عبوس فقه به وجه صفا ننشیند

۱ آبان ۱۳۸۷

 

مصحف گشوده بودم، آمد:
«یهود بر این دعوی‌اند که نصارا از حق چیزی در دست ندارد و نصارا بر این دعوی اند که یهود را از حق چیزی در دست نیست در صورتیکه هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند (یعنی هر دو طایفه اهل کتابند و تنها به خواندن آن مشغول اند) اینگونه دعوی‌ها نظیر گفتار و مجادلات مردمی است که از کتاب آسمانی بی بهره اند و خداوند درباره‌ی این اختلافات روز قیامت حکم خواهد کرد».
(بقره ۱۱۳) (۱) (از ترجمه‌ی قمشه‌ای با دخل و تصرف)

در شان نزول این آیه آمده است که نصارای نجران و یهودیان مدینه به پیش محمد (درود) حاضر شدند و بنای ناسزاگویی به یکدیگر آغاز کردند و یکدیگر را تکفیر کردند و آن‌گاه این آیه آمد (در باب شان نزول آیه از جمله بنگرید به: تفسیر ثعالبی ذیل همین آیه).

آیه جالبی است. می‌گوید اگر بنای تفکیر بگشایید اصلا به مغز کتاب آسمانی‌ای که برای شما فرستاده شده پی نبرده اید و حکم کسانی را دارید که کتابی بر آنها فرستاده شده. کتاب را «آلت جنگ و نفیر» نکنید.

ضمنا آیه مدنی است (زیرا سوره مدنی است). و این نقضی است بر حکم پاره‌ای از مستشرقان کلاسیک، از جمله اسنوک هورخرونیه  Snouck Hurgronje ، که می‌گفتند محمد (درود) در مکه با اهل کتاب مدارا کرد تا دین جدید در پیوند با آنان پا بگیرد و بعد در دوران مدینه پیوند خود را با آنان گسست.

خوب، مبارک است. اکبر گنجی هم رسما توسط آن فقیه شیرازی تکفیر شد. هر دم از این دخمه بری می‌رسد، کهنه‌تر از کهنه‌تری می‌رسد.
دَع ِ الفقه َ للفقهاء تسکُنها / واجلس علی دکّه الخمّار واسقینا
ما قال ربک کفِّر الذی فکِرا /  ولکنه قال ویلٌ للمصلینا

۱٫ وقالت الیهود لیست النصارى على شیء وقالت النصارى لیست الیهود على شیء وهم یتلون الکتاب کذلک قال الذین لا یعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون.  

 

 

۳ comments

  1. داریوش

    درست‌اش همان هورخرونیه است. اسم، اسم هلندی است و در هلندی حرف g «خ» خوانده می‌شود و حرف j هم صدای «ی» می‌دهد. کلمه‌ی مشابه این «دوخویه» است. املاً لاتین‌اش شبیه همین کلمه است.
    yaser: mamnoon daroush aziz

  2. گنجی نه دردی کش نیست و خرقه هم ندارد! به نظرم در دفاع از گنجی زیاده روی می کنید. اول که همجنس بازی،‌ بعد مهدویت بعدش هم قرآن؛ که شما به آن استناد می‌کنید. من موضع داریوش ملکوت را درباره گنجی به حق تر می‌دانم. ضمن اینکه تکفیر گنجی را همانها تکذیب کردند.
    yaser: man ham ba soratbandi-e maghalat-e ganji moskkel daram vali in rabti be mahkoom kardan-e takfir nadarad.

  3. آقا یاسر
    تکفیر به شکل تفکیر آمده است.
    ای کاش آورده بودی که این بیت … دَع ِ الفقه َ للفقهاء از کیست.
    اما در خصوص آن آیه شریفه. به نظرم می آید که بحث کلی تکفیر متفاوت باشد با شاهدی از قرآن در خصوص تعاملات با ادیان دیگر. بهرحال نشان از نقد کلی آن دو دین دارد. چند آیه بعد داریم که:
    وَ لَنْ تَرْضی‏ عَنْک الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری‏ حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جاءَک مِنَ الْعِلْمِ ما لَک مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ
    اینجا هم راه تفسیر و تاویل باز است اما روح کلام به نوعی نقد کلی اگرنه دین، حداقل مومنان و معتقدان آن ادیان است.
    یاسر: آن بیت از خودم است برادر اما البته صورت تا حدود زیادی تغییر یافته بیتی از یزید ابن معاویه است. معلوم است که قرآن مسیحیت و یهودیت را نقد می کند نکته این است که در عین حال با آنها مدارا هم دارد. البته از نظر تاریخی مستشرقان معتقدند محمد خیلی با یهودیاغن مدارا نکرد این البته دیگر یک بحث تاریخی می شود.
    موفق باشی برادر

Leave a Reply