حساس شدن به ستم!

۲۹ آذر ۱۳۸۷

این نوشته‌ی طولانی نیکفر به نظر من خواندنی است. البته مجاهدتی می‌خواهد همه‌ی آن‌را خواندن (حتی نه به یک باره!) خصوصا با قلم دشوارخوانی که نویسنده دارد و فارسی را به آلمانی می‌نویسد. این بخش‌اش خصوصا شایسته‌ی توجه است:

«ایدئولوژیک است هر آن چیزی که تبعیض را بپوشاند و بر آن نامی دیگر نهد. ایدئولوژیک است هر آن چیزی که خشونتِ آشکارِ برخاسته از تبعیض را به ریشه‌ی واقعی آن برنگرداند. ایدئولوژی، چیزها، کیفیت‌ها، رخدادها و آدمها را به گونه‌ای در بازنمایی‌شان دسته‌بندی می‌کند که تبعیض و خشونتِ ساختاری، نام و پدیداری‌ای یابند جز آن‌چه هستند. پرده‌دری در این زمینه، هم ساده است، هم پیچیده. ساده است با در نظر گرفتن گزاره‌های ساده‌ای از این دست: تبعیض، تبعیض است؛ خشونت، خشونت است؛ آدمکشی، آدمکشی است.

جدایی جنسی تبعیض است و تبعیض تبعیض است؛ تعزیر نوعی شکنجه است و شکنجه شکنجه است؛ اعدام، نوعی آدم‌کُشی است و آدم‌کشی آدم‌کشی است. مشکل، زدودن همه‌ی بارهای ارزشی ایدئولوژیکی‌ است که موضوع به خود گرفته است. به شرطی می‌توانیم آن بارهای ارزشی را بزداییم که اصل برابری انسان‌ها و بایستگی مصونیت جسمی و روانی آنان را بپذیریم، مصونیت دربرابر هر فشاری که بخواهد بر جامعیتِ وجودیِ حق‌وَر آنان آسیب زند. گام نخست برای این پذیرش، حساس شدن به ستم است و شکل اصلی و محوری ستم در این دوره ستم ایدئولوژیک دینی است. ستمگری، منشِ بینشِ دینی در مقامِ ایدئولوژیِ دولتی است.»

۶ comments

  1. نظرتان درمورد ستم و تبعیض در مورد کاربرد دو واژه‌ی مومن و کافر چیست و یا مثلاً تفاوت نوع ازدواج مسلمان با دیگر پیروان ادیانی که قرآن اهل کتاب خوانده طبق متن قرآن. اگر تعبیری غیر از تبعیض در مورد کاربرد کلمه‌ی کافر در قرآن دارید، به‌ من منت می‌گذارید، زحمت شرح آن را بکشید. (معذور بودم از دادن آدرس و اسم حقیقی چون در ایران هستم)
    یاسر: بارها نوشته ام در این بابها در همین وبلاگ اینها تبعیض است و قابل دفاع نیست عزیز

  2. علی بداغ آبادی

    با سلام خدمت استاد عزیز و گرامیم .
    امیدوارم که حالتان خوب باشد و لبخند بر لبانتان.
    غرض از مزاحمت این بود که لطفا این جوابی که به دوستمان دادید را بصورت مبسوط توضیح بدهید (لطفا)
    با تشکر فراوان
    شاگرد شما.
    یاسر: بداغ ابادی عزیز سلام
    خوشحالم که من را فراموش نکرده ای. بچه های دیگر چطورند؟ من از محمدی احوالپرس برخی دوستان از جمله شما بوده ام./ متوجه نشدم منظورت از جواب به دوستمان کدام جواب بود می شود توضیح بدهی تا متوجه شوم؟

  3. با دورد به شما من نثر و اندیشه شما را پسندیده ام و بدین لحاظ چندین نظر برای شما گذاشتم که منتشر نشده!!چرا ؟تمنا دارم خطای بنده را بفرمائید که اصلاح کنم؟سپاس گرامی.بدرود.
    یاسر: برادر چرا انیقدر زود قضاوت کردید؟ والا در اینجا دوستان ایرانی ما شب یلدا یا همان سه ثانیه شب اضافی را جدی می گیرند و خلاصه ما چیزی قریب ۴۸ ساعت است که شابانه روزی به یلدا در منزل دوستان دعوت ایم و تازه از یلدا فارغ شده و دارم کامنت ها را چک می کنم.

  4. علی بداغ آبادی

    سلامی همراه با ارادت خاصانه و بی شائبه خدمت استاد عزیز وگرامیم.
    بنده هم از اینکه شما همچنان به یاد ما(بر و بچ موسی بن جعفر علیه السلام) هستید شاذمانم.
    آقای علیپور و قنبری حالشان شکر خدا خوب است وسلام خدمت شما استاد عزیز میرسانند.
    منظور م از “جواب به دوستمان”همان شخصی که اولین پیام را ذیل عنوان -حساس شدن به ستم -گذاشته است.
    با این آرزو از شما خداحافظی میکنم که ان شاءالله الان یک لبخند بر لبانتان بنشیند.
    یا علی
    یاسر: ممنون از الطاف شما. آن را جواب دادم فکر می کنم. باز هم به وبلاگ من سر بزن گر چه شاید با نوشته های این وبلاگ چندان موافق نباشی اما ما را فراموش نکن. به همه سلام برسان عزیز

  5. یکی دو متن که از نیکفر بخوانید، متن‌اش دیگر آن دشواری اولیه راندارد. لااقل برای من، خواندن نوشتار نیکفر، از خواندن بسیاری از مطالب پرابهام و غموضی که برخی افراد می‌نویسند، خیلی آسان‌تر است.
    یاسر: برادر بسا بیش از یکی دو متن خوانده ام و تقریبا تمام بخش های اقتصاد سیاسی دین از ایشان را خوانده ام. نمی پسندم شخصا قلم او را اما این به معنی غامض بودن قلم او نیست.

  6. amir

    نیکفر برای ما باز نمی شود قفول است اگر ممکن بود میل بفرمایید
    سپاس
    یاسر: سلام چشم یادم رفت یاداوری کن برادر

Leave a Reply