آهای خارج نشین مزدور! طنز می‌نویسی؟

۱۳ دی ۱۳۸۶

یکی از چیزهایی که در هر حالتی باشم (خصوصا در حالت ناراحتی از مسائلی که بر ایران زمین می‌رود ) مرا می‌خنداند و از غم و یاس در می‌آورد، طنزهای این سید ابراهیم نبوی طناز است. نکته‌ی مهم در طنز‌های او این است که به واقع طنز نیست بلکه «خود حقیقت نقد حال ماست این». به این نمونه توجه کنید:

با توجه به اینکه « انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی فعلا گازمان قطع ‏شده است» و با عنایت به اینکه قرار بود یک سال پس از ریاست جمهوری نفت سر سفره مردم ‏بیاید، اما دو سال پس از آن بنزین از سفره مردم حذف و سه سال بعد یعنی امسال نیز گاز قطع ‏شده است، از کلیه ملت بدون گاز ایران درخواست می شود، برای گرم کردن تنور انتخابات فعلا ‏از هیزم استفاده کنند.

 

 

۱۴ comments

  1. بسم الله الرحمان الرحیم.
    سلام علیکم.
    هیچ گاه گرایشی به وبسایتها یا وبلاگهای طنز نداشتم.
    ***
    و ببین نوشته ی من در ذیل مقاله ی جدید محمد نورالهی را.

  2. به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ
    برادر
    سلام
    مطالب اخیر وبلاگت را که می خواندم بر خوردم به “حدیث مکرر کفر و ایمان” خوب نوشته بودی. به گمانم عبارة اخرای همان عبارت معروف ماست: به نام خداوند پریروز و پسفردای تاریخ
    سخت گرفتارم.
    بدرود

  3. بسم الله الرحمان الرحیم.
    سلام علیکم.
    عبارت معروف سیدعباس سیدمحمدی:
    «بسم الله الرحمان الرحیم. سلام علیکم.»
    عبارت معروف محمد نورالهی: «به نام خداوند پریروز و پس فردای تاریخ.»
    عبارت معروف امیر مهدی ی حکیمی:
    «سلام. به روزم.»
    عبارت معروف سیدیاسر میردامادی:
    «حدیث مکرّر کفر و ایمان.»
    ***
    نخند!

  4. بسم الله الرحمان الرحیم.
    دوست ارجمند و عزیز، محمدرضا ملایی (http://www.mollaie.blogfa.com/).
    سلام علیکم. با تواضع به ساحت جناب عالی که از فضلای علوم اسلامی هستی، و تواضع به ساحت فقهای اسلام و عالمان اسلامی.
    طبق فهم بنده و اطلاعات بنده، ظاهراً «ولایت فقیه» معنایش این است:
    «در زمان غیبت امام زمان (عج)، در جامعه ی اسلامی، حکومت در دست فردی است که چند سال کتابهای فقهی و اصولی و عقیدتی و تفسیری و صرف و نحو و بلاغت و … خوانده است، و علاوه بر خواندن کتابهای فوق، به «تحصیل الحجة علی الاحکام الشرعیة الفرعیة عن ملکة و استعداد» هم دست یافته است، و ترجیحاً «تحصیل الحجة علی الاحکام الشرعیة الفرعیة عن ملکة و استعداد» او را فرد یا افرادی دیگر که چند سال کتابهای فقهی و اصولی و عقیدتی و تفسیری و صرف و نحو و بلاغت و … خوانده است/خوانده اند، و علاوه بر خواندن کتابهای فوق، به «تحصیل الحجة علی الاحکام الشرعیة الفرعیة عن ملکة و استعداد» هم دست یافته است/دست یافته اند، تأیید کرده اند، و چند شرط دیگر شامل تقوا و بینش سیاسی و … را هم دارا است. این منصب را امامان معصوم و رسول الله و خدای متعال (طبق آیاتی از کلام الله مجید) به فرد توصیف شده اعطا کرده اند. اثبات یا نفی این که فرد توصیف شده چنین منصبی دارد یا ندارد، فقط در صلاحیت فرد یا افرادی است که چند سال کتابهای فقهی و اصولی و عقیدتی و تفسیری و صرف و نحو و بلاغت و … خوانده است/خوانده اند، و علاوه بر خواندن کتابهای فوق، به «تحصیل الحجة علی الاحکام الشرعیة الفرعیة عن ملکة و استعداد» هم دست یافته است/دست یافته اند. اگر افراد عامی (عامی ی کم سواد، عامی ی فیزیکدان، عامی ی حقوقدان، عامی ی دکتر در علوم سیاسی، …) بخواهند این منصب را نفی کنند، نفی کردن آنان «خنده دار» است.»
    صریح و روشن بفرما، آیا «ولایت فقیه» را درست تعریف کردم یا تعریفش به نحو دیگر است. اگر تعریفش به نحو دیگر است، تعریفش را صریح و روشن و دقیق بفرما.
    گیرنده:
    علیرضا مازاریان؛
    سیدیاسر میردامادی؛
    سیدسراج الدین میردامادی؛
    سیدهادی ی نوری؛
    مصطفی ستاریان؛
    فاضل قاسم فام؛
    محمدرضا مردانیان؛
    عبداللطیف عبادی؛
    محمد نورالهی؛
    محمدرضا ویژه؛
    امیرعباس ریاضی؛
    پی کو لو؛
    حامد فدایی؛
    حمید تقی آبادی؛
    محمدجعفر ایرانی؛
    دانش طلب مدرسه ی عالی ی شهید مطهری؛
    فرید وحدت.

  5. سلام به دوست و همشهری عزیزم .
    خوشحالم که از طریق یکی از دوستان تونستم وبلاگ شما رو ببینم .
    منم هم بچه ی مشهد و هم ساکن مشهد هستم . سایتم هم ایران سهراب نام داره که اومدم بهتون بگم خوشحال میشم با شما تبادل لینک داشته باشم . از اونجایی که ما با هم همشهری هستیم و به نوعی خودجوش در دنیای مجازی امیدوارم دعوت منو قبول کنین .
    به من هم سر بزنید .
    شاد و خرم بمانید

  6. یاسر عزیزسلام
    مطلبی نوشته ام که بی شباهت به این پست جنابعالی نمی باشد.
    نظر من را درباره این آقایان می دانی و این اتفاقات می دانی.

  7. فروغ

    اینجانب در لیست مخاطبان آقای تهرانی نیستم ولی مایلم اعلام کنم که تعریف نسبتا مناسب و محترمانه و بسیار بزرگوارانه ای از این پدیده ارائه شد.

  8. سلام
    راستی نظر مبارکتان در مورد مصاحبه دکتر سروش با عنوان “کلام محمد” منتشره در رادیو زمانه چیست؟
    بشدت منتظرم.

  9. “آهای خارج نشین مزدور!” گاهی وقت خا اینو به ما هم می گن !

  10. سلام!
    معظم له (معظم له یعنی خود بنده!) هرچه کوشش فرمود آقای شمرشناسی را متوجه قبح عنوان شمرشناسی کند موفق نشد! گویا خاصیت جلب توجه کنندگی ی این عنوان چنان زیاد است، که نمی شود از آن دل کند!

  11. سلام بر شما.
    سابقه پارلمان در ایران از صد و اندی سال هم گذشته است. اما چرا تجربه “پارلمان ایرانی” نتوانسته است به اندازه نمونه های هم عصر خود توفیق داشته باشد؟
    گذشته از مباحثی که معطوف به “توسعه نیافتگی” و “زمینه های تاریخی ایرانیان” است، تشکیل نیافتن مجلسی از نمایندگان و نخبگان واقعی ملت، مهمترین عامل در این شکستها بوده است. هم در دوران قبل از انقلاب و هم بعد از آن. در این باره حرفهای بسیاری موجود است که به مرور بیان خواهد شد.
    اما در برابر مشکلات روزمره جامعه ایرانی دو کار می شود انجام داد. اول اینکه نشست و در برابر کم کاریها و ضعفها بر سر خود کوبید و دوم اینکه برخاست و وارد میدان کارزار گردید. من اکنون را ه دوم را برگزیده ام. به حول الاهی برخاسته ام تا قدمی برای رفاه مردم و آبادی ایران و حاکیمت عقلانیت در صحنه سیاست و معیشت بردارم.
    از کلیه دانشجویان، مردم شریف و دوستان وبلاگی مشهدی درخواست میگردد، هر گونه پیشنهاد و اعلام همکاری خود را با اینجانب در میان بگذارند …
    زندگینامه، تحصیلات، تجربیات و برنامه ها را می توانید در این وبگاه موقت مشاهده نمایید:
    سلام بر شما.
    سابقه پارلمان در ایران از صد و اندی سال هم گذشته است. اما چرا تجربه “پارلمان ایرانی” نتوانسته است به اندازه نمونه های هم عصر خود توفیق داشته باشد؟
    گذشته از مباحثی که معطوف به “توسعه نیافتگی” و “زمینه های تاریخی ایرانیان” است، تشکیل نیافتن مجلسی از نمایندگان و نخبگان واقعی ملت، مهمترین عامل در این شکستها بوده است. هم در دوران قبل از انقلاب و هم بعد از آن. در این باره حرفهای بسیاری موجود است که به مرور بیان خواهد شد.
    اما در برابر مشکلات روزمره جامعه ایرانی دو کار می شود انجام داد. اول اینکه نشست و در برابر کم کاریها و ضعفها بر سر خود کوبید و دوم اینکه برخاست و وارد میدان کارزار گردید. من اکنون را ه دوم را برگزیده ام. به حول الاهی برخاسته ام تا قدمی برای رفاه مردم و آبادی ایران و حاکیمت عقلانیت در صحنه سیاست و معیشت بردارم.
    از کلیه دانشجویان، مردم شریف و دوستان وبلاگی مشهدی درخواست میگردد، هر گونه پیشنهاد و اعلام همکاری خود را با اینجانب در میان بگذارند …
    زندگینامه، تحصیلات، تجربیات و برنامه ها را می توانید در این وبگاه موقت مشاهده نمایید:
    http://abayat.blogfa.com
    در ضمن وبلاگ شما در فهرست پیوندهای “وبلاگنویسان مشهدی” افزوده خواهد شد. موفق باشید.
    وبلاگ شما در فهرست پیوندهای “وبلاگنویسان مشهدی” افزوده خواهد شد. موفق باشید.

  12. امام حسین (ع)؛ شوری در تاریخ بشر در انداخت به نام «شهادت» و طنینی در گنبدِ افلاک درافکند به نام «عاشورا».
    عاشورا؛ روز بلوغ خون و حماسه بر شما تسلیت باد.
    با ” عاشورایی برای عاشورا ” به روزم.

  13. صحبت های امشب(شب محرم)آیت‌الله امجد رو روی وبلاگم به صورت متن گذاشتم.
    اگه مایلید سر بزنید.
    اگر صلاح دیدید بد هم نیست آدرس وبلاگ را در یک پست بگذارید تا دیگران هم استفاده کنند.

  14. امید

    لعنت به شیطان
    سخنگوی قوه‌ی قضائیه فرموده‌اند ابراهیم لطف‌اللهی، دانشجوی سنندجی خود را در سلول حلق‌آویز کرده. اگر یک لاتِ بی‌سر و پا این حرف را می‌زد آدم باور نمی‌کرد. سخنگوی قوه‌ی قضائیه آن هم در یک حکومت اسلامی از من و شما که نترسد از خدا می‌ترسد. لابد این دانشجو خودش را حلق آویز کرده. از دانشجو جماعت هر چه بگویی بر می‌آید. مخصوصاً که کرد هم باشد.
    احتمالاً داشته توی سلولش قدم می‌زده چشمش می‌افتد به یکی از این نردبانهای تاشو. آن را وسط سلول باز می‌کند، می‌رود بالا، از وسط شال کردی اش یک قلاب در می‌آورد، آنرا پیچ می‌کند به سقف. بعد می‌آید پایین توی کمد سلول می‌گردد یک طناب ساخت ژاپن پیدا می‌کند، آن را دور حلقه محکم می‌بندد، از آنجا به بعد یک صندلی لازم بوده که توی سلول پیدا نمی‌کند. مجبور می‌شود مبل را بکشد آن وسط. یکی دو بار خودش را آویزان می‌کند ولی هر چه لگد می‌زند مبل نمی‌افتد. می‌آید پایین، رب اشرح لی صدری را می‌خواند. کمی قدم می‌زند و بعد خنده‌اش می‌گیرد. مبل را می‌گذارد سر جایش، همان نردبان را می‌آورد. یک لگد که می‌زند نردبان آلمینیومی گرمبی می‌افتد زمین. مسوولین و نگهبانان فکر می‌کنند زلزله شده. مشغول خواندن نماز خوف می‌شوند. یکی از آنها همینطوری از روی عطوفت اسلامی می‌گوید بروم ببینم این بنده خدا نماز خوفش را خوانده یا نه، که می‌بیند کار از خوف گذشته.

Leave a Reply