ای بسا مظلوم ِ ظالم شو که هست …

۲۳ اسفند ۱۳۸۷

پست قبلی من هنوز جوهرش خشک نشده بود که شاهد از غیب (و بلکه از حضور) رسید: دفاع پرشور ایران از جنایتکار سودانی عمر البشیر. منطق این دفاع همان است که در آن پست گفتم: جنایتکار سودانی چون ضد امریکایی است پس مظلوم است هر چند جنایات گسترده‌ای علیه مردم کشورش کرده باشد. به تعبیر دیگر فقط دیکتاتورهایی که اولا طرفدار امریکا هستند، و ثانیا ضد ایران و تشیع هم نیستند، بد اند. ما بقی جنایتکارها و دیکتاتورها، مظلومانی اند که امریکا با حربه‌ی دروغین حقوق بشر قصد ساقط کردن آن‌ها را دارد.

بعید نیست که اگر صدام حسین ضد ایرانی نمی‌بود (جمله‌ی مشهور صدام را که به خاطر دارید: نمی‌دانم خدا چرا پشه و ایرانی‌ها را آفرید) ایران طرفدار صدام حسین می‌بود. زیرا او هم ضد امریکایی بود. آن گاه تمام جنایات صدام علیه مردم‌اش فراموش می‌شد. بگذریم از این‌که در جنگ امریکا علیه صدام، داستان جنگ در رسانه‌ی دولتی ایران طوری نشان داده می‌شد که انگار صدامی‌ها قهرمانانی اند که در مقابل امریکا ایستاده اند و عن قریب است که آن‌ها را به زانو در آورند.

در باب طالبان هم داستان همین است. طالبان هم اگر ضد شیعی نبود و دیپلمات‌های ایران را نمی‌کشت، ایران طرفدار طالبان می‌بود. آن‌گاه تمام جنایات این گروه علیه مردم افغانستان فراموش می‌شد، جنایاتی که هنوز ادامه دارد.

جنایات روسیه علیه مسلمانان چچن فراموش می‌شود. زیرا روسیه در بازی فروختن ایران به امریکا گاهی اوقات طرف ایران است. سرکوب شیعیان زیدی یمن توسط حکومت استبدادی این کشور، به سکوت برگزار می‌شود. زیرا این جنایت ربطی به امریکا ندارد. (محمد علی ابطحی در وبلاگش نقل می‌کند که برخی از مراجع قم معتقد بوده اند که جمهوری اسلامی باید به سرکوب شیعیان معترض در یمن واکنش نشان دهد.)

آفتابی کردن منطق معیوب ظلم‌ستیزی این‌چنین حاکمانی، کلمه‌ی حقی است پیش سلطان جائر، همان که «افضل الجهاد» نام گرفته است.
 
مرتبط: این دو مطلب را هم بخوانید. داریوش در این پست خوب منطق آقایان را شکافته است. مهدی جامی هم نوشته‌ای دردناک در این باب دارد.

 

 

 

 

 

۷ comments

  1. جالبه. به یکی از دوستان که آخونده همین قضیه دارفور و حمایت ج.ا از عمر بشیر را گفتم. طرف شروع کرد به شر و ور بافتن. هرچه راه را به مزخرف گویی اش می بستیم از در دیگر شروع می کرد. آخر کار ما دهنمان کف کرده بود از این کارکشتگی طرف در سیاه کردن مخاطب

  2. این رویه نمایان است. اما احساس می‌کنم چیز عجیبی نیست. حداقل در دوره بیست‌ساله اخیر ایران چیز عجیبی نیست. فکر می‌کنم بتوانیم در یک معادله ساده این رفتار را توجیه کنیم. ایران حکومتی دارد. این حکومت دشمنانی دارد. حکومت ایران باید برای بقای خود بجنگد. پس باید زیرآب دشمنان را بزند. در مسیر دشمنی هر کس که دشمن دشمن است دوست است. پس اینها هم دوست ایرانند.
    البته فکر می‌کنم که گزاره‌هایی از این رویه ناهمگون است با ادعای اسلامی بودن ایران. آن گزاره‌ها یکی این است: حکومت باید برای بقایش بجنگد. دومین گزاره هم این است: دشمن دشمن، دوست است.
    این گزاره‌ها در فرهنگی که حکومت ادعا می‌کند نیست اما در حکومت هست.
    یاسر: درست اما نکته همین جاست اگر حکومت ایران برای بقا حق را نا حق می کند خوب بیاید این کار را با دوستی با خود امریکا بکند این کار که دست کم شاید سودی برای توسعه ایران زمین داشته باشد. آدم دوست ظالم هم که هست با گنده ظالم دهکده جهانی دوستی کند نه با دو دوزه بازی مثل روسیه.

  3. این که می گویم هیچ ربطی به نوشته ی تو ندارد. یک درد دیگر است اندر کشتن حقیقت.
    همه ی چیزهایی که گفتی رو قبول دارم، قبول داشتنی!
    ولی چرا وقتی حرف از برملا کردن جنایت می شه، منتقد ج. ا. فقط از ج. ا. انتقاد می کنه، و مثلاً وقتی حرف از شاه و پهلوی که می شه، حسرت می خوره که چرا رفتند و چیزی درباره ی جنایت های اون ها نمی گه. یا مثلاً وقتی حرف از اسرائیل و ابوغریب و … می شه، چیزی نمی گه با اصلاً خودشم اشاره ای نمی کنه.
    همین طور طرفداران ج.ا. همان گونه رفتار می کنند که cartonak گفته.
    یعنی با وجود این که نقد به همه وارده، ناقل نقدها، فقط یک سری را می گوید.
    این هم یک وجه دیگر از حقیقت ناگویی است.
    یاسر: حق با توست در مواردی درست به همین دلیل ما به آزادی بیان احتیاج داریم تا آن جنبه هایی را که الف نمی گوید ب بگوید و همین طور رویه پوشیده حقیقت اندکی بیشتر آشکار شود.
    آقا تجدید ارادت

  4. جالب است، خود شما نیز “نظر را پس از تأیید” منتشر خواهید کرد…لذااصل کلی چنین به نظر می رسد که انتقاد پذیری هم گزینشی است!….ما آدمها!!؟
    یاسر: تنها نظرهایی که مستلزم توهین صریح باشد را منتشر نمی کنم و این را منافاتی با آزادی بیان نمی بینم.

  5. در مورد درس، چشم، فقط منتظر توصیه شما بودم !!…
    توی این قضیه سودان تنها چیزی که از نظر اینها مهمه و بهش استناد میکنند بحث خرید سلاح شورشیان دارفور از اسراییل بوده…دیگه اینکه هزاران نفر این وسط قتل عام شدند اصلا برای آقایان مهم نیست

  6. نه دیگر! اگر قرار باشد ایران با آمریکا هماهنگ شود که نقض غرض می‌شود. پدران من و تو به جمهوری اسلامی اعتماد کردند چون با آمریکا مشکل داشتند. حالا اگر این آقایان با آمریکا سر در آغل کنند که دیگر نمی‌توانند برای وجودشان تبلیغ کنند. این نظریه همچنان پایدار است که هرانقلابی ناچار است به آغوش همان کسی برگردد که علیه‌ش قیام کرده. انقلاب روسیه و فرانسه دقیقا این را نشان می‌دهد. هر دوی اینها در کمتر از ۳۰ سال به همان مفاد قبل از انقلاب برگشتند. ما هم مع ذر حال رجوع هستیم.

  7. من تو را دوست دارم . مال هر دین و آیینی که می خواهی باش .

Leave a Reply