لقمه‌ی رمضانیه

۱۴ شهریور ۱۳۸۷

این پست آسید کمال را بخوانید که حال من را دیگر کرد. این داستان را به روایتی اندک متفاوت، از «موی‌رگ ایمان»‌ام، شیخ محمود امجد کرمانشاهی، شنیده بودم. قدیم‌ها کسانی بودند که عنوان روحانی برازنده‌شان بود. نفس‌شان آدم درست می‌کرد. نمی‌گویم دیگر نیستند اما نسل‌شان دارد منقرض می‌شود جای آن‌ها را، تا حدود ِ به نظر من نه چندان کمی، سنت‌پرستان و بنیادگراهایی دارند می‌گیرند که از منبرشان یا بوی خرافه می‌آید و از یا آن خشونت می‌بارد، کارشان هم مریدسازی و حمق‌پروری است. زبان حال آن باطنیان رو به انقراض این بوده است: «در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس/ بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است».
این هم لقمه‌ی رمضانیه‌ی امروز ما، احمدالله علی اطعمه الروحانی

۱۰ comments

  1. farimah

    salam
    che moshkeli to address emaileton vojoud dare ke yahoo ghaboul nemikone
    یاسر: مشکلی نباید باشد.دوباره تلاش کنید

  2. راست گفتی، این روزها کسی نفس گرم ندارد. به نظرم مشکل از لقمه‌های ماست. لقمه شبهه می‌خوریم و پاردم دراز می‌کنیم!

  3. علی نمازی

    سلام،امااین بار سلام من با دفعات پیش خیلی فرق میکنه.مدتی سرم شلوغ بود و نتونستم سری به وبلاگت بزنم. دیروز که ناگهان به یادت افتادم دیدم که از قفس پریدی.به هر حال امیدوارم بهت سخت نگذره.از این به بعد من با یاسر میردامادی(ای) سر و کار دارم که ساکن مشهد نیست و من رو به یاد سال های قدیم نمی اندازه. امیدوارم بتونم فایل جدیدی برات بازکنم.فایلی که من روبه یاد خیلی از آدم ها نمی اندازه و اگر این طور بشه خیلی خوشحال می شم.راستی اگر حالی دست داد ما رو هم فراموش نکن.
    یاسر: خودت خوب می دانی که من سخت ارادتمندم و آرزومندی ایمانی که داری

  4. farimah

    نمیدونم نظر قبلی درست ارسال شد یا نه چون مدام اشکال میگیره ولی لطفا منتشر نکنید.در ضمن آدرس ایمیلتون رو برام بفرستید چون یاهو آدرس رو قبول نمیکنه.
    ممنون
    یاسر: کامنت قبلی تان را منتشر نکنم یا این یکی را؟ محض احتیاط قبلی را منتشر نکردم. ممنون که من را یاد مشهد انداختید و بلوار فرامز منزل ما هم در مهشد نزدیک
    به آنجاست. پیروز باشید
    یاسر: این جیمیل من است:
    mirdamady@gmail.com

  5. هجرت زاده

    اصلا خوشم نیومد. صدقه به کسی که داره کار میکنه ، خدمات ارایه میده و دستمزدشو دریافت میکنه تنها و تنها نشانه تحقیر کردن و له کردن شخصیت اونه.قطعا اگه حاج آقا به جای این کارا جلوی خیلی حماقتا رو بگیرن از تعداد افرای که از روی “اجبار” و نه دلبخواه تن به این پیشه داده اند کاسته میشود. نکته دوم واژه “آدم درست کردن” است. نمی دانم یعنی چه؟ولی جالبست که هنوز هم عده ای میخواهند عده ای دیگر را آدم کنند.لابد با “ترساندن” یا “تحبیب قلوب” .
    یاسر: ندیده ای این جور آدم ها را که این طوری قضاوت می کنی برادر

  6. هجرت زاده

    این جور أدم ها؟؟ خیلی بدتر شد.لابد جنس أنها با بقیه فرق دارد . ها؟؟

  7. زینب حسینی

    دوراز همه ی خوب ها وبدها،دورازهمه ی عزت ها وذلت ها،دوراز همه ی پیامدها وعلتها،دور از همه ی…
    چشم هایم را بارانی کردی.

  8. سلام
    جانا سخن از دل ما می گویی…
    قربان تو

  9. سلام
    تازه به وبلاگستان پیوسته‌ام. اگر مایلید نظر دهید. سپاس!

  10. سلام یاسر جان. چند نوشته ی اخیرت رو امروز یکجا خوندم. دلتنگ نباشی رفیق. جات اینجا خالیه. مخصوصا که نیستی تا ماه رمضونی برنامه ای بذاریم. امیدوارم این دوری و غربت برات پر از یادگیری و رشد باشه.
    شاد باشی.
    یاسر: ممنون حضرت محمود

Leave a Reply