بود آیا که ایام “محنت محمودیّه” به سر آید

۱۹ خرداد ۱۳۸۸

فکر نمی‌کنم دیگر تردید موجهی باقی مانده باشد که احمدی‌نژاد "کذاب" و "بی‌کفایت" است. برای من این حکم چیز جدیدی نیست البته. متاسفم که چهار سال قبل درست در همین روزها و در ایام انتخابات همراه با بسیاری دیگر خطر احمدی‌نژاد را پیش‌بینی کردم و عواقب رای دادن به او را برشمردم. تکرار بخشی از آن پس از چهار سال خالی از فایده نیست.
 
"[...] آن هم در وقتی که نوبنیاد گرایان در راه اند و اگر بیایند بورس را با یک یاحسین دیگر از بیخ وبن برمی‌کنند و بانک خصوصی را تعطیل می‌کنند و آسانسورهای تمام ادارات را، و بلکه کل ملک ومملکت را، هم چون آسانسور شهرداری تهران می‌کنند که مبادا در چند طبقه‌ای که مردی و زنی در آن همسفر اند، ملاعبه‌ای صورت گیرد و " قبلة العَذارا" یی واقع شود و ارکان عرش، که به رابطه‌ی نامشروع دو جنس بیش از دین به دنیا فروشی و ظلم و ستم‌گری حساس است، به لرزه بیافتد و این گونه شود که: " لساخت الارضُ باهلها" و تحمل شان از نقد هم در حد پاسخ بی ادبانه‌ی شهردار تهران به عذر خواهی خاتمی از مشکلات شهری تهران است و او که تحمل نقد ملایمی از سوی رییس جمهور را ندارد تاب نقد شهروندان را می‌آورد؟ همان نوبنیاد گرایانی که از مبارزه با ثروت های بادآورده چیزی شبیه عیاران قدیم در ذهن دارند که از ثروتمندان به زور بستانند و به فقراء صدقه دهند: وعلی الملک السلام اذ قد بلیت الامة براع مثلهم."

اما شد آن‌چه شد. حالا می‌توان فهمید که چقدر این پیش‌بینی‌ها متاسفانه درست از کار در آمده است. این مناظره‌ها که ما نیز از طریق اینترنت آن‌را پیگیری کردیم، در تاریخ معاصر ایران خواهد ماند. زیرا مردم دقایقی از رسانه‌ی تا حدودی آزاد را چشیدند.

به نظر من بر خلاف بسیاری بازنده‌ی اصلی این مناظرات احمدی‌نژاد نبود بلکه حاکم معدلت‌پرور بود. چرا که باز هم مثل همیشه این مناظرات به حجم بیشتری از مردم نشان داد که او کسانی را که قدرت‌ مطلقه‌اش را تثبیت کنند، حتی اگر فاسد و بی‌کفایت باشند، با همه‌ی قوا تایید می‌کند و مانع از آن می‌شود که مردمْ بی‌کفایتی، دروغ‌زنی و هزاردستانی آن‌ها را دریابند، سهل است توهم این‌را القاء می‌کند که این بی‌کفایت‌ها مشغول آباد کردن مملکت اند. و نیز باز هم مثل همیشه این مناظرات به حجم بیشتری از مردم نشان داد که او کسانی را که قدرت مطلقه‌اش را تمکین نکنند، حتی اگر سالم و باکفایت باشند، چنان لجن‌مال می‌کند و خدمات‌شان را می‌پوشاند و تیر تهمت روانه‌شان می‌کند که از صحنه خارج شوند. سکوت حاکم معدلت‌پرور در مقابل بداخلاقی‌های احمدی‌نژاد و یا بسنده کردن به نصیحت‌های کلی‌گویانه‌ی همیشگی معنی‌دار است. احمدی‌نژاد بدون پشت‌گرمی نمی‌تواند حرف‌هایی را بزند که در سی‌سال گذشته بسیاری به خاطر تکرار بسی کمتر از همین حرف‌ها زندانی شده، از حقوق خود محروم گردیده و یا حتی کشته شده‌اند (نمونه‌ی آن نامه صد و چند نفر از ملی- مذهبی‌ها در سال ۱۳۶۹ بود که مودب و مدلل وضعیت ممکلت را نگران کننده توصیف کرده بودند و بعد از آن نامه بسیاری از آن‌ها دستگیر شدند). احمدی‌نژاد اکنون حرف‌های اپوزیسیون را می‌زند اما برای ادامه‌ی استبداد و نه کاهش آن، او اپوزیسیون اصلاحات است نه اپوزیسیون نظام. دلم به حال کسانی می‌سوزد که افه‌ی اپوزیسیونی او به سر شوق‌شان آورده است.

کار احمدی‌نژاد تمام شد. دیدم در صفحه‌ی فیس‌بوکِ دوست عزیز محقق‌ام جناب محمد امجد جملاتی از قول پدر بزرگوارش نقل کرده است که حضرت امجد فرموده اگر امام بود، احمدی‌نژاد را عزل می‌کرد و این‌که به صداقت میرحسین ایمان آورده‌اند. از روحانی پاک‌ باطنی مثل ایشان جز این هم انتظار نمی‌رود. زیرا که تقوا بصیرت می‌آورد (اتقوا الله یعلمکم الله). توجه کنید که این مناظره‌ها چگونه بر برداشت علما و روحانیان از احمدی‌نژاد هم دارد اثر می‌گذارد.

این مناظرات البته چیز دیگری را هم نشان داد. ممکن است بتوانی اصول‌گرایی را پیدا کنی که می‌کوشد برود علم اقتصاد بخواند، متین باشد، ممللکت‌داری بفهمد، مشاوران شایسته انتخاب کند و مودب و مدلل نقد کند. و هم‌چنین ممکن است اصلاح‌طلبی پیدا کنی که گروهی آدم به‌درد بخور را دور خود جمع کند ولی در مناظره حتی یک فایل به دست او نداده باشند که کاغذهای جلوی‌اش را در آن سر جمع و مدیریت کند و نه با دست پر، آمار به دست و مسلح به سلاح علم و اطلاع به میدان مناظره آمده باشد. تمام آن تیم خوب هم، دست کم تا حدودی، به کار نیش و کنایه زدن به دوره‌ی خاتمی و شخص او مشغول باشند و خراب کردن کاندیدای دیگر اصلاح‌طلب؛ و اگر هم اشارات حقوق بشری می‌کند (که البته دستش درد نکند و از این جهت پیشرفته‌تر از دیگر کاندیداهاست) چنان کدگونه و گذرا بگوید (به استثنای مورد درویشان) که اگر فی المثل فرد از قبل نداند زهرا بنی‌یعقوب که بود و چه بر سرش آمد، جز شنیدن یک قطار اسم چیز دیگری دستگیرش نشود.
 
میرحسین موسوی برنده‌ی این انتخابات است، حتی اگر روز بیست و چهارم خرداد، نام محمود احمدی‌نژاد از رسانه‌ی شدیداً ملی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود.

پس‌نوشت: این خبر را در مورد سوء استفاده‌ی غیر اخلاقی طرفداران احمدی‌نژاد از درس اخلاق آقای امجد را هم  بخوانید.
پس از پس‌نوشت: خوب مطلبی که از جناب شیخ ما امجد نقل کردم دیدم خبر هم شده است. .

۶ comments

  1. آقای میردامادی چرا غیر منصفانه قضاوت می کنی مگر تنها احمدی نژاد است که چنین است؟ من که در این مملکت جز توهین و تحقیر و لعن و نفرین و شیون و زاری و عزاداری و دروغ و ریا چیزی سراغ ندارم.

  2. علی

    کل حزب بما لدیهم فرحون
    کل قوماً حکومتهً یستحقون!

  3. میثم

    سلام برادر
    خیلی وقته که خواننده‌ی این وبلاگ وزین هستم اما تاکنون کامنتی نگذاشته‌ام شاید دلیلش این بوده است که مطالب بر سبیل منطق بوده‌اند یا از جنس کویریاتی دلچسب و من همیشه از آن‌ها بهره‌ها برده‌ام.
    اما این مطلب از جنس دیگری بود ایهام گونه نقد شیخی را کرده‌ای که الحق در این زمانه عسرت غیر از پشتیبانی چند دانشجو و فعال سیاسی زندان چشیده و عده‌ای روشنفکر راستین حامی دیگری ندارند و مدعیان پیشرو اصلاحات دل به کاندیدایی از جنس ملقمه‌ها دادند.
    به راستی اگر نقد شما استدلالی به همراه داشت “چیزی” نمی نوشتم اما به جد که خالی از هرگونه استدلال بود و پر از کنایه.
    آیا براستی دروغگویی رئیس دولت در مناظره با موسوی نمایان تر بود یا با شیخ. آیا این شیخ نبود که مرز اصول گرایی را برای علمای اصول گرا در آن مناظره مشخص کرد. ماجرای هاله نور در آن مناظره دو نتیجه داشت: یا
    ۱- جوادی آملی دروغ می‌گوید.
    یا:
    ۲- رئیس دولت.
    به راستی آیا ارائه آمار و اطلاعات کمکی می‌کرد.
    برادر
    رئیس جمهور اقتصاد دان و آمار دان و مورخ و فرهنگی مرد و … به کار نمی آید برای تغییر مرد عمل می‌خواهیم.
    نه فردی همانند خاتمی و پیشرویان اطرافش که ناتوان از برگزاری انتخاباتی سالم بودند.
    برادر
    یادداشتی از پسر کروبی در ضمیمه انتخاباتی اعتماد ملی منتشر شده است که پرده از داستان غم انگیز وزارت کشور اصلاحات برای تغییر آرای شیخ بر می دارد.
    بخوان.
    برادر
    درویشی و قدرت به غایت ناسازگار است.
    میر کسوت درویشی از تن درنیاورده است و قصد ردای سیاست کرده، این به چه معنی است.
    استاد ملکیان یادداشتی در حمایت از میر حسین منتشر کرد نمی دانم خوانده ای یا نه ؟ متاسفانه استدلالهایی که ارائه کرده بودند به غایت چوبین بود و خوشبختانه آرش نراقی غیر مستقیم آن دلایلی که نتیجه اش میرحسین شده بود را به نقد کشیده بود.
    امیدوارم این یکی را هم خواندی باشی.
    بیانات شما چون استاد ملکیان فاقد مبنای
    سیاسی، اخلاقی و راهبردی است.
    حمایت از میرحسین انتحار سیاسی بود که احزاب اصلاح طلب مرتکب شدند مگر ندیدی که تاکید کرد در مناظره با شیخ که مستقل آمده است.
    آخر فرمان ۸ ماده ای کجا اظهارات حقوق بشری معین در ۴ سال پیش کجا.
    اخلاقی نیست چرا که فردی که ۲۰ سال انفعال نشان داده و دست آخر با هماهنگی آمده چه نسبتی با اخلاق دارد.
    راهبردی نیست چرا که تداوم اصلاحات علاج کار است نه عقب گرد برای کسب کرسی ریاست.
    همیشه سلامت باشید
    یاسر: نگفتید نیش و کنایه های فیلم تبلیغاتی کروبی به خاتمی چه وجهی دارد من که برادر گفتم که کروبی در شعارهای حقوق بشری جلوتر بود.
    به امید روزهای بهتر برای ایران زمین

  4. میثم

    برادر
    اولا که خاتمی مستحق آتش است چرا که خرمن امید ملتی را دود کرد و انتخابات مجلس هفتم را علی رغم قول خودش به استانداردانش برگزار کرد و بر تقلب انتخابات نهم ریاست جمهوری مهر تایید زد بگذریم از کمردردهای گاه و بی گاه رئیس دولت که در زمانی که صندلی ریاست بیش از پیش نیازمندش بود تخت بیمارستان را بر می گزید، حال که خاکسترش می‌دهند جای شکرش باقی است.
    دوما مگر حسن کروبی به میرحسین فقط برنامه های حقوق بشری است. سکوت میرحسین در خصوص تداوم اصلاحات را چگونه تعبیر می‌کنی. امتناع او از دیدار با خانواده‌ی دانشجویان زندانی را چطور!
    برادر
    هم‌اکنون بی بی سی و وی او ای هم میرحسین را تبلیغ می‌کنند.
    کوتاه کنم:
    گمان نمی‌کنم از مهاجرانی هوشمندتر در بازی سیاسی در ایران داشته باشیم رای اعتماد او از مجلس افسران جریان راست دلیل این استدلال، او با شیخ است.
    عماد باقی یگانه مرد عرصه ایمان و سیاست او حامی شیخ است.
    سروش اندیشه نواندیشی دینی رحجان شیخ بر دیگران را تاکید کرده است.
    عباس عبدی تحلیگر موفق پیشامدهای سیاسی (نمی دانم تحلیل او را در خصوص انتخابات نهم در ۴ سال پیش خواندی یا نه؟) با شیخ است.
    بابک احمدی و سید جواد طباطبایی که خود بهتر نیز می شناسی نیز با شیخ اند.
    نمی‌گویم مقلد باش اما به دنبال یافتن دلیلی باش که اینان را به جبهه شیخ سوق داده. اینان هم شیخ را می‌شناسند و هم موسوی و خاتمی را.
    نطفه دولت فاشیستی در دولت بی‌عمل و ترسوی خاتمی بسته شد.
    گریز از آزادی اریک فروم را بخوان تا بببینی فقدان اعتماد به نفس ملتی و فقدان راهبران اهل عملی چگونه موجب پیدایش عطش خلق آلمانی به رهبری دیکتاتوری قاطع و عمل گرا شد.
    اشتیاق توده‌ها به رئیس دولت فعلی حاصل بی عملی خاتمی بود چرا که شعار خاتمی، خاتمی افشا کن را در بیان احمدی نژاد دیدند و شیفته شدند.
    آثار ما تاخر رفتار سیاسی سید خندان بسی زیانبار تر از حمله مغول بود.
    یاسر: درگیر شدن خاتمی با احمدی نژاد مملکت را به سمت ترور می‌برد مگر ترور حجاریان را از یاد برده اید. ما یک دولت اصلاح طلب اما آماده به همکاری با عقلای جناح محافظه کار می‌خواهیم. چنین چیزی در میر حسین هست. از این منظر مستقل آمدن اویی که نگاه اصلاح طلبانه دارد اما میوه اصول گرایانه می‌دهد اتفاقا نه تهدید که فرصت است.
    ممنون از توجهتان
    کاش به کارهای مثبتی که سید خنده رو کرد هم اشاره می‌کردید زیانبارتر بودن از حمله مغول اگر اغراق نباشد چیست؟

  5. lمیثم

    متاسفانه مشکل اصلی در همین استدلالی است که ارائه نمودید:
    درگیر شدن خاتمی با احمدی نژاد مملکت را به سمت ترور می‌برد مگر ترور حجاریان را از یاد برده اید. ما یک دولت اصلاح طلب اما آماده به همکاری با عقلای جناح محافظه کار می‌خواهیم. چنین چیزی در میر حسین هست. از این منظر مستقل آمدن اویی که نگاه اصلاح طلبانه دارد اما میوه اصول گرایانه می‌دهد اتفاقا نه تهدید که فرصت است.
    اولا از خود خسرو تهرانی در مجله آیین در چند ماهه پیش خواندم که ترور حجاریان سازمان یافته نبوده و اصلا جریان راست افراطی در آن نقشی نداشته است.
    یا این موضوع صحت دارد یا ندارد اگر داشته باشد که وای به حال دولتی که از یک ترور غیر سازمانی اینقدر وحشت کرد اگر که صحت نداشته باشد وای به حال حزبی که جرات بیان واقعیت بعد از ده سال ندارد.
    دوما شما را ارجاع می دهم به مقاله دکتر رنانی در مجله آیین درباره‌ی دولت های مردد.
    امکان ندارد جریان افراطی به مسیری رضایت دهد که انتهای آن پیوند ایران با غرب باشد.
    در واقع الف گفتن ی را هم بهمراه دارد این جریان به دلیل اینکه مسیر توسعه کشور در نهایت منجر به خارج شدن جامعه از وضعیت توده‌ای می‌شود و جامعه غیر توده‌ای الزاماتی را به هم را دارد که مورد پسند آن ها نیست قطعا مانع تراشی های گسترده ای می کنند.
    سیاست توزیع پول در دولت فعلی و افزایش تورم هم در واقع ابزاری برای تضعیف و در نهایت حذف طبقات متوسط شهری بود که موتور محرک اصلاحات می باشند.
    لازم به توضیح نیست که آثار تورم در شهر فلج کننده است و نه روستا و مخالفان و منتقدان وضع موجود در شهرها هستند و طرفداران توده ای نظام در روستاها ساکنند بنابراین با توزیع پول هم طرفداران سیستم را شاد می کنیم و هم پدر مخالفان شهرنشین را در می‌آوریم.
    این دولت اساسا ضد توسعه است.
    نگویید که توهم توطئه است.
    یعنی در این کشور عریض و طویل یک نفر نبوده که دو واحد اقتصاد خوانده باشد و از ارکان نظام باشد و خطر افزایش نقدینگی را متوجه شده باشد. آیا جهت جلوگیری از افزایش نقدینگی حکم حکومتی لازم بود؟
    چرا شاهد سکوت دستگاه‌های مهمی چون سپاه و بیت و … در خصوص موضوع تورم بودیم. بی شک طرحی درستی در کار بوده برای از میان برداشتن معضلی که سیستم با آن مواجه بوده است و آن هم چیزی نبود جز تضعیف و حذف طبقه متوسطی که در ۱۶ سال بعد از جنگ ایجاد شدند و مسبب همه‌ی مشکلات ۸ سال اصلاحات گردیدند و سیاست اصلی را توده ای کردن جامعه قرار دادند.
    امکان ندارد که این جریان رضایت به توسعه ایران دهد.
    دلخوشی است که فکر کنیم با همکاری جریان عقلانی راست می توانیم راه به توسعه ببریم.
    از طرف دیگر توسعه اقتصادی صرف راهگشا نیست بدون ایجاد توسعه سیاسی توسعه اقتصادی سراب است در این زمینه شما را به کتابهای دکتر بشیریه ارجاع می دهم.
    بنابراین توسعه اقتصادی که با افزایش مشارکت اقشار مردم در سطوح مختلف تصمیم گیری سیاسی همراه نباشد به جایی ره نخواهد برد.
    با میر حسین شاید وضعیت اقتصادی اندکی بهتر شود اما بلافاصله با تغییر رئیس دولت و آمدن فردی مثل احمدی همه چیز از ۱/۱/۱ شروع می‌شود تنها چاره اصلاحات برگشت ناپذیر و رئیس دولتی عملگراست.
    یاسر: عجیب است منظور از رییس دولت عملگرا چیست؟ .واژه عملگرا معمولا در مقابل کسانی به کار می رفت که پیگیر مطالبات حقوق بشری و حداکثری بودند اما حالا به کسانی اطلاق می شود که هم دنبال مطالبات حداکثری اند و هم در عین حال به عملگرایی متمایل اند. این که حاکمیت اجازه توسعه نمی دهد را تا حدودی قبول دارم اما می توان دولتی داشت که ضد توسعه نباشد و حداقل فضایی ایجاد کند چیز بیشتر دست یافتنی نیست با چه روشی می توان به بیش از این رسید شما که حتی توسعه را دست نایافتنی می دانید بیشتر باید به کسی رای بدهید که اصلاح طلب حداقلی است تا کسی که دنبال مطالباتی است که اگر کسی آنها را جدی پیگیری کند باز ماشین ترور راه می افتد. ضمنا این که ترورکنندگان حجاریان در روز روشن و بی هیچ مانعی با موتور سپاه آمدند نشانه هایی از برنامه ریزی شده بودن این ترور نیست؟
    ما داریم با گوریل شطرنج بازی می کنیم که می تواند وسط بازی شاهت را بخورد.

  6. میثم

    انصافا که نفهمیدم چه می‌گویید و به هیچ یک از مطالبی که نوشته بودم پاسخ ندادید!
    شما موسوی را عملگرا می‌دانید یا کروبی را؟
    خلاصه می‌گویم
    دولتی که از رهگذر توسعه اقتصادی نیم بند تنها باعث افزایش کارامدی نظام بروکراتیک شود بدون اینکه مشارکت سیاسی اقشار مردم را افزایش دهد و به طور خلاصه باعث توسعه سیاس شود در نهایت پایه های استبداد را محکم تر می‌سازد؟
    همین فضای نیم بند سیاسی معلول دولت و نظام سیاسی ناکارآمد است والا اگر نظام کارآمد شود به مانند چین پشیزی برای مردم قائل نیست و می‌تواند در یک روز ۱۰۰۰۰ را به رگبار ببندد.
    متاسفانه این چیزی است که طرفداران میر حسین از آن غافلند.
    افزایش کارامدی منهای توسعه سیاسی یعنی استبداد بیشتر.
    در حالی که توسعه سیاسی و اقتصادی در برنامه‌ها و تیم شیخ وزنی نسبتا برابر دارند و جه سیاسی شیخ به وجه اقتصادیش می‌چربد.
    ای کاش احزاب اصلاح طلب ما بیش از آنکه تشنه قدرت بودند تشنه اصلاح می‌بودند.
    نمی دانم چقدر با استدلال فوق موافقید اگر موافقید پس چرا حمایت از میر حسین اگر نیستید شفاف بنویسید چرا؟

Leave a Reply