درباره‌ی اخلاق باور یزدان‌شناختی (برشی از دقایقی از یک ذهن‌)

۵ فروردین ۱۳۸۸

هزاران صدا اگر بگویم همیشه در درون ام با هم می‌جنگند سخن به گزافه نگفته ام. هر صدایی که با صدایی در هم می‌پیچد نشانه‌ی تعارضی است که هر صدایی حلقوم آن است. گاهی که جنگ بی پایان صداها آسیمه‌ام می‌کند بی‌چاره فریاد می‌کشم: خفه شییید! چند لحظه‌ای صداها خاموش می‌شود و سکوتی نابهنگام کلبه‌ی دل را فرا می‌گیرد دوباره اما….
آن‌چه می‌خوانید گفتگوی دو تا از آن صداهاست که صبح یک روز سرد زمستانی هنگامی که از کنار موزه‌ی بریتانیا می‌گذشتم تا با تأخیر به کلاس درس‌ام برسم در من گذشت. اگر به نظرتان می‌آید که در این گفتگو ایمان پیروز می‌شود نگران یا خوشحال نباشید گهی پشت به زین است و گهی زین به پشت.  اعوذ بالله من تقلبات القلب.

- ایمان یعنی رها نکردن اعتماد (به شخص یا به صدق یک گزاره) حتی علیرغم دلایل.
 
- ها! خیلی کرکگوری شد.

- منظورت را نمی‌فهمم. اولا از کرکگور اخیراً خوانش‌های دیگری هم شده است که در آن خوانش‌ها او آن مقدار که مشهور است عقل‌ستیز نیست. ثانیا اگر منظورت این است که تلقی من از ایمان بی اعتنا به عقل است خیر این‌گونه نیست.

- داری صریحاً می‌گویی حفظ ایمان حتی علیرغم دلایل.

- بله می‌گویم.

- و در عین حال روایت‌ات بی اعتنا به عقل نیست؟

- بله احتمالاً نیست. توضیح می‌دهم. دو فیلسوف را تصور کن که بر سر یک مسأله‌ی فلسفی در حال مناظره‌ی کتبی یا شفاهی اند. این گفتگو مدتی ادامه می‌یابد. باز هم فرض کن که یکی از دو طرف مناظره در نتیجه‌ی این مناظره‌ طولانی و انتقادهای وارد آمده کم کم در می‌یابد که استدلال‌هایی که برای موضع فلسفی خود دارد دیگر در نظرش استدلال‌های قابل دفاعی نیست. ضمنا فرض کن که او همچنان به موضع فلسفی خود باور دارد. اکنون او در وضعیتی است که همچنان به ادعایی که همان موضع فلسفی‌اش است تمایل دارد اما دلایلی که پیشتر به نفع آن ادعا می‌آورد دیگر در نظرش دفاع‌پذیر نیست. نتیجه‌ی این حالت این است که او به ادعایی بدون دلیل باور دارد. به نظر تو او در چنین حالتی آیا موظف است که از باور خود به صدق آن ادعا دست بکشد؟

- نه برای آن‌که می‌تواند بکوشد دلایل جدیدی برای ادعای خود بیاورد که اشکالات دلایل قبلی را نداشته باشد.

- احسنت. و این دقیقا همان کاری است که بسیاری از فیلسوفان می‌کنند. و این کار نه تنها غیر عقلانی نیست بلکه خود موجب رونق بازار عقلانیت است. خوب حالا به من بگو در اثنایی که فیلسوف داستان ما به دلایل سابق خود به نفع ادعای‌اش بی اعتقاد شده و در نتیجه در جستجوی دلایلی جدید برای ادعای خود است و هنوز دلایل جدید به نفع ادعای خویش نیافته اما در عین حال هنوز به خود ادعایش وفادار مانده آیا متمایل‌ایم چنین وضعیتی را "وضعیتی غیر عقلانی" بنامیم؟

- هوم … بله چون دلیلی به نفع باورش ندارد.

- نشد خودت چند لحظه قبل پذیرفتی که در چنین حالتی فیلسوف موظف نیست از باور خود دست بکشد بلکه می‌تواند بکوشد دلایل جدیدی برای صدق ادعای خود بیاورد.
 
- ولی باورش دیگر بی دلیل است.

- احسنت همه‌ی نکته همین‌جاست. باورش بی دلیل است اما از وظیفه‌ی عقلانی خود سرپیچی نکرده است البته  مادامی که فیلسوف در صدد یافتن دلایل جدیدی به نفع ادعای خود است (و این قید مهم است). خوب این همان ادعای من شد که ایمان یعنی اعتماد "حتی" علیرغم دلایل. (توجه کن: نمی‌گویم "ضرورتاً" علیرغم دلایل که تلقی‌ام از ایمان کرکگوری بشود آن هم تازه روایت کلاسیک از ایمان‌شناسی کرکگور) و این نه تنها در دین رخ می‌دهد که در بازار علم و فلسفه هم رخ می‌دهد: باورهایی داریم که دلایل‌شان در گذر زمان در نظرمان بی اعتبار می‌شوند اما در مواردی به آن باورها معتقد می‌مانیم و در جستجوی دلایلی دیگر می‌گردیم و بعد آن دلایل هم چه بسا در گذر زمان بی اعتبار شوند و سپس باز در جستجوی دلایلی دیگر می‌گردیم و این بازی و بازار ادامه دارد. 

- مطابق این حرف تو هر کسی می‌تواند تا ابد هر باوری را که دارد هر چه قدر هم غیر عقلانی باشد کنار نگذارد و فقط مدام دلایل جدیدی برای آن بیاورد. خیلی نسبی‌گرایانه شد.

- از ادعای من ضرورتاً چنین برداشتی حاصل نمی‌شود. بله زمانی هم رخ می‌دهد که فردی از باور به اصل ادعای خود نیز "دل‌سرد" می‌شود و از آن دست می‌شوید. این‌که فرد چه زمانی از اصل ادعای خود نیز دلسرد می‌شود و از آن دست می‌شوید مسأله‌ای مربوط به معرفت‌شناسی و اخلاق باور نیست بلکه بیشتر مسأله‌ای مربوط به جامعه‌شناسی و روان‌شناسی معرفت است. من این‌جا در صدد بیان نکته‌ای مربوط به اخلاق باور بودم و آن نکته این بود که: "مواقعی" هست که باور فرد بدون دلیل است و حتی دلایلی علیه آن وجود دارد اما فرد همچنان از وظیفه‌ی عقلانی خود سرپیچی نکرده است اگر به باور خود باورمند بماند.

- خوب آن "مواقع" چه مواقعی است؟

- قبلاً گفتم: مادامی که فرد در تلاش برای یافتن دلایل جدید به نفع باور خود است در باور داشتن به ادعای هنوز بی دلیل خود از وظیفه‌ی عقلانی خود سرپیچی نکرده است. دیگر تفاوتی نمی‌کند که این تلاش یک روز باشد یا یک عمر. هر چقدر طول بکشد مادام که جستجوگر حقیقت است وظیفه‌ی عقلانی خود را انجام داده است.

 I am so sorry for delay professor
 Why you attend in the class always with delay Yaser
 I was thinking about some theological issues, such as the ethics of theistic belief.
 Ok. Come in! No problem. But it is better to think about the ethics of being good student rather than thinking about the ethics of theistic belief. Ok
 Yes sir
 

 

 

۶ comments

  1. گویا سرخ‌پوستان تولتک برای این هزاران صدای در حال جنگ در ذهن اسم هم دارند حتا: میه تو تی!!
    ر.ک. چهار میثاق / میگوئل روئیز. آقای ملکیان یک بار گفته بود: «شما را به خدا این کتاب را بخوانید!» :)

  2. آقا این جدال‌ها چرا همیشه به نتیجه‌ی منفی می‌رسد؟! این چه‌گونه استدلالی‌ست که تا آخر عمر دنبال دلیل بر صدق باور باشیم؟! معادله‌ی به این ساده‌گی چرا باورش سخت است؟ عقلانیت می‌گوید زمانی که دلیلی بر صدق گزاره نیست از باور به آن دست بکشید. عمرمان روز به روز می‌گذرد و ما هر روز فکر می‌کنیم که بالاخره پاسخ سوالات را پیدا می‌کنیم. چرا از همان اول این باورهای غلط را دور نمی‌ریزیم و خود را راحت نمی‌کنیم؟!
    واقعا این باور فعلی، این‌قدر ارزشمند است؟! چه سودی داشته و دارد و خواهد داشت!؟ تمام تاریخ بشر هم غیر از بدبختی چیزی پدید نیاورده. پس اصرار بر یافتن دلیل عقلانی حتی اگر ۶۰ سال عمر طول بکشد چیست!؟
    یاسر: شما داری از قرینه گرایی دفاع می کنی که یک نظریه در میان نظریات در اخلاق باور و معرفت شناسی است:
    (evidentalism) :
    عقلانیت می‌گوید زمانی که دلیلی بر صدق گزاره نیست از باور به آن دست بکشید
    مساله متاسفانه از نظر فلسفی به این سادگی ها نیست
    اما این که تاریخ دیانت همیشه به ضرر بشر بوده است من هم گاهی اوقات مثل شما فکر می کنم اما نه همیشه و البته دارم در این باب می خوانم.

  3. بهش بگو مگه می‌شه شاگرد شریعتی ، به موقع جایی بره ؟!
    ethics of being good student ! عجب جمله‌ی مسخره‌ای گفته !
    بهش بگو چون تاخیر در ذات ماست ، دارم سعی می‌کنم دلایل جدیدی برای اثباتش پیدا کنم !

  4. سلام و درود . سال نو مبارک .در مثنوی معنوی مولانا مثلی هست که فکر می کنم تا حدودی به نظر شما نزدیک باشد.ان شیئاً کُلّه لا یُدرَکُ /اعلمو ان کله لا یترک(یعنی : چیزی که همه ی آن را نتوان دریافت ، بدانید که همه ی آن را نباید ترک کرد.)
    یاسر: بر شما هم این عید ایرانی مبارک و ممنون از شعر

  5. واله دقیقی

    جناب میردامادی سلام و عرض تبریک!
    مدعای شما همان است که در بند آخر آمده است. من اگرچه بر این باورم که “باور به گزاره‌ای علی‌رغم دلیل همیشه غیراخلاقی نیست” اما با شما هم‌عقیده نیستم که “سعی در یافتن دلایل جدید به نفع یک باور”، می‌تواند “آن باورمندی” را “اخلاقی” کند.
    اولا به‌گمانم “سعی در یافتن دلایل جدید به‌نفع باور خود” فعلی غیراخلاقی است و ثانیا اگرچه “سعی در یافتن صدق یا کذب یک گزاره” فعلی اخلاقی است اما این فعل اخلاقی نمی‌تواند “باور به آن گزاره” را اخلاقی کند.
    خوب و خوش باشید!
    یاسر: واله عزیز بیشتر توضیح بده ممنون

  6. آقای میردامادی من یک سوال دارم: آیا آن باور شما بدیل و آلترناتیوی هم دارد یا نه؟ اگر دارد در آن صورت مساله دو شق می شود: اگر بدیل آن به لحاظ شواهد و قراین (قرینه گرایی) قوی تر از آن بود اخلاق باور حکم می کند که آن بدیل را بپذیرید والا فرقی با متعصبان نخواهید داشت . و اگر قراین و شواهد مساوی با آن بود می بایست هرکدام که مطلوبهای روانی بیشتری را برآورده می کند را قبول نمایید. مثلا کدامیک از آن دو باور، آرامش بیشتر و یا خشنودی بیشتری را نصیب ادمی می کند.
    اما اگر باوری است که بدیلی ندارد؟!!! آنوقت تا ابدالاباد دنبال دلیلی برای باورتان بگردید.
    ناگفته نگذارم که به نظر من ،نظریه شما آخر سر سر از خشونت و تعصب و …. در خواهد آورد.

Leave a Reply