مگس شفابخش، زمین ثابت و دموکراسی کفرآمیز

۱۵ آبان ۱۳۸۸

داشتم در اینترنت دنبال چیزی از "حسین مروة" روشنفکر لبنانی چپ که بر اثر فتوای مذهبی سال‌ها قبل در لبنان ترور شد و درگذشت، می‌گشتم که به یک مقاله‌ی کوتاه در سایت حوزه‌ی علمیه‌ی قم برخوردم. نگاهی انداختم و دیدم مقاله‌ی جالبی است، حیفم آمد خوانندگان این دفترچه‌ی مجازی را از محتوای آن مطلع نکنم.

مقاله در باب خشک‌اندیشی پاره‌ای از علمای اهل سنت است در باب مخالفت‌شان با آرای علمی جاافتاده و دستاوردهای علم بشری (واضح است که متن هیچ اشاره‌ای به علمای شیعه نمی‌کند انگاری چنین خشک‌اندیشی‌هایی در میان اینان نیست).

ضمن این‌که توصیه می‌کنم کل این مقاله‌ی کوتاه را در مطالعه بگیرید، بخش‌هایی از آن‌را این‌جا بازآوری می‌کنم.  

"بن باز" مفتی سابق عربستان سعودی در این فتوا که «ادله نقلی و حسی بر امکان صعود به ستارگان و حرکت خورشید و ماه و سکون زمین» نام دارد می گوید: «میان بسیاری نویسندگان و مؤلفان در مدرسان عصر کنونی شایع است که زمین می چرخد و خورشید ثابت است؛ در حالی که واقعیت عینی در عصر ما این است که خورشید چنان که خدا مسخرش کرده، در فلک خود در حال حرکت و زمین ثابت است و خدا آن را برای بندگانش گسترده است و آن را برایشان چونان بستر و گهواره ای قرار داده است و با کوه هایی استوار گردانده است تا از هم نپاشد. بن باز در مخالفت با ادعای کروی بودن زمین و محوریت خورشید، ادله و براهینی متکی بر ادراک حسی عادی و مشترک میان مردم ذکر می کند تا جایی که معتقدان به کرویت زمین و محوریت خورشید را تکفیر می کند. وی می گوید: اعتقاد به کرویت زمین و مرکز خورشید، اعتقادی شنیع و منکر است و هر کس که به دَوَران (چرخش) زمین و عدم حرکت خورشید معتقد باشد، کافر و گمراه شده، واجب است توبه داده شود و اگر توبه کرد که هیچ؛ و گرنه به عنوان کافر و مرتد کشته می شود و اموالش به نفع بیت المال مسلمین مصادره می شود. [...]

چند سال پیش پژوهشگر مغربی خدیجه البطار، به دلیل مناقشه در صحت حدیثی منسوب به پیامبر بزرگوار که بخاری روایت کرده است، تکفیر شد. وی در مناقشه بر صحت این حدیث، از آرای فقها و مفسران پیش که منکر صحت این حدیث بوده اند و آن را معارض با عقل و ذوق سلیم و نیز متعارض با اکتشافات علمی جدید در علم میکرب شناسی دانسته اند، بهره گرفته است. نص حدیث منسوب به پیامبر (ص) این است: «اذا وقع الذباب فی شراب احدکم فلیغمسه ثم لینزعه فان فی احدی جناحیه داء و فی الاخر شفاء»؛ هرگاه مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آن را در آن مایع فرو برد و سپس بیرون آورد (و آن نوشیدنی را بنوشد)، زیرا در یکی از بال های مگس بیماری و در دیگری شفا است. مناقشه خانم خدیجه البطار درباره این حدیث، نزاع فقهی ـ رسانه ای گسترده ای را در پی داشت و برخی به این جار و جنجال، عنوان معرکة الذباب (معرکه مگس) دادند و چندین کتاب پیرامون آن منتشر شد که یکی از این کتاب ها، تألیف خود این پژوهشگر، با عنوان «در نقد بخاری» است. [...]

جماعت «عدل و احسان» در مغرب، دموکراسی را رد می کند، زیرا در نظر شیخ این جماعت (عبدالسلام یاسین)، اصطلاح و مفهوم دموکراسی غربی است و در نتیجه سکولار، زمینی و دنیوی است که بعد معنوی و آخرتی را به کناری می زند و مسئله تدین را مسئله ای شخصی می داند و مسلمانان و غیر مسلمانان را در جایگاهی برابر می نشاند و حاکمیت مردم را جایگزین حاکمیت خدا می کند. شیخ عبدالسلام یاسین معتقد است که دموکراسی «کفر و جدایی از دین را تثبیت می کند(۸) و البته بر این اصل عللی شناخته شده در خود غرب، مانند ارتباط دموکراسی با مال و رشوه و فساد و سودگرایی اضافه می شود. [...]

این اندیشه افراطی و ضد مدرنیسم علمی و تکنولوژیک و فکری [منظور علمای وهابی اهل سنت است و ربطی به علمای شیعی ندارد]، در دهه های اخیر به اوج خود رسیده است و از علائم آن ترور منجر به قتل فرج فوده و حسین مروه و ترور نجیب محفوظ و تهدید سید القمنی در مصر و سعید الکحل در مغرب و طرح پاره ای روایات، شعارها و تحریم ها است. محمد الفیزازی یکی از فقهای مغرب بر آن است که «متفکران، همان گروه مرتدان و ملحدان و طعنه زنندگان در دین هستند.

در عربستان سعودی، فهرستی از نو گرایانی که خونشان مباح است منتشر شد و یکی از شیوخ متنفذ، به کمک بن باز، کتابی به نام «الحدثة فی میزان الاسلام» (نو گرایی در ترازوی اسلام) نوشته که در حقیقت محاکمه دینی و عقیدتی تمام متفکران جدید عرب از شاعرانی چون بیاتی و محمود درویش و ادونیس گرفته تا متفکرانی چون حسین مروه و عبدالله العروی و محمد عابد الجابری است. در این کتاب چهره های برجسته ادبیات و اندیشه عرب، مانند طه حسین، عباس محمود العقاد و نزار قبانی تکفیر شده اند. نویسنده این کتاب، مدرنیسم را تهاجم استعمار غربی به هدف مبارزه با عقیده و ارزش های اسلامی و پروژه ای فرا ماسونری ـ صهیونیستی و مبتنی بر الحاد عقیدتی و فساد اخلاقی می داند و معتقد است که کمونیسم الحادی مادی، جوهره فکری مدرنیسم است.

 

 

 

۱۱ comments

  1. سلام . دوست من خوشحالم از دیدار مجدد شما . خوبید ؟ من که خوبم . ولی کمی دل شکسته از این نا مهربانی ها . دیدی با مردم تو ۱۳ آبان چطور برخورد شد
    یاسر: بله دیدم اما ظاهرا کسی را نکشتند این نقطه مثبت ماجراست خیلی ترسیده اند از مردم

  2. یاد این جمله افتادم: آزادی از القایات شیطان است….

  3. سلام آقای میردامادی. من هم مثل شما طلبه هستم. البته قم. دو سه سال پیش برای اولین بار اسمتونو از آقای بابایی شنیدم. نویسنده ی وبلاگ سفینه. بعد اومدم حبابو پیدا کردم و تو این سالها سعی کردم همیشه بخونم. انصافاً هم استفاده ها کردم. یه بارم یکی از پست هاتونو گذاشتم تو وبلاگ. ایام انتخابات هم در کنار دوستتون آقای مروارید یه ویژه نامه منتشر کردیم برای میرحسین به اسم “اندیشه نو حوزه” که قرار بود دو تا مقاله هم از شما توش بیاد و به دلایلی نشد. خلاصه اینکه خیلی مخلصیم. ظاهراً دیگه ایران نیستید و لندن نشین شدید. نمی دونم قصد برگشتن دارید یا نه، ولی براتون آرزوی سلامتی می کنم. اگه یه روز ایران تشریف آوردید و صلاح دونستید، بی خبرمون نذارید. دوست دارم ببینمتون.
    “اوراق” ما هم ـ بی تعارف ـ میدونم که در سطح و شان شما نیست، اما اگه فرصت کردید، گاهی سری هم به فقرا بزنید، بلکه نصیبی از شما به ما برسه. این حرفارو تعارف فرض نکنید، صادقانه است.
    موفق باشید
    یاسر: سید محسن خان عزیز سری زدم به وبلاگت و همانجا کامنتی خواهم گذاشت. خیلی خوب کردی به من سری زدی.
    دیگر در تماس خواهیم بود.
    .

  4. سلام / تشکر از نوشته ها و همین طور لینک هاتون که برای من آرشیوو فهرستی گرانقدر بود
    اسم وبلاگ یعنی حباب
    عالم همه حبای است ولی چه حباب ؟
    ینعی چه؟ چه حباب؟
    اگر ممکن است درک خود را از این انتخاب اندکی توضیح دهید. هر چند که اهل بشاارت خود اشارت داند اما گاه رمز ها در مشت گفتار گوینده فشرده میشود و چند قطره تراوش که درک مطلب برای مستمع سخت و راناک میگردد
    یاسر: این بخشی از یک شبه شعر است شاید ذکر ادامه آن به فهمش کمک کند:
    عالم چو حبابی است و لیکن چه حباب
    بر روی سراب
    آن هم چه سرابی
    سرابی که بیینند به خواب
    آن هم چه خواب
    خواب بدمست خراب
    خلاصه یعنی جهان هیچ اندر هیج اندر هیچ است
    .

  5. شنیدم(اما نمی دانم درست است یا نه؟) هستند هنوز هم برخی علمای شیعی که به سفرهای فضایی و امکان آن اعتقاد ندارند. درست است؟
    یاد حکایت جعبه عکاسی و مرحوم حاج ملاهادی سبزواری افتادم! تازه این ماجرا مربوط به جمود عقلی است وای به حال جمود بی عقلی!

  6. صالحی

    حدیث ذباب در بحارالانوار هم هست و آیت الله حجازی در کتاب یک جلدی احادیث برگزیده بحار (درر الاخبار من بحارالانوار) آن را آورده است. مجله علوم حدیث هم مقاله خوبی درباره حدیث ذباب دارد
    یاسر: ممنون از این اطلاعات خوبتان کاش کمی بیشتر از خودتان می نوشتید آشنا می شدیم.

  7. محمود

    با سلام
    من شبه شعری را که نام وبلاگتان از آن اخذ شده، چنین به یاد دارم:
    عالم چو حباب است، اما چه حباب؟ / نه بر سرِ آب، بلکه بر روی سراب
    آن هم چه سراب؟، آن که بینند به خواب ؟/ آن خواب، چه خواب؟، خواب بدمستِ خراب

  8. سلام بر سید عزیز
    هیچ وقت یادم نمیره زمانی که در حسینیه آقای شیرازی لمعه میخوندیم دوتا روحانی افغانی مسن مشغول مباحثه کتاب الصلوه بودن بحث قبله وگویا تازه استادشون گفته بود که زمین کروی است واینها دفعه اولی بود که میشنیدن و با تعجب فراوان میگفتن اگه زمین کرویه پس چرا ما نمی افتیم!!!
    از ماست که یر ماست!!!

  9. سلام . خوبی رفیق قدیمی ؟ راستی باید بگم که من در هر دو وبلاگم به روزم . هم نو اندیش جوان و هم برگ سبزی تحفه درویش هر دو مطالب تازه جالبی داره . یک سر بیا منتظرم . ممنون خوش باشی و سبز

  10. سلام
    شماراباعنوان سیدیاسرمیردامادی فرزندمحسن قهرمان تسخیرلینک کردم
    —————
    بدترین اسلام،اسلام انگشتری
    حجت الاسلام سیدعلی اکبرمحتشمی پور:«فرقه مصباحیه ازسایرگروهکها خطرناکتراست»
    می گویند وقتی اطلاعات انسان زیاد شود تصمیم گیری اوسخت میشود شناخت اسلام امام خمینی نیزازبین همه اسلام ها یاتمیزحق ازباطل(فرقان) دراین زمانه بسیارسخت است
    دربین اسلام های انحرافی ،اعم ازاسلام جمودوخمود وجهل وخرافه ،تحجر،اسلام سرمایه داری و…،کثیف ترین اسلام،اسلام انگشتری است .اسلامی که درنخیله انگشترازدست درآورد وحق راضایع کرد ودیگری بدست کرد باطل رالباس حق پوشاند واسلام اموی ومصباحی واسلام ظلم را برمردم سلطه داد ودگرباره زمانی که جوانان ایران درسال ۵۷به تعبیرامام درخیابانها کشته می شدند فرح همسرشاه رابه حضورپذیرفت وانگشتربرای سلامتی جلادخون آشامی چون محمدرضا پهلوی فرستاد(به کتاب حزب قاعدین عمادالدین باقی رجوع شود)وظرف ۳۰سال گذشته با بی تجربگی ملت ایران وعدم فریادبرشرشان بداخل نهادهای حاکمیتی نفوذکرده وامروزچون اسلافش قرآن برسرنیزه کرده وبه ضرب وشتم جوانان درخیابانها می پردازد وآنهارابه زندان می برند.
    یاسر: من فرزند محسن میردامادی نیستم و ظاهراً با آنها نسبت فامیلی هم نداریم چون میردامادی ها همه سیدند ولی دکتر محسن میردامادی سید نیست.

  11. به روزم با بداهه های درد…

Leave a Reply