خداحافظ ایران

۲۳ خرداد ۱۳۸۸

گربه‌ی خمیده‌ی پیر، ایران! خداحافظ

۵ comments

  1. سیروس به‌ آیین- آژنده-

    به این ببر جوان که قد راست می‌کند سلام کن!

  2. علی

    از مشهد به لندن…از لندن به کجا؟…
    شاید هنوز یرای شستن چشمها وقت باشد…جور دیگر دیدن راشاید باید از نو آموخت.
    شاید نیاز به خالی کردن میدان آخرین تیر ترکش ما باشد.. شاید باید میدان رابه رفت و روب تازه ای میهمان کرد، که این میدان استحقاق چنین ایثاری را دارد!
    اهل نار و خلد را بین هم دکان / در میانشان برزخ لایبغیان
    (مثنوی نیکلسون ۱/۲۵۷۰)
    ما کانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنینَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَیْه‏…(بقره ۱۷۹)
    خانه تو را میخواند…

  3. شنبه.۲۳ خرداد. ۸ صبح. خیابان فاطمی. پیاده روی مقابل وزارت کشور: من راه می روم. مردم راه میروند. همه دارند راه می روند. فریاد سکوت را چقدر بلند می شنوم این بار که از چشم ها بیرون می زند. هوا چقدر این بار آلوده است به سم استبداد و خفقان. باروهای قلعه دیو هفت سر نمی دانم چرا امروز صبح بلندتر و مستحکم تر به نظر می آیند. یاد خودکشی دسته جمعی نهنگ ها افتادم. ای کاش ساحلی در چشم انداز بود برای تداوم امید به خودکشی دسته جمعی. آیا این راه ادامه دارد؟! راه می روم همچنان! شاید این راه رفتن ما راه را تداوم بخشد. برای یاسر. برای ایران. برای آینده. به امید دیدار برادر

  4. مجتبا

    لطفن از اونجا به ما پیام امید و استقامت برسونین شماها..اونا رسوا شدن و این خوبه!
    یاس و انفعال در این وضع کشنده است

  5. ح.س

    دیشب کوی دانشگاه قیامت بود،انصار حزب الله هر کاری که میتوانست با دانشجویان کرد،دانشجویانی که هیچ حمایت کننده ای ندارند.دیشب حدود ساعت ۳ صبح در اتاق ها را شکستند و تک تک اتاق ها رو بازرسی کردند.از بعضی از بچه ها هیچ خبری نیست.
    اذان صبح را که گفتند اشکهایم سرازیر شد،دیگر امیدی نیست.
    کاشکی قضاوتی…

Leave a Reply