پای استبدادیان چوبین بود

۲۷ تیر ۱۳۸۸
ساختن حکومتی بر چارپایه‌ی جوع و جور و کذب و جهل، آن‌ چیزی نبود که به پدران انقلابی‌مان وعده داده شده بود؛ که در آن اقلیتی دروغزن و هزاردستان که به قبله‌ی قدرت نماز می‌گزارند، به قهر و قسر بر اکثریتی حکم برانند.

معجزه‌ای اگر در این هزاره‌ی سوم باشد بر ساختن چنین تحفه حکومتی بر گرده‌ی گربه‌ی پیر خمیده‌ای است که به تاریخ بلند‌ش مستبد کم ندیده است.

 اما…

پیش از شما
 
به سان شما

بی‌شمارها
 
با تار عنکبوت نوشتند روی باد

کین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد

(شفیعی کدکنی، زمستان ۵۷  خورشیدی)

و نیز:

سوگواران تو امروز خموش‌اند همه
که دهانهای وقاحت به خروش اند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان‌که وحشت زده‌ی حشر وحوش اند همه

آه ازین قوم ریایی که در این شهر دروغ
روزها شحنه و شب، باده فروش اند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوش اند همه

ای هر آن قطره از آفاق هر آن ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد میکده‌ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموش اند همه

به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

(شفیعی کدکنی)

دو روزی عازم سفر به دو شهر تاریخی قیروان و سوس خواهم بود و این دفترچه مجازی به روز نخواهد شد و کامنت ها را هم پس از بازگشت خواهم دید. اگر عمری باشد البته.

۶ comments

  1. پیمان

    یاسر عزیز درود بر تو،
    از متن زیبا و موجزت مثل همیشه لذت بردم. راستی این کار جدید شهرام ناظظری رو شعر فریدون مشیری حتما شنیدی کار آنچنانی نبود ولی انتخاب شعر متناسب با احوال روزعالی بوده و جای درود فراوان داره:
    ایران کهن
    اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
    اى بغضِ گل انداخته، فریادِ خطر شو
    اى روىِ برافروخته، خود پرچمِ ره باش
    اى مشتِ برافراخته، افراخته ترشو
    اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى
    از خانه برون چیست که از خویش به در شو
    گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
    ور تیغ فرو بارد، اى سینه سپر شو
    خاکِ پدران است که دستِ دگران است
    هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو
    دیوارِ مصیبت کده ىِ حوصله بشکن
    شرم آیدم از این همه صبرِ تو، ظفر شو
    تا خود جگرِ روبهکان را بدرانى
    چون شیر درین بیشه سراپاى،جگر شو
    مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
    خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو
    فریاد به فریاد بیفزاى، که وقت است
    در یک نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو
    ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
    ایران ِکهن در خطر افتاده، خبر شو
    مشتى خس و خارند، به یک شعله بسوزان
    بر ظلمتِ این شامِ سیه فام، سحر شو
    فریدون مشیری
    http://www.youtube.com/watch?v=7tqliLHdb84
    یاسر: سلام آری شنیده ام شما اخوی کدام پیمانی ما چند پیمان در میان دوستان داریم که همه هم از خوبی ناگسستنی اند

  2. سیدحسین خاتمی

    باعرض سلام آقای میردامادی حال شریف ؟ انشاالله که گرمای تونس خللی در فرآیند یادگیری زبان عربی شما پدید نیاورده باشد
    میخواستم عرض کنم ۱٫ سهراب اعرابی با گلوله مستقیم لباس شخصیها کشته نشد بلکه ابعاد فاجعه وسیعتر بود ایشان رو بازداشت میکنن وپس از مدتی که خانواده ایشون بی اطلاع بودند جنازه سهراب رو به خانوادش تحویل میدن۲٫من الان مدتهاست که این کلاسهای مکالمه عربی دفتر تبلیغات مشهد رو میرم ولی به خاطر سیستم غلط آموزشی چیزی عایدم نمیشه بفرمایید که آیا برای امثال ماها هم امکان شرکت در این short course های تونسیه هست؟
    لطفا کمی راهنمایی؟
    درضمن امیدوارم بااین کامنت های داغ شما لیالی تونسیه تبدیل به تور قبرسیه نشه!
    ممنون س.ح.خاتمی
    یاسر: اره میشه اما گرون در میاد ضمنا سوریه هم ظاهرا کلاس های خوبی داره ضمنا از نظر فرهنگی این تونس برای مذهبی ها خیلی جای جالبی نیست من سوریه را بیشتر توصیه می کنم

  3. مرحم برخی دل ها بود.

  4. مهدی

    سلام
    و خسته نباشی به خاطر سفرنامه که می نوشتید
    الان که زبان انگلیسی زبان غالب فرهنگ غرب ،انگلیسی زبانها تمدن غرب را تمدن انگلیسی تمی نامند پس چرا باید تمدت اسلامی را فقط به خاطر اینکه دانشمندتن به ان زبان می نوشتند تمدن عربی اسلامی بنامیم
    یاسر: خوب این سوال من هم هست.

  5. سرگارسن

    سلام یاسر جان . چطوره این اداممه تحصیل فرنگ و فرصت های مطالعاتی گرانبها نسیب شما می شود؟ چطوره گردش تفکر جنابعالی از دهد ۷۰ تا به امروز اینقدر غریب است؟ وطن فروشی کالای گرانبهائیست که شما خوب ارزشش را می دانید؟
    یاسر: چند جا اقدام کرده ای؟ چندسال دویده ای تا پذیرش و بورس بگیری؟ چند سال کلاس زبان رفته ای؟ وطن فروشان را الان در انهایی بجو که رای مردم را خوردند و با روسیه و چین ساختند نه آنها که با زحمت موقعیتی تحصیلی فراهم کرده اند

  6. یاسر عزیز سلام لطفا این مقاله‌ عقل‌سوز و ضد عقلانیت را مشاهده‌ کن:
    عقل‌شناسی فلسفی از منظر وحی و دین (بخش نخست)
    در تاریخ یکشنبه، ۲۸ تیر ۱۳۸۸ – ۱۵:۵۴:۳۳ توسط Admin
    نویسنده‌: محمّد ملّازاده- مهاباد
    اشاره:
    بر هیچ اندیشمند دینداری پوشیده نیست که در این ایام جریانات و اشخاص دارای تمایلات سکولار و شیفته‌ی «عقل‌گرایی منهای دین و وحی»، به عناوین گوناگون و روشهای مختلف درصدد حذف دین از فرایندهای اجتماعی و زدودن آثار آن از تمامی محورها و ابعاد زندگی، یا حداقل تحدید نقش و رسالت آن در ایجاد ارتباط روحی شخصی میان خدا و انسان- آنهم در داخل مسجد و معبد- هستند.
    آنچه در این حرکت خزنده‌ی دین‌ستیزی و الحادپروری جای تأمل و در عین حال شگفتی است اینکه: برخی از منادیان این تفکر داعیه‌ی دینداری داشته و سنگ دفاع از آنرا برسینه می‌زنند! و به قول خودشان با این ایده‌ی که برگزیده و روشی که در پیش گرفته‌اند می‌خواهند دامن دین را از آلودگیهای که اطراف آنرا احاطه کرده است پاک نموده، قداست، پاکی، طهارت و معنویت آنرا بار دیگر بر قامت رعنایش بیاویزند تا از آلودگیها و بدعتها پاک گردد و بار دیگر صورت و چهره‌ی قدسی و خدایی‌اش را بازیابد و از دایره‌ی محدود ایدئولو‍‍‍ژی تنگ‌نظرانه بیرون آمده پا به عرصه‌ی «نسبیت» نهد و برای اینکه از «جزمیت» و «مطلق‌اندیشی ارتجاعی» رها گردد و به فضای تجربه‌ی مدام تجدیدپذیر زاده‌ی دانش «هرمنوتیک» قدم گذارد و در نهایت کسوت مقدس خدایی و ثابت و وحیانی بودن را برای همیشه از تن خود برکنده و دور اندازد و عبای انسانی و تجربی و عقلانی بودن را زینت‌بخش قامت همیشه تازه و نو خود گرداند و‎… عقلانی و انسانی کردن آن لازم و ضروری است، تا به قول این منادیان تحریر و تجدید دینی، دین با دنیای مدرن و سکولار منطبق گشته و از قافله‌ی کاروان تمدن و تکنولوژی عقب نماند!!؟ و اگر این آقایان به اصطلاح دیندار، در جمع ماتریالیستهای ملحد و سایر منکران خدا و رسالت و دین و وحی قرار گرفتند انگ ارتجاع نخورند و در جمع رفقا بگویند «دیانت ما عین الحاد شما است.»
    یاسر: رفتم در وبلاگ این اخوی مان و خواندم اجمالا مطلبش را در انتها حس من این بود که کاش مساله به این سادگی بود همین

Leave a Reply