael Hirsh) نویسنده نیوزویک بر این نظرند که توجه خاص بوش به مساله اختلاف شیعه و سنی در جهان اسلام به خاطر ظهور هنری کیسینجر (Henry Kissinger) دیگری در استراتژی پسافاجعه جدید رئیس‌جمهور آمریکا در باب عراق است.
مایکل هرش طی مقاله‌ای به تاریخ اول فوریه ۲۰۰۷ در هفته‌نامه نیوزویک اینگونه گزارش می‌دهد: طی یک‌سری تحرکات فوق‌العاده، وزیر خارجه خانم رایس و سایر مقامات، ایالات متحده در جست‌وجوی ایجاد جبهه‌ای متحد از رژیم‌های سنی عرب منطقه و اسرائیل علیه ایران شیعی به عنوان بخشی از رویکرد ستیزه‌جویانه جدید در قبال تهران هستند.
اما در حالی که به تعبیر مایکل هرش «آراء» هنری کیسینجر را می‌توان در مسیر کلاسیک وی در مورد چانه‌زنی از موضع قدرت پی گرفت اما «آراء» ولی‌رضا نصر در یک موقعیت مجلل‌تر و مهمتر منعکس شده است.
تاثیر ولی‌رضا نصر صرفا به تداوم این وضعیت جنگی نینجامیده بلکه تاثیرش به گونه‌ای بوده که این وضعیت جنگی را به صورت خودجوش به پیش رانده است. اگر نقش اسامه بن‌لادن این باشد که به امپریالیسم جهانی آمریکا- که به «جنگ علیه تروریسم» مشهور است- یک سرشت اسلامی عام‌پسند بدهد و آن را وجیه سازد، پس کارکرد کتاب ولی‌رضا نصر- که به تعبیر مایکل هرش به استراتژی‌های هنری کیسینجر پهلو می‌زند- باید این باشد که به نبرد عظیم با «تروریسم اسلامی» یک نظم اسلامی ذاتی بدهد و از این طریق این نبرد را موجه جلوه دهد.
به عبارت دیگر اگر افغانستان امروزه در وضعیتی از ویرانی کامل قرار دارد و گروه طالبان در آستانه بازگشت مجدد به قدرت‌اند یا اگر پس از گذشت تقریبا چهار سال از حمله نیروهایی به رهبری آمریکا به عراق، این کشور دچار ویرانی تمام‌عیار با صدها هزار عراقی زمین‌گیر، مقتول،‌ معذب،‌ محبوس و آواره شده است، این ویرانی‌ها هیچ‌کدام ربطی به ایالات متحده ندارد. اینها همگی به واقع منتج از همان «نبرد قرون وسطایی‌ای» است که پرزیدنت بوش در خطابه وحدت از آن به عنوان نبرد میان افراطیون شیعی و بنیادگرایان سنی زیر چتر القاعده یاد کرده بود.
حضور و ظهور پر طمطراق استدلال‌های ولی‌رضا نصر، شورای راهبردی هنری کیسینجر،‌ استراتژی احیاشده بوش در مورد سیطره ستیزه‌جویانه در عراق و احتمال حمله به ایران همگی دست به دست هم داده‌اند تا وضعیت و حالت جنگی‌ای را که هم‌اکنون تقریبا به طور خودمحرک و خودجوش دارد به مسیر خود ادامه می‌دهد تداوم بخشند.
خودجوش از آن رو که ایالات متحده نه به اختیار و علاقه خود که به واقع کاملا برخلاف میل و خواست و حسن نیت‌اش به سمت این نبرد قرون وسطایی کشیده شده است.

هلال شیعی، دانش عمومی و عملیات روانی

کتاب ولی‌رضا نصر به عنوان یک مداخله عمده ایدئولوژیک در کمک و تحریک به «جنگ علیه تروریسم» دو کشور آمریکا و اسرائیل هنگامی به چاپ رسید که وی توسط ارتش آمریکا به استخدام درآمده بود و گشاینده فصل نوینی در باب سیاست و قدرت منبعث از دانش است.
با توجه به صور مختلف جامعه‌شناسی معرفت و در ژرف‌ترین رویه‌های نظریه‌پردازی‌های میشل فوکو در باب رابطه دانش و قدرت، هیچ‌کس تاکنون چنین روزی را تصور نکرده بود که تشکیلات نظامی یک امپراتوری جهانگستر- به گونه‌ای که تریلوژی به شدت مورد توجه چالمرز جانسون (Chahmers Johnson) به طرز مجاب‌کننده‌ای آن را نمایش داده- خود بخواهد آغازکننده تولید دانش بومی در باب دشمن‌اش و نیز اشاعه‌دهنده آن در حوزه عمومی به طرزی گسترده باشد.
به این دلیل کتاب احیای تشیع ولی‌رضا نصر به عنوان بخشی از عملیات روانی به منظور آماده کردن اذهان عمومی برای یک وضعیت طولانی‌تر جنگی علیه «تروریسم اسلامی» تلقی می‌شود. تروریسم اسلامی، تروریسمی است که علی‌الظاهر منبعث از «نبرد قرون وسطایی» میان شیعیان و سنی‌ها و کاملا مستقل از مقاصد نیک و حسن‌نیت آمریکاست.
در این تفسیر، پرزیدنت بوش به مسلمانان صلح و رفاه از طرف آمریکایی‌ها نوید می‌دهد، با این وجود توحش قبیله‌ای مسلمانان ایشان را مانع از آن می‌شود تا سزاوار چنین هدیه‌ای باشکوه باشند. فاجعه‌ای که تمام جهان و روانی محدود نمی‌شود. [...]»
در این آدرس:

http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-05/338.htm

 

۲ comments

  1. اخوی.در پیوندهای روزانه ی من لینکی هست در مورد آمریکایی اندیشی حاد دکتر ولی نصر.ببین اش.شب خوش

  2. فعلاً از لینکهای آقای مازاریان چیزی دستگیرم نشده و کتاب آقای نصر رو هم نخونده ام و نمی دونم شما درباره این گونه نظرات ایشون صرفنظر از مقاله هم میهن آیا منبع اطلاعاتی دیگه ای هم داشته اید. اما صرفاً براساس این نوشته هم میهن اون تلقی که شما درباره معنا و هدف نظرپردازی آقای نصر قائل شده اید قابل استنتاج نیست. نوشته آقای دباشی بیشتر توضیح هجوآمیزیست از قضایای اشغال عراق طبق دیدگاه دولت بوش و براساس این مقاله نمی شه دیدگاه آقای نصر رو به دست آورد. عنوان کتاب طبق چیزی که در مقاله آمده؛ “احیای شیعیان: چگونه کشمکش‌های درونی جهان اسلام، آینده را شکل خواهند داد؟” به خودی خود نکته منفی، ضدایرانی، ضداسلامی یا ضدشیعی نداره بلکه عمیق و هوشمندانه هم هست. اما این تلقی شما که؛ “اگر آمریکا در عراق نماند شیعیان و سنیان، دعوای قرون وسطایی شیعه-سنی راه می‌اندازند” که از قرار معلوم در توضیح هدف کتاب فوق نوشته شده البته معنایی توهین آمیز، تبلیغاتی و ضداسلامی و ضدایرانی داره. شاید در عمل مثلاً دولت بوش چنین تلقی از کتاب کرده باشه ولی خود نویسنده در پی چنین مفهومی نبوده و آقای دباشی هم این رویکرد دولت آمریکا رو نقد کرده باشه.
    دیگه این که مقصود از جنگهای شیعه و سنی قرون وسطی چیه؟ اسماعیلیان و سلجوقیان یا صفویان و عثمانیان؟ چطور می توان برای جنگی در قرون میانه اسلامی خاستگاهی دینی تصور کرد. جنگهای مذهبی چه در قرون وسطی و چه در قرون مدرن جایگاهی غیر از اروپا نداشته. اروپاییها و نوادگان خلفشون در آمریکا با چنین استنتاجاتی عدم تحمل مذهبی تاریخی خودشونو به اسلام فرافکنی می کنند و سلسله عدم شناخت صحیح خودشونو از اون تداوم می دهند.

Leave a Reply