خرده نکته‌ها‌یی در باب اخلاق تجارت (the ethics of business)

۷ مهر ۱۳۸۶

۱٫ تجارت، نحوه‌ای کار (work) است و در بادی امر (prima facie) اینگونه به نظر می‌رسد که هدف از آن صرفا تامین معاش مادی برای گذران زندگی است. لازمه‌ی چنین نوع نگاهی به کار، این است که اگر فرضا بتوان بدون کار کردن یا بدون کار کردن متناسب با در آمد، در آمدی کسب کرد، از آنجا که هدف کار صرفا کسب در آمد است، این کار رواست. در حالی که شهود اخلاقی (moral intution) چنین لازمه‌ای را روا نمی‌داند. بنا بر این بر اساس قاعده‌ی اللازم باطل فالملزوم مثله، آن تعریف از کار، اخلاقا درست نیست. 
2. بر اساس نگاه وجودی (existential) به کار، و مثلا براساس تعریف میگل د. اونامونو، الاهی‌دان، رمان‌نویس و فیلسوف معاصر اسپانیایی، «کار، عملی‌ترین تسلای اندوه به دنیا آمدن است»  بر این اساس حتی اگر کسی فرضا مشکلی برای گذران وجه مادی زندگی نیز نداشت، کار امری لازم و روا بود زیرا کار کردن نحوه‌ای مواجهه با هستی است.
۳٫ از تامل بر روی خود کار که بگذریم و مشخصا وارد کار تجاری که بشویم، می‌توان گفت که اخلاق در تجارت صرفا موقعی معنا می‌یابد که ما رویکرد خود را به اخلاق مشخص کرده باشیم. مثلا بر اساس اخلاق پیامدگرا (consequentialist) عملی اخلاقی است که پیامدهای خوبی داشته باشد، اینکه این پیامد خوب باید برای چه کسی باشد (خود فرد یا جامعه) بستگی به آرای مختلفی دارد که در میان پیامدگرایان اخلاقی وجود دارد. نیز بر اساس اخلاق وظیفه‌گرا (deontologist) (که نا پیامدگراست) عملی خوب است که مطابق وظیفه باشد و بر اساس این تلقی از اخلاق، ما مامور به وظیفه‌ایم و نه نتیجه.
۴٫ با این حال توجه به این نکته بایسته است که عملی واحد هم می‌تواند از سوی وظیفه‌گرایان، اخلاقی یا غیر اخلاقی شمرده شود و هم از سوی پیامدگرایان. مثلا خودکشی می‌تواند از سوی هر دو گروه غیر اخلاقی شمرده شود.
۵٫ حرص و طمع و تلاش بی‌وقفه برای افزودن سرمایه از طریق گسترش کار تجاری، از اصول قطعی و دائمی اخلاق کار تجاری است (این اصل را زین پس «اصل اخلاق کار تجاری» می‌نامیم). از سوی دیگر، در اخلاق سنتی همه‌ی ادیان و مذاهب، بر پرهیز از حرص و طمع سخن رفته است و گنج حقیقی، قناعت دانسته شده است. بر این اساس، تعارضی میان اخلاق سنتی و اصل اخلاق کار تجاری ایجاد می‌شود. آیا این تعارض رفع شدنی است؟ توصیه‌ی اخلاق سنتی، توصیه‌ای ایده‌آل و اصل اخلاق کار تجاری، اصلی واقعی است.
۶٫ شاید یکی از راه‌حل‌ها این باشد که با به رسمیت شناختن اصل اخلاق کار تجاری، کوشش شود که از فجایعی که ممکن است این اصل بیافریند جلوگیری شود. به تعبیر دیگر تلاش در اخلاق تجارت نه مخالفت از منظری ایده‌آل با اصل اخلاق کار تجاری باشد بلکه صرفا مخالفت با مواردی از اِعمال آن اصل باشد که به سود جویی محض بدون در نظر گرفتن مصالح اجتماع می‌انجامد. 
7. اصل اخلاق کار تجاری، از آنجا که به سرمایه‌اندوزی بی پایان دعوت می‌کند، اصلی مستعد ویرانی مصالح جامعه است. زیرا بنا بر این اصل، اگر سرمایه با تولید کالایی تامین ‌شود که برای جامعه مضر است اما ضرر آن به نحوی است که سرمایه‌دار قانونا با مشکلی مواجه نمی‌شود، تولید آن کار رواست. راه مناسب مقابله با این‌گونه سودجویی‌های مضر، دعوت به ترک کلی اصل اخلاق کار تجاری نیست. در فقه اسلامی، احتمالا ملهم از برخی احادیث، مستحب است که اگر کاسب قوت یک روز خود را به دست آورد مغازه‌ی خود را تعطیل کند (برای نمونه نگا: شرح لمعه، باب مکاسب)، چنین توصیه‌ای به گواه تاریخ تجارت اسلامی هیچ‌گاه حتی از سوی متدین‌ترین کاسبان عملی نشد و همین، گواه تاریخی خوبی است بر این مطلب که نفی اصل اخلاق کار تجاری میسر نیست. راه مناسب، اگر چنین راهی وجود داشته باشد، می‌تواند این باشد که محققانِ اخلاق تجارت بکوشند تا این نکته را موجه نمایند که در دراز مدت سود تاجر به این است که کالای او دارای کیفیت بوده و مفید به حال اجتماع باشد. به تعبیر دیگر بکوشند تا رعایت مصالح اجتماع را به همان سودگرایی تاجر گره بزنند.

۱۴ comments

  1. الف) شهوت دنیا مثال گلخن است / که ازو حمام تقوی روشن است. تا چند سال پیش معنایی برای این بیت نمی یافتم اما با گسترش دید اجتماعی ام متوجه شدم که کسب و کاری که حتی از روی حرص و آز گسترش می یابد با ایجاد کار برای عده ای تا حد زیادی جلوی فقر و فساد وفحشا رادر بین آن افراد میگیرد و از این جهت است که حمام تقوی را روشن نگاه می دارد.
    ب) راه حل شما موضوع مورد بحثی در بین اقتصاد دانان و مدیران است عده ای با آم موافقند و عده ای مخالف اما در هر صورت گرایش در بازاریابی ( marketing ) بنام بازاریابی اجتماعی ایجاد شده است که در پی نهادینه کردن راه حلی است که شما ارائه داده اید

  2. سلام
    پیشاپیش سالروز شهادت مولا علی را به شما دوست عزیز تسلیت میگویم. باشد که در راهش قدم برداریم …
    خوشا بحالت در شبهای قدر یاد ما هم باش
    مدد زغیر تو ننگ است یا علی/ یا علی مددی

  3. وبلاگ شما در گروه سیاسی سایت بازنگار به ثبت رسیده است. از این پس تمامی مطالب وبلاگ نیم ساعت پس ازا نتشار در وبلاگتان به سایت بازنگار منتقل می شود. انتشار بازنگار انتشار شماست.

  4. وقتی نام یاسر میردامادی را روی جلدویژه نامه روشنفکری دینی دیدم چند خاطره کوتاه مثل چند تکه پازل توی ذهنم کنار هم قرار گرفت. مدرسه دماوند سال ۷۶ یا شاید ۷۷ … و حسینیه ای در بازار بزرگ مشهد با آقای امجد… طلبه سید جوان و محجوب و باصفایی که گاه صوت قرآنش خیلی دلپذیر بود… فرصت نبودویژه نامه را بخوانم برای یکی از همکلاسی ها بود. اماتصویرت راکه دیدم حدس زدم اتفاقی که برایت افتاد تا حد زیادی بایدشبیه اتفاقی باشدکه برایمنو خیلی از طلبه های دیگر هم افتاده. امیدوارم هرکجا هستید شادو پیروز و موفق باشید.

  5. علی نظری

    با سلام،
    ۱- (سوال به قصد کشف و کنکاش و نه به قصد نقض آن) تا چه حد میتوان به شهود اخلاقی (moral intution) استدلال کرد؟ تعریف آن چیست؟
    ۲- آیا رویکرد به اخلاق فقط می تواند پیامد گرا و یا وظیفه گرا باشد و نمی تواند شامل طیفی از این دو (فازی) باشد؟ در صورت منفی بودن جواب، آیا این نتیجه گیری درست است که رویکرد پیامد گرا با تعالیم دینی ما در تعارض است؟
    ۳- از آنجاکه در اخلاق سنتی و سایر تعالیم مذاهب معمولا توصیه ها به صورت تعبدی است لذا فلسفه آن توصیه ها و یا همه فلسفه های آنها ممکن است ذکر نشود. بنابراین با فرض عاقبت اندیشانه بودن این تعالیم، در صورت تعارض با اصلی و یا فرضی دیگر نمی توان ادعا بر حل تعارض کرد. زیرا گرچه ممکن است وجهی از آن در نظر گرفته شود ولی نیز ممکن است وجه دیگری که نادیده گرفته شده است در عمل نتیجه مورد نظر را نقض کند. یعنی مثلا اگر در تعالیم توصیه به پرهیز از حرص ورزی شده است شاید دلایل متعددی داشته باشد که یکی از آن مصالح اجتماع باشد. گرچه که این کلام ممکن است نقض همه فرضیه هایی که با تعالیم در تنافضند را در پی داشته باشد.
    اگر ناپخته بود ببخشید.

  6. یاسر عزیز
    یخ من باز شد و مطلبی نوشتم.
    منتظرت هستم.

  7. سلام یاسر عزیز
    مرسی برای تذکر. من به خاطر یادداشت شما فیلم را یکبار دیگر دیدم شاید حق با شما بود و میبایست با روشنی بیشتری برخورد میکردم. این موضوع البته تا حدودی در ذهن من بود ولی تغییر بحث اجازه نداد ولی من از ماجرای مونتاژ عکس ها خبر نداشتم و در جلوی دوربین معلوم نمیشد. سعی میکنم در فرصتی اینرا جبران کنم و واقعا متاسف هستم. اگر همکار عزیزم آقای سروش را دیدید اینرا به ایشان بگویید
    از انتقاد شما هم بسیار تشکر میکنم

  8. یادو باشد به سیل کسانی که در بازار می شناسمشان بگویم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  9. hala ke nemibinamat la’aqal emkan e khandanat ra dariq nakon rafiq

  10. سلام/ یاد این آیه افتادم: رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه و ایتائ الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار … ایشالا که بشیم از این جمع …

  11. برادر.مردم اندر حسرت حباب نو

  12. سلام!
    بابا تو این «خرده نکته ها» گیر فرمودی که!
    ***
    http://sanction.blogfa.com/post-22.aspx
    حرام اعلام کردن استفاده از بلوتوث در عربستان

Leave a Reply