اسلام سیاه و اسلام رنگی

۶ تیر ۱۳۸۸

نوشته‌ی اخیر نیکفر در تحلیل حوادث اخیر در ایران خواندنی است. من هم معتقدم آن‌چه در ایران دارد رخ می‌دهد گر چه بی‌نظیر است اما نباید ما را به این توهم بیندازد که ما مواجه با یک جنبش فراگیر مردمی هستیم.

این بخش تحلیل او  که منتقد روشنفکران دینی است بسیار خواندنی است:

"اکنون در برابر اسلام سیاه حکومتی، یک اسلام رنگی شکل گرفته است. این ایدئولوژی نیروگیرنده، هم با ایدئولوژی حکومتی خویشاوندی دارد، هم از استعداد دموکراتیک قابل توجهی برای مقابله با آن برخوردار است. این اسلام رنگی، در وضعیتی که روحانیت سنتی و مزدور دولت بی‌اعتبار شده، جامعه دستخوش بحران ارزش‌ها گردیده و ریزش از میان صفوف طرفداران حاکمیت دم‌افزون است، اهمیت ویژه‌ای دارد. به آن باید با دیدی مثبت نگاه کرد و تنها خویشاوندی‌اش را با دین دولتی و گذشته‌ی آن را معیار داوری قرار نداد. این اسلام، فاقد مرکز است و بعید است که در صورت تبلور در حزب یا حزب‌هایی، خصلت کثرت‌گرای خود را از دست بدهد. به این جهت نبایستی آن را یک‌کاسه کرد و از شکاف‌ها و خط‌های درونی آن غافل بود. به‌طور کلی باید گفت این تصور تباه است که می‌توان در ایران بدون بهره‌گیری از ظرفیت‌های دموکراتیک یک اسلام کثرت گرا (اسلامی که اسلام‌هاست و به این نکته اذعان دارد) به یک دموکراسی پایدار دست یافت. با نیروهای دینی یا دارای پیشینه‌ی دینی‌اندیشی می‌توان بر روی درکی مبتنی بر شرایط ایران از سکولاریزاسیون، به توافق رسید: جدایی دین و دولت، لغو همه‌ی امتیازهای سیاسی و اقتصادی روحانیان، رفع تبعیض در مورد زنان، برابری سیاسی و حقوقی همه‌ی شهروندان بی‌توجه به دین و مذهب و جهان‌بینی و سبک زندگی‌شان."

این تحلیل شواهد بسیاری به سود خود دارد که آن را دفاع‌پذیر می‌کند. پذیرش این تحلیل چه بسا به معنی جدی گرفتن تلاش‌های نظری روشنفکران دینی باشد. بر این اساس کار ما امروز نه گذار از تئولوژی به اونتولوژی بلکه گذار از تئولوژی بربریت‌ به تئولوژی مدنیت‌ است. دوگانه بربریت و مدنیت برگرفته از آخرین مقاله‌ی سعید حجاریان است که آزادی او را از خدای مهر و راستی طلب می‌کنم.

 
مقاله‌ی نیکفر و نیز حجاریان را برای دسترسی دوستان در ایران و فرار از فیلترینگ در اینجا بارگذاری (آپلود) کردم می‌توانند بارگیری (دانلود) کنند.

   

 

 

۶ comments

  1. simin

    پیامی از زبان مردم ایران به موسوی با صدای محسن مخملباف
    http://www.youtube.com/watch?v=YHirUQm82IM

  2. بیشه داران ، با تبر دارن ، تبانی کرده اند
    قامت بالا بلندان را ، کمانی کرده اند

  3. خوشحالم که پارسی را پاس می دارید.
    هر چند که به جای دانلود همان واژه دریافت کماکان رسا هست.
    یاسر: تازه اینجا که آمدم دارم بیشتر می فهمم که فارسی چه گنجینه ای است که به تصادف مکان ولادت به رایگان در دامان ما نهاده شده

  4. . . . باهزار دلتنگی برای “تو” نوشتم. بخوان .http://fardayeno.blogfa.com/
    یاسر: پاسخی دادم از سر درد اما نمی دانم دریافت شد یا نه

  5. دیدم رنجنامه ی کوتاهی راکه دود آهت را از هزار فرسنگ آن سو تر تحویلم داد . . . دلم هنوز می لرزد . نیا خوب من! نیا ! همان جا بمان !(بغضم فرو میریزد وقتی می گویم نیا)من اینجا اما به روزهای میلاد آن منجی ای که وعده اش داده اند و نمیدانیم هست ! نیست ! می بیند این همه جور را ! و این نواب را بر متابد برای خویش ؟ تو را در حضور آن عارف وارسته در هر صبحدم که اینجا گرد او آئیم یاد خواهم کرد .اینجا خبری نیست.من اینجایم . می بینم خبری نیست . می بینم که بایدبه سان سگهای ولگردکوچه بازار پرسه بزنی تا بلکه لقمه نانی به چنگ آری و زنده بمانی . . . من اکنون مثال آینده ی تو در ایرانم برادرم . بیائی چه کنی؟مادرت را ببینی ؟هنوز میخرامد. پدرت را ببینی ؟هنوزعدالت پروری بستگان می آزاردش .برادرت را ببینی ؟ مثل همه ی سالهای گذشته ی ما سردرگم است . دوستانت هنوز هستند.می دوندتا زنده مانی کنند. . .الا عده ای که حریتشان را ومردانگی شان را به دنیاشان فروختند و تو دانی که کی ها را می گویم . الا همانها که برای دوپول سیاه بیشتر رو سیاهند نزد دیگران . تو اما همان جا بمان . من با دلتنگی هایم می سازم . نه . . .نیا . . .بمان …
    برای روزهای رفته مان چه خاطره ی خوبی حک کرده اند این حاکمان که بیائی ودر آن چند روز که هستی طرفی ببندی از ماندنت و کوله باری ببندی از خاطره عزیز من ؟
    یاسر: ممنون

Leave a Reply