Religious intellectuals on Islamic law

۲۲ شهریور ۱۳۸۷


Some intellectuals in contemporary Iran, among whom one can mention Abdolkarim Soroush and Mohammad Mojtahed Shabestari, hold that Islamic law (fighh) is duty-oriented law. They strongly believe that nowadays in the modern world, which is the age of the prevalence of the paradigm of rights compared with ancient world which was the age of the prevalence of the paradigm of duties, Islamic law has lost its equilibrium between duties and rights. Accordingly they put emphasis on the significance of modifying and reconsidering presuppositions on which duty-oriented law has been constructed. They clearly announced we need “right-oriented Islamic law”.

 

۵ comments

  1. سلام سید جان. حالا اونجا تا دلت میخواد میتونی روی موضوعات اینطوری که اینجا این همه سر و صدا می کرد ، مقاله و پایان نامه و اینا بنویسی ، هیچکی هم کاریت نداره.
    اما یه سؤال قدیمی : با این حرف مگه دیگه فقهی باقی می مونه؟
    شاد باشی رفیق.
    یاسر: نمی دونم پاسخ این سوال بیشتر تاریخی است تا فلسفه فقهی

  2. سلام. آقا این مطلب نوشته شماست یا بخشی از یک کتاب است؟ من ضمن موافقت با بسیاری از توجهات روشنفکران دینی یا به تعبیر درستتر نواندیشان دینی کمی با عبارت اصلاحگری و تجدید نظر طلبی دینی در مورد اسلام مشکل دارم. هم به دلیل اینکه این عبارات بار تاریخی خاصی دارد که در غرب مسیحی قابل مشاهده است هم به دلیل اینکه بسیاری از این توجهات نکته سنجانه در دل چالشخهای فکری و دینی تاریخ اسلامی قابل ردیابی است و نوع برخورد در مواجهات جدید با پدیده‌های نوظهور از خلال این رویکردها قابل استخراج است.
    یاسر: نه این بخشی از کتاب نیست جمله از خودم است. همینطوری گذاشتم

  3. بد نبود درباره این شبیه سازی بیگ بنگ می‌نوشتیدها؟!ما چیزی نوشتیم!

  4. بله دیگه، این قصه تکلیف و حق بود از جناب سروش. من به این تعبیر از جناب مجتهد شبستری به خاطر ندارم.
    نقل سروش شد، حتما پاسخ جدید آقای خرمشاهی را به ایشان خوانده اید. من چیزی در این خصوص اوردم اگر علاقه داشتید:
    http://fehrest.blogfa.com/post-29.aspx

  5. ه.الف

    بحث حق و تکلیف یکی از بحث های خیلی مهم در مورد دنیای جدید و قدیم است. توجه ویژه به این بحث در ایران از جنبه های مختلفی حائز اهمیت است. از طرفی از ظواهر پا را فراتر می گذارد و به همین خاطر با فقه سنتی مشکل دارد ( چرا که فقه سنتی بدون در نظر گرفتن جایگاه امروزی و خواسته های انسان امروزی تکلیفی را بیان می کند) و از طرفی هم انسان را با حقوق خود آشنا می کند که نگاه حقوق بشر را به رسمیت می شناسد که در این جایگاه فقهی جدید را طلب می کند که با فقه سنتی کاملا متفاوت است.
    توجه به حق و تکلیف نقد فقه سنتی را در بر دارد ولی فقه را از بین نمی برد بلکه با شمایلی جدید آن را مطرح می کند.
    یاسر: ممنون حضرت هاشم ببخشید که زنگ زدی من مجبور شدم قطع کنم سر کلاس بودم بی سرور نباشی!

Leave a Reply