جهان پست‌مدرن و شورش علل بر دلایل

۲۲ آبان ۱۳۸۷
  آهسته آهسته ترجمه‌ی انگلیسی « درد جاودانگی» را می‌خوانم و از آن سرشار می‌شوم. این  اثر، شاید بی‌گزافه، مثنوی منثور ادبیات معاصر اسپانیاست و اونامونو را هم شاید بتوان کسی شبیه مولوی در ادبیات معاصر آن دیار دانست.

از توجه خوانندگان این وبلاگ هم ممنون‌ام. فکر می‌کنم نسخه‌ی الکترونیک این ترجمه را تا به حال برای هر کس که طالب بود، ایمیل کرده‌ام. توصیه‌ی اکید می‌کنم که یک دست جام فارسی و یک دست زلف انگلیسی این اثر را به دست بگیرید و سر بکشید و در آغوش بگیرید که از آن شراب‌های طهور، رحیق‌های مختوم و دلبرکان ناب‌رو است. کسانی اگر بی نیاز از تطبیق ترجمه اند و می‌توانند بی مراجعه به نسخه‌ی فارسی، متن انگلیسی را بخوانند، توصیه‌ی من باز هم این است که گوشه‌ی چشمی به ترجمه‌ی فارسی داشته باشند. زیرا ترجمه‌ی فارسی این اثر، ظاهرالامر، خود متنی بسیار غنی و خواندنی است. من گر چه از آن دسته بی نیازان نیستم اما دردا و دریغا که نسخه‌ی فارسی این اثرم اکنون در گوشه‌ای از انباری در مشهد، محکوم به هم‌نشینی، و شاید هم‌آغوشی، با تلی از کتاب‌، از کفریات گرفته تا ایمانیّات از فقه گرفته تا ادبیات، است. (فقط امیدوارم، از سر تصادف، هم‌نشین یکی از کتاب‌های فقهی جلد ضخیم قطور عبوس‌ام نشده باشد که بعید می‌دانم حالی در خور به او بدهد).

الغرض، در طلیعه‌ی خواندن برخوردم به سخنی از اونامونو، که اتفاقا همین روزها در نشستی، که به حلقه‌ی چهارشنبه‌های کیان ماننده بود، با صاحب نظری سخن از همان نکته رفت. آن صاحب نظر معتقد بود که جهان قدیم، جهان جبرگرایی بود و تفکر دینی هم، خصوصا در صورت غالب اشعری گونه‌اش، به این جبرگرایی دامن می‌زد. عصر جدید، عصر باور به توانمندی و اختیار انسان بود و جهان پست مدرن، جهان بازگشت به جبرگرایی است. زیرا در تفکر پست مدرن علت‌ها (causes) در مقابل دلایل (reasons) پر رنگ می‌شوند و بلکه بر صدر می‌نشینند و دلایل را به زیر می‌کشند.

اونامونو هم که فیلسوفی رومانتیسیست است و می‌توان او را از پیشگامان تفکر اگزیستانسیال به حساب آورد، رایی این‌گونه دارد. این رأی حتی اگر، در تقریر فعلی‌اش، قابل دفاع هم نباشد، حاوی بصیرتی در خور تامل است، بخوانید:

«معمولا این ایده‌های ما نیست که ما را خوشبین یا بدبین می‌سازد، بلکه این خوشبینی یا بدبینی ِ، روانشناختی یا بیمارگونه‌ی ِ، ماست که ایده‌های ما را می‌سازد.»

مشابه این ایده را در شوپنهاور هم می‌توان رصد کرد و در پست‌مدرن‌ها نیز. کسانی که چنین تحلیلی دارند، قاعدتا، روانشناسی را از معرفت‌شناسی جدی‌تر می‌گیرند و در صورت‌های رادیکال‌تر این رویکرد، اصولا معرفت‌شناسی را به روان‌شناسی فرومی‌کاهند.  

 

۹ comments

  1. غلبه “علل” بر “دلایل” در زمینه معرفت شناسی مطرح می شود، هر چند تبعاتش در اخلاق هم قابل مشاهده است و چنانکه گفتید در زمینه اخلاقی به جبرگرایی منتهی می شود. اما نکته جالب این است که علیرغم این صدر نشینی علل در معرفت شناسی و اخلاق پست مدرنیست‌ها، آنها با علم هم که عرصه اصلی توجه به علل است دشمنی میورزند! و این نشاندهنده تناقض در آرای آنهاست. آنها بدون اینکه متوجه باشند در واقع نوعی علم گرایی معکوس را تبلیغ می کنند. یعنی از مسیر دیگری غیر از علم گرایی رایج عملا با به زیر کشیدن دلایل در عرصه علوم انسانی و لاجرم بی اختیار معرفی کردن آدمی در کنش دوباره به صدر نشینی علل حکم می دهند

  2. سلام برای شماامید والایی و بالایی مرتبه دارم. خانم محترم را سلام برسانید. لطفا مشخصات دیگر ترجمه فارسی کتاب درد جاودانگی را مرحمت فرمایید. با سپاس

  3. هو
    سلام سید! یادمه فیلم «عروسی خوبان» مخملباف رو که دیدم چند روزی گیج بودم بعضی و قتا مطالبت همون بلا رو سرم می آره بیان و بنانت نافذ تر و گیرا تر باد! ضمناموقع خوندن نوشته هات نیایشی از همشهریتون یادم افتاد که می گه :« خدایا توفیقم ده گول خوری بزرگوار باشم تا گول زنی کوچک خوار» ! یا حق

  4. کشکول الممالک

    عجب کینه عجیبی نسبت به فقه دارید!
    آن هم با فوق لیسانس فقه!

    حقیقتا چه صبری داشته اید این همه سال که با چنان همخوابه عبوسی مصاحبت و مغازلت کرده اید، هم در حوزه و هم در دانشگاه…

    فکر می کنم برای این که از دستش راحت بشوید، لازم بود بروید لندن.

    خوش به حالتان
    یاسر: حق با شماست. میانه خوشی با این علم ندارم. زیرا صاحبان آن بر سر دیار من ماجراهای خوشی نیاوردند. با این حال محکوم به فقه خوانی شده ام و فکر نمی کنم که ترک دیار هم مرا از این بخت نجات داده باشد. قضای اسمان است این و دیگرگون نخواهد شد.

  5. علی شاملو

    سلام.
    محظوظ شدم از خواندن نوشته هایتان. این ترجمه “درد جاودانگی” را هم اگر داشته باشم موجب مزید امتنان خواهد بود. شاید من هم یک چیزهایی درباره اش نوشتم.ممنون.

  6. رضازاده

    دوست عزیز
    چندی است همراه دغدغه های مبارکت هستم.لطف نمایید اثر اونامونو را بفرستید.
    ارادتمند

  7. فروهر

    سلام علیکم
    این درد جاونگی که میفرمایید با
    The Tragic Sense of Life
    رابطه این همانی (یا دست کم اینان هر دو ترجمان همانی!) دارد یا با عنوان دیگری؟ :)
    ممنون
    یاسر: چرا همان است برادر

  8. فروهر

    سلام
    لینکهای متعدد به کتاب اینجا موجوده:
    http://www.gutenberg.org/etext/14636

  9. پرستو

    اگه لطف کنین نسخه ای ازش رو برای من هم email کنین ممنون میشم

Leave a Reply