باز هم درباره‌ی داوکینز

۳۱ فروردین ۱۳۸۷

 

لابلای وب‌چرخی‌های شبانه، به این صفحه برخوردم که مجموعه‌ای از پاسخ‌ها به ریچارد داوکینز را لیست کرده است. آنان که به طور عام پیگیر اخیرترین مباحثات میان خداباوران و خداناباوران اند و نیز آنان که به طور خاص کارهای داوکینز را دنبال می‌کنند، غفلت نفرمایند:
http://cis.org.uk/resources/dawkins.shtml

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۴ comments

  1. سلام. جناب میردامادی عزیز؛ یادداشت اخیرتان را در مورد گفته های مجتهد شبستری خواندم و در وبلاگم نیز نقل کردم. آیا شما راهی می شناسید که بتوان به محضر ایشان رسید و سوالاتی را پرسید؟ حقیقتا مایلم بدانم از منظر ایشان برای مومنانه زیستن چه باید کرد؟ لطفا برای آشنایی با پرسش هایی که در ذهن بنده هست یادداشت های فروردین ۸۷ مرا ببینید و اگر برای تان مقدور است پاسخ دهید. از توجه و وقتی که صرف می کنید ممنونم.

  2. سلام
    جناب میر حباب
    چون اطلاع حاصل شد که قصد عزیمت به بلاد اجنبیه شما را نیز متحزز نموده است.
    چنانچه اسائهء ادب نباشددر کدامین زمان و به کدامین مکان رخت سفر بر می بندید.
    غرض از فضولی آن است که حقیر قصد دارم برایتان آش رشتهء پشت پا بپزم و نگران از اینکه مبادا نتوانم نذر خود ادا نمایم.

  3. کشکول

    سلام
    رفیق(عبدی کلانتری) رفیقتان(مهدی جامی)در زمانه ،پیامبر را در غزوهء احد راهزن خوانده است!
    لطف می فرمایید ازآن لاک خود بدر آیید و نظر مبارکتان را مرقوم فرمایید.

  4. دعوت از وبلاگ نویسان مشهدی برای تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل
    دوستان عزیز وبلاگ نویس مشهدی
    خاضعانه ترین سلام مرا پذیرا باشید
    این متن خیلی مهم است لطفا حتما مطالعه و مرا شرمنده خود کنید
    شیوخ عرب خلیج همیشه فارس دارند این خلیج همیشه نیلگون ایرانی را از چنگمان در می آورند.باید بجنبیم که دارد دیر می شود. اگر موافقید طی هفته آینده در مقابل دفتر سازمان ملل در مشهد تجمع کنیم و یک بار هم که شده غیرت وبلاگ نویس های مشهدی را به رخ اعراب و کشورک امارات بکشیم.بیایید اعلام نفرت کنیم.بیایید از خلیج فارس دفاع کنیم.
    منت سرم بگذارید و اگر آماده اید اعلام کنید.اگر اعلام آمادگی ها زیاد شد ، جلسه ای می گذاریم و قبل از تجمع برنامه ریزی و هماهنگی می کنیم.
    منتظرم.

  5. http://ostadamjad.blogfa.com/
    سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

  6. سلام بر ملکوتیان و از جمله جناب مستدام یاسر میردامادی. من هم از آشنایی و گپ کوتاهی که با حامد زدید و سپس با هم زدیم لذت بردم. امید که همچنان بهانه ای دست دهد و مجدد در اینجا یا در دیار کفر همدیگر را ببینیم. به نظرم نیاز من به آموختن دانسته های شما بیشتر زا حالت عکسش باشد. فیروز و پایدار باشی.

  7. آقا جان ما این میر ریچارد خان داوکینز السلطنه را بی خیال شوید. من تعداد کمی از این پاسخ ها را خواندم. البته اعتراف کنم که خواندنش به شدت سخت بود. اما این واژه ی “پاسخ” یک جورهایی نمی سازد. اگر دقت کنید اینها یک سری بحث است که خود ریچارد خان هم در وب سایتش همین ها را انعکاس داده. البته اگر منظورتان از پاسخ همان “جواب کوبنده” یا چیزی در همین مایه ها باشد مطالب بالا را عرض کردم. در غیر اینصورت که خیر.

  8. سلام
    نامه سرگشاده “وبلاگنویسان ” به خبرنگاران و گویندگان بیست و سی (شما هم امضا کنید):
    http://otopia.blogfa.com/post-258.aspx
    لجن پراکنی دوباره برنامه ۳۰/۲۰ علیه دوم خردادیها توسط یک راپورتچی مواجب بگیر!
    http://otopia.blogfa.com/post-257.aspx

  9. سلام. میشه لطف کنی نظرت رو در مورد این یادداشت بهم بگی؟
    http://futurecitizen.blogfa.com/post-34.aspx
    ممنون میشم.

  10. ممنونم از شرکت شمادر نامه به خبرنگاران سیما. ملاحظات شما اعمال شد.

  11. سلام علیکم.
    شاید برایت جالب باشد:
    سؤال از من و جواب از دفتر آقای منتظری، ظاهراً نقل جواب شخص آقای منتظری:
    سؤال دوازده) ببخشید. مُد شده، یا رایج شده، مراجع تقلید و فقها و مجتهدان و طلبه ها می گویند «اجتهاد تخصصی شود»/«فقه شاخه شاخه شود»، و چنین مطالبی. ولی بنده گرایشی نمی بینم خود مراجع تقلید یا علمای بزرگ پیشقدم شوند و بگویند این جانب مجتهد مطلق در تمام ابواب فقه نیستم. پس مراجع بزرگوار تقلید پیشنهاد تخصصی شدن فقه را برای افراد مادون خود مطرح می کنند؟
    جواب:
    تخصصی شدن رشته های فقه مطلب کاملاً صحیح و درستی است، و بدیهی است که معمولاً یک مرجع کمتر در تمام رشته ها و ابواب فقه اعلم می باشد. و اشکال شما بجا است، یعنی مراجع باید خودشان عملاً پیشقدم شوند، و سرّ این که تا کنون پیشقدم نشده اند شاید این باشد که خودشان را در تمام ابواب فقه اعلم می دانند.
    سؤال چهارده) لطفاً نظر شریفتان را درباره آنچه نقل می کنم بفرمائید:
    محسن غرویان، روزنامه¬ی شرق (رسم خط مطابق اصل):
    … این دور [دور در مثلث «رهبرى»، «فقهاى شوراى نگهبان» و «مجلس خبرگان رهبرى»] حقیقى نیست زیرا دور حقیقى باطل است و چیزى که باطل باشد موجود نمى شود. چون ممتنع است و ممتنع یعنى تحقق خارجى نمى تواند بیابد. فرض کنونى اگر دور باشد نباید موجود مى شد حال که موجود است پس معلوم مى شود «دور» نیست بلکه «شبهه دور» در آن است. افرادى که این شبهه را مطرح مى کنند راى گیرى مستقیم از مردم را به عنوان جایگزین مدل کنونى پیشنهاد مى کنند. در حالى که تالى فاسد و محذورات ادعایى مدل کنونى در راى گیرى مستقیم نیز مى آید. زیرا در کشورهاى مدعى آزادى که مقام عالى کشور را مردم انتخاب مى کنند سرمایه داران و صاحبان قدرت، مردم را تحت تبلیغات یا تطمیعات قرار و راى ایشان را تغییر جهت مى دهند. پس این پیشنهاد نیز نمى تواند مسئله کیفى بودن شرایط و صلاحیت ها را حل کند. پس هر دو صورت مشترک الورود است.
    جواب:
    دور مطرح در مشروعیت سه امر مذکور است یعنی مشروعیت رهبری موقوف به مشروعیت خبرگان است و مشروعیت خبرگان موقوف به تأیید صلاحیت انان توسط شورای نگهبان است و فرض این است که مشروعیت شورای نگهبان نیز موقوف است به نصب آنان توسط رهبری، پس مشروعیت رهبری با چند واسطه موقوف به خود می باشد و این دور واضح و روشن است. آنچه خیال شده است تحقق یافته صرف عمل و الفاظ و وجود اشخاص است وگرنه در بعد مشروعیت سه امر مذکور، وجود دور قطعی است. و تحقق مذکور در کلام شخص مذکور شبه تحقق است نه تحقق واقعی، شما می توانید اجتماعی نقیضین و ارتفاع نقیضین را نیز در لفظ و به عبارت و تصور فرض کنید و بگوئید ما فرض کردیم و اشکال پیش نیاید!.
    تاریخ هر دو جواب ۲۵/۲/۱۳۸۷ است.

Leave a Reply