روح‌فروشی و جهان‌خری

۲۸ اسفند ۱۳۸۷

هنوز هم یکی از معنوی‌ترین جمله‌هایی که شنیده‌ام همان تعبیر ساده‌ی عهد جدید است:

What does it profit a man to gain the whole world and lose his soul?
نمی‌ارزد روح‌ات را بدهی و تمام جهان را بگیری.

 
نکته‌ی غم‌ناک داستان اما این‌جاست که سوهان ِ در رفت و برگشت ِ دائمی روح‌فروشی و جهان‌خری، آن‌چنان ذره-ذره، نامرئی و دائمی رخ می‌دهد که آدمی چه بسا زمانی آن‌را در یابد که تکه-تکه‌های روح، که استعاره‌ای از وجدان اخلاقی و زیبایی‌شناختی آدمی است، تماما فروخته شده باشد و جهان، که استعاره‌ای از تمام چیزهایی است که ارزش نادیده گرفتن خار خار تردید نفس ملامتگر را ندارد، به تمامی در آدمی جا گرفته، فرو رفته باشد.

- آهای! همان علم شریف حدشناسی اقتضا دارد که از این سخن‌ها نگویی.

- چرا؟ مگر نه این‌که تذکر سودمند است؟

- چه کسی این‌را گفته؟ اتفاقا گاهی داستان به عکس است. گاهی آدمی از طریق به یاد آوردن وضعیت مطلوبی که در آن به سر نمی‌برد و سخن گفتن در باب آن، اندک اندک به این توهم دچار می‌آید که: الحمدلله اگر در آن وضعیت نیکوی نفسانی نیستیم دست کم به آن توجه داریم. در حالی که در عمل هیچ توجهی ندارد و آن یادآوری‌ها هم حجابی شده است و حبابی بر بی‌توجهی عمیقی که ژرفنای وجودش را فراگرفته و تنها با سخن گفتن از آن وضعیت نیکو می‌کوشد خود را از بی‌توجهی عمیقی که در او چنگ زده و گه-گاه به عمق آن التفات می‌یابد، توهم‌وار برهاند. به قول جبران آن کس که بی‌فکر می‌بخشد، می‌بخشد نه آن‌که در حال بخشیدن بارها با خود می‌گوید: آها خودش است. دارم کار نیکی انجام می‌‌دهم.

- خوب سکوت پیشه می‌کنم.

- اتفاقا سکوت هم خوب نیست زیرا کم کم از یاد آدمی می‌رود که قرار بود در چه راهی برود. دیگر آن‌که، سکوت ممکن هم نیست. اگر از آن سخن‌های شریف نگفتی صداهایی دیگر در خانه‌ی وجودت می‌پیچد و آن صدا، که دیگرانی می‌گویند «همیشه در گوش دل است»، گم می‌شود.

- ما نفهمیدیم چه شد، نه از آن سخن می‌توان گفت نه نمی‌توان گفت. اجتماع نقیضین هم که تا اطلاع ثانوی محال تشریف دارند، پس چه باید کرد؟

- هر وضعی که تناقضی در آن نباشد، عمیق نیست و نه  آدم‌ساز است. به میانه‌ی این تناقض بپر. آن لحظه‌ای که «تصمیم» گرفتی شیرجه بزنی، تو تازه همان لحظه آغاز می‌شوی. تو همان لحظه‌ای. تولدت مبارک. مابقی صورتکهایی هستی که بر وجودت بسته اند و بسته‌ام و بسته‌ای و بسته‌ایم.

آه، تصمیم! ای زیبای مقدس! چقدر من، من می‌شوم وقتی تو را می‌گیرم. تو چقدر غایبی! تو را چقدر دیگران برای من گرفته اند. کجایی این‌قدر نایاب! من چرا هر چه می‌کوشم تو را نمی‌گیرم. چیست این کابین ِ توی گریزپا که من از پرداخت آن ناتوان‌ام. کدام دکانی تو را می‌فروشند؟ این بی تصمیمی عظیم، این بی همتی بی‌پایان که در من کاشانه کرده، چیست که همچون مهمان ناخوانده هر روز ریشه‌های‌اش را بیشتر در تن من می‌تند چنان‌که سخت می‌شود بدانم من‌ام که در میانه‌ی شاخ و برگ او هر لحظه فشرده‌تر می‌شوم یا نه، من همان ریشه‌های‌ام که تنگ‌تر دور کسی می‌پیچم. تو را کجا می‌توان طلبید؟ از که؟ کی؟

آه، بگذریم سخن از همت و تصمیم که می‌شود، خود گرفتار همان دور باطلی می‌شوم که در صدد بیان آن‌ام: صدا زدن چیزی که در تو نیست برای پوشاندن تمام بی‌همتی‌هایت در صدا زدن آن.

سخن آخرم این است: به دل تناقض که شیرجه زدی (و نه آن‌که دامن‌کشان خود را از آن کنار کشیدی، زیرا کنار هم بکشی در آنی اما ناخواسته، نابهنگام و بی فکرانه) انتهای این لجه مغاکی است که شاید راه به جایی ببرد و شاید هم جسدت را پس از چندی بر روی لجن‌های بالا ببینی. همان‌جا که  لش‌ها «فتاده ببینی بی جرم و بی جنایت».

 

 

 

 

۷ comments

  1. نمی دونم چرا راحت نمی تونم ، نوروز رو بهتون تبریک بگم .

  2. فروهر

    سلام آقا یاسر
    میگم دم عیدی چقدر رتوریکتون سیاهه؟ لجن و لش و … انشاالله فقط از فشار موقت درسی باشه
    و اما بعد من شخصا با اینکه حتما بخوایم تیغ از نیام بکشیم و پاره ای افکار رو (یا اینجور که شما نوشتین همه جز یه جور فکر کردن رو) جزما برچسب منفی بزنیم مخالفم.
    اون بنده خدایی که موقع بخشیدن فکر میکنه علاجش این نیست که نبخشه. همین که آرزومند باشه که بی فکر ببخشه به نظر بنده حقیر کم مرتبه ای نیست
    خیلی افکار و اعمال پتانسیل منفی شدن هم دارن. به نظر من هنر اینه که آفتها رو دریابیم و ازشون احتراز کنیم تا جنبه مثبت اعمال و افکار متبلور بشن وگرنه نتیجه تقدم کامل تزکیه بر هرگونه عمل میشه
     
    با پوزش از طولانی شدن مطلب وآرزوی سال نوی مبارک برای شما و خانواده

  3. از این پستت تقریبا چیزی نفهمیدم !!!
    سال نو هم پیشاپیش مبارک
    yASER: SAL-E NO PASAPAS MOBARAK.

  4. مطلب چسب‌ناکی بود! آنقدر که من را از گودر به این‌جا کشید تا عید را به شما تبریک بگویم.
    امیدوارم در سال نو حال خوبی داشته باشید.
    Yaser: bar shoma ham mobarak.

  5. سلام علیکم سیدیاسر میردامادی. سال نو مبارک!
    آخه آدم شب عید مقاله ی روح فروشی و جهان خری مینویسه؟!
    Yaser: kudoom sal-e no ma ke eid nadarim inja

  6. سال نو برشما مبارک اقای میردامادی شاد باشید
    Yaser: bar shoma ham mobarak

  7. محمدرضا جلائی‌پور

    آتش زدی بر خرمنم شب عیدی!
    یاسر: محمدرضای عزیزم خسته نباشی از این همه تلاش برای ایران زمین نومید نباشی یک وقت

Leave a Reply