کنفرانس رهبران ادیان جهان در باکو

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

کنفرانس رهبران ادیان جهان (the world summit of religious leaders) امسال به میزبانی جمهوری آذربایجان در باکو در روزهای ۲۶ و ۲۷ آوریل ۲۰۱۰ برگزار شد. حدود یک ماه و نیم قبل از این تاریخ دعوتنامه‌ای دریافت کردم و خواسته شده بود که ده دقیقه هم سخنرانی کنم. متن سخنرانی را هم خواسته بودند قبلا بفرستم. به سفارت آذربایجان در لندن در نزدیک هاید پارک رفتم و ویزا گرفتم. در پرواز به سوی باکو تنها ده نفر در هواپیما بودند و در واقع خالی بود پرواز. صبح روز یکشنبه ۲۵ آوریل یعنی یک روز قبل از شروع کنفرانس به باکو رسیدم و مرا به سمت هتل بردند. در سالن فرودگاه از یکی از مأموران آنجا شنیدم که در این کشور تعداد زیادی مسلمان وجود دارد (عدد آن‌را فراموش کردم) که نیمی از آن‌ها شیعه‌ی اثنی‌عشری اند. به هتل رسیدیم هتل پارک-این (Park-inn) درست مشرف به ساحل بندری دریای خزر. لباس عوض کردم و رفتم پایین. بردندمان به دیدار از مزار شهدای آذربایجان. آذربایجان کشوری قدیمی است با ساختمان‌هایی که به دقت به‌سازی شده اند و کمتر می‌توان اثری از ساختمان‌های سر به فلک کشیده در آن دید. باکو شهر عمدتا تمیزی بود و از پیاده‌روهای پر از آشغال و فضله‌ی سگ لندن در آن خبری نبود. روحانیانی از آیین بودا، سیک، هندو در مراسم ادای احترام به شهدای آذربایجان حضور داشتند. روحانیان مسیحی ارتدوکس هم بودند. هنوز هیچ ربی یهودی در مراسم نبود. برای نهار ما را به رستورانی بردند و در آن‌جا الله‌شکر پاشازاده مدیر اداره‌ی امور دینی قفقاز هم حضور داشت. پاشازاده فارسی هم خوب صحبت می‌کرد. سر میز نهار با رییس اداره‌ی امور دینی گرجستان که طلبه حوزه‌ی علمیه‌ی قم بوده است آشنا می‌شوم. فارسی خوب صحبت می‌کند و از این سخن می‌گوید که در گرجستان مسلمانان شیعه و سنی با هم در مسالمت می‌زیند و با مسیحیان هم رابطه‌ی خوبی دارند. کلی هم تعریف می‌کند که بازار صیغه را در میان نسل جوان شیعه در آن‌جا رونق داده است و این‌را از نکاتی می‌دانست که موجب عدم ازدواج دختران شیعه با مسیحیان و نیز جذب جوانان به سوی مذهب شده است. از او می‌پرسم اما معمولا اهل سنت بر شیعیان در این باب طعن می‌زنند و این‌را تحلیل زنا از سوی شیعیان می‌دانند. می‌گوید با چنین هجمه‌ای از سوی آن‌ها در گرجستان مواجه نشده و با افتخار می‌گفت با وجود آن‌که متأهل است خودش هر دو ماه یک‌بار صیغه می‌کند و در زیبایی زنان آن‌جا هم داد سخن می‌داد. می‌گویم‌اش اما در روایات باب متعه بر این نکته  تأکید رفته است که تحلیل متعه نباید به ذواقیت (اهل چشیدن طعم‌های مختلف در امور جنسی شدن) مردان منتهی شود. مجموعا فکر می‌کنم از من خوشش نیامد زیرا روزهای بعد هم هر وقت در کنفرانس می‌دیدمش‌ با کنایه می‌گفتم من هر وقت شما را می‌بینم احساس می‌کنم باید استغفار کنم. ضمنا همین آقا می‌گفت که در گرجستان چند حوزه عملیه شیعه وجود دارد که اسم یکی از آن‌ها مدرسه‌ی الزهراء است. تازه در آن جا فهمیدم که کشوری به نام داغستان هم وجود دارد و مسلمان هم دارد. بعد از ظهر همان روز پیش کنفرانس آغاز شد و در باب چگونگی اداره جلسه و اموری از این دست سخن رفت.

 در کنفرانس پیرمرد ریش سفیدی بود که فارسی هم خوب صحبت می‌کرد و به من گفته شد که بلوچ است و مفتی یکی از کشورهای استقلال یافته‌ی شوروی سابق است. سعی کردم تحویلش بگیرم اما ظاهرا با شیعیان اصلا خوب نبود و هیچ اعتنایی به ما نکرد. داشت یادم می رفت. قبل از نهار و بعد از دیدار از مزار شهدای باکو به دیدن مسجد تازه پیر در باکو رفتیم و در آن‌جا روحانیان مسیحی و بودایی هم به درون مسجد آمدند و اسقف اعظم کیریل رهبر کلیسای ارتودوکس روسیه  در کنار الله‌شکر پاشازاده برای حضار چند دقیقه‌ای سخن گفتند. شام هم میهان منزل الله‌شکر پاشازاده بودیم. قبل از شام چند لحظه‌ای با اسقف کیریل حرف زدم و صحبت در باب الهیات مسیحی بود. تأکید داشت که اطلاعات من بیشتر در باب مسیحیت غربی و روی مسیحیت شرقی تمرکز نداشته‌ام. معتقد بود مسیحیت شرقی به اسلام نزدیک‌تر است و مثلا توضیح می‌داد که ما شبیه روحانیان مسلمان لباس می‌پوشیم و ریش می‌گذاریم اما مسیحیت غربی خیلی متفاوت است. سر ضیافت شام یک گروه موسیقی محلی آذری هم می‌نواختند. اسقف کیریل بعد از شام هم چند لحظه‌ای سخن گفت و تأکید داشت که ما سال‌ها در این منطقه کنار برادران مسلمان زیسته‌ایم و گفت واژه‌ی تسامح را برای توصیف این وضعیت به کار نمی‌برد زیرا واژه‌ای غربی است. یکی دو خاطره هم نقل کرد که یک روز داشته رانندگی می‌کرده و پلیسی مسلمان جلوی او را می‌گیرد تا جریمه کند و تا می‌بیند که یک روحانی مسیحی است او را جریمه نمی‌کند و یا وقتی جایی رفته بوده که چیزی بخرد و بخورد یک خانم مسلمان از او پول نگرفته. بعد شام فرصتی دست داد که قدری مفصل با نماینده پاپ آقای ژان لول توران (Jan-Lul Toran) سخن گفتم. او گفت که به زودی به ایران سفر خواهد کرد. برایش توضیح دادم که مطابق اخبار وضعیت مسیحیان در ایران رو به وخامت گذاشته و هر هفته یک مسیحی از ایران می‌گریزد. نسبت به اوضاع ایران وقوف داشت و گفت قرار بوده کنفرانسی در امریکا باشد که خاتمی هم در آن حضور بیابد (شاید هم گفت در آینده قرار بوده چنین کنفرانسی باشد تردید از من است) و گفت او پیش بینی کرده بوده که  حکومت ایران نخواهد گذاشت خاتمی در آن مراسم حضور بیاید. از پیشرفت‌های مطالعاتی در قم اظهار شگفتی می‌کرد و می گفت به نظرش قم تنها دانشگاه در حوزه مطالعات اسلامی است در کشورهای اسلامی. می‌گفت اخیرا کنفرانسی میان مسلمانان و مسیحیان و یهودیان بوده و در آن یهودیان خیلی قوی ظاهر شده اند اما مسلمانان ضعیف ظاهر شدند. روی آموزش خیلی تأکید داشت و معتقد بود که برای کاهش سوء تفاهم میان ادیان باید آموزش ادیان را جدی گرفت. قدری هم بحث الهیاتی کردیم و موضعش خیلی ایده‌آلی بود و خیلی سریع و صریح گفت میان عقل و ایمان هیچ ناسازگاری نیست. گفتم مطابق تعریف در حالت ایده‌آل بله ممکن است این طور باشد اما روی زمین سفت واقع داستان بر لون دیگری است. از پل تیلیخ هم سخن گفتیم و برایش توضیح دادم که برخی از آثار او به فارسی ترجمه شده است. معتقد بود که تیلیخ درآمد خوبی به مسیحیت کاتولیک است.

دوشنبه روز اول کنفرانس بود. صبح خیلی رسمی بود. الهام علی‌اف رییس جمهور آمد و سخنرانی کرد و بعد هم مقامات هر کدام سخنرانی کردند. مترجم هم‌زمان در بخش فارسی تنها برای ترجمه‌ی سخنرانی رییس‌جمهور وجود داشت و تازه مترجم خوبی هم نبود. برای ادامه‌ی کنفرانس وقتی سخنرانی به عربی یا انگلیسی نبود من می‌زدم روی کانال انگلیسی و ترجمه‌ی هم‌زمان انگلیسی را که روان‌تر بود گوش می‌دادم. بعد از ظهر روز اول کنفرانس‌ها سخنرانی‌های کم‌تر تشریفاتی شروع شد. در مجموع دو روز کنفرانس سخنرانی دو سه نفر از سخنرانان به نظرم حاوی نکات جالب بود. یکی آیت الله دیباجی از کویت که ایرانی هم بود و در آن بر این نکته تأکید کرد که فقیه باید به اهداف دین هم نظر کند در فرایند اجتهاد و صرفا به احکام توجه نکند. نکته‌ی اجتهادی خوبی است و آدم را یاد شاطبی می‌اندازد و نجم الدین طوفی. به واقعه‌ای هم اشاره کرد که پیامبر اجازه داده بوده است که مسیحیان در مسجد عبادت کنند. به یاد نمی‌آوردم که چنین حادثه‌ای را شنیده باشم. باید دنبال سندش بگردم. یکی دیگر از سخنرانی‌های جالب سخنرانی پینکاس گلداشمیت (Pinchas Goldschmidt) ربی اعظم کنیسه مسکو که در آن به ادبیات جامعه‌شناسی دین معاصر اشاره کرد و می‌کوشید این نکته را استفاده کند که صلح جهانی بدون جدی گرفتن دین میسر نیست. یک راهب بودایی مسن هم در ابتدای صحبتش گفت که به عنوان یک انسان و نه به عنوان یک بودایی این‌جا سخن می‌گوید که خیلی جالب بود. سر میز نهار با ربی گلداشمیت آشنا شدم و مفصل  حرف زدیم. او که درس‌خوانده‌ی هاروارد است می‌گفت که در مسکو دوستان یهودی ایرانی بسیاری دارد. به آینده‌ی ایران بسیار امیدوار بود و می‌گفت ایرانی‌ها قوم باهوش و پیگیری اند. می‌گفت دوستان یهودی‌اش معتقدند که احمدی‌نژاد عامل مخفی موساد است و مثلا اشاره کرد به کنفرانس دوربان ۲ که در آن پس از سخنرانی جنجالی احمدی‌نژاد اعتراض کشورها به اسرائیل به خاطر حمله به غزه تبدیل به اعتراض به احمدی‌نژاد شد و فشارها از روی اسرائیل برداشته شد. وقتی فهمید من بچه مشهدم داستان جالبی نقل کرد و گفت ما در نیویورک دو کنیسه برای ایرانی‌ها داریم یکی کنیسه‌ی ایرانی‌هاست و دیگری کنیسه مشهد‌ی‌ها! توضیح داد که علتش این است که حدود ۱۰۰ سال قبل یهودی‌های مشهد را به زور مسلمان می‌کنند و آن‌ها در خفا به دیانت خود ادامه می‌دهند و بعد انقلاب وقتی به امریکا می‌آیند یهودیان ایرانی آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند و می‌گویند شما مسلمان‌اید. آن‌ها می‌روند برای خودشان یک کنیسه به نام کنیسه‌ی مشهدی‌ها می‌زنند. می‌گفت در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که کابالا یا همان عرفان یهودی در منطقه روسیه تحت تأثیر تصوف اسلامی بوده است. قدری هم در باب موسی ابن میمون الهی‌دان برجسته یهودی قرون وسطی که در سرزمین‌های مسلمان می‌زیسته و اثر مشهورش دلالة الحائرین (the guide for perplexed) برای الهیات اسلامی هم اثر مهمی است، سخن به میان آمد و نیز در باب مارتین بوبر الهی‌دان قرن بیستمی یهودی هم سخن رفت.

روز دوم کنفرانس که به ریاست گلداشمیت برگزار شد، سخنران سوم من بودم که در آن کوشیدم اهمیت توجه به بنیان‌های نظری مسأله‌ی تنوع ادیان را نشان دهم (متن سخنرانی ام را در پست بعدی خواهم گذاشت). این کنفرانس در واقع یک کنفرانس علمی نبود بلکه بیشتر جایی بود که نمایندگان ادیان مختلف با هم آشنا شوند و در مورد صلح میان ادیان با یکدیگر سخن بگویند. در روز دوم با تلو تولکو رینپوکه (Telo Tulku Rinpolche) که مدیر جماعت بوداییان در جمهوری کالمیکیا (kalmykia) در روسیه بود آشنا شدم و با او دو نوبت سخن گفتم. قدری در باب تفاوت تراوادا بودیسم و هینایانا بودیسم از او پرسیدم و در نوبت دوم در باب ترک "دنیا" در ادبیات هندو-بودایی و تصوف اسلامی سخن گفتیم. نکته جالب این بود که می‌گفت واژه‌ی دنیا به همین صورت و به معنی جهان در ادبیات هندو وجود دارد. برایش در این باب حدیثی منسوب به امام علی را خواندم که زهد در دنیا آن نیست که مالک اموالی نباشی بلکه زهد آن است که آن اموال مالک تو نشوند و تو بند آن‌ها نشوی (لیس الزهد فى الدنیا الا تملک الشیء بل الزهد الا یملکک شیء). برایش جالب بود و می‌گفت هر چه بیشتر در مورد ادیان دیگر می‌خواند رشته‌های مشترک بیشتری با بودیسم در آن‌ها می‌یابد. پیشنهاد می‌کرد که بیاییم یک برنامه بگذاریم که گروهی از مسلمانان از اماکن مذهبی بودایی‌ها دیدار کنند و گروهی از بودایی‌ها هم از اماکن مذهبی مسلمان‌ها. سر شامی که روز اول کنفرانس الهام علی‌اف در کاخ ریاست‌جمهوری به افتخار میهمانان داده بود، با آبراهام کوپر (Abraham Cooper) ربی یهودی از نیویورک آشنا می‌شوم. یک متفکر یهودی معاصر به نام یوزف سالاویچیک (Joseph B. Soloveitchik) را معرفی می‌کند که در سنت یهودی ارتدوکس مشهور است. روز دوم قبل از پایان کنفراس بر سر بیانیه پایانی کنفرانس هم شور و مشورتی شد. نماینده پاپ پیشنهاد داد عبارت دیپلماسی دینی تغییر کند زیرا ما دیپلماسی دینی نداریم بلکه فقط دیپلماسی‌ای داریم که متدینان هم از آن استفاده می‌کنند. تصویب شد و حذف شد. یک هندی که نمی‌دانم از کدام دین بود پیشنهاد داد این عبارت را اضافه کنیم که هر کسی همان مقدار که حق دارد به دین آبا و اجدادی خودش باشد همان مقدار هم حق دارد که دین آبا و اجدادی خودش را ترک کند. یک کشیش مسیحی مخالفت کرد با این توضیح که خوب بله همه این حق را دارند انگاری که این سخن بدیهی است. من جرأت نکردم چیزی بگویم و الا می‌شد گفت که اصلا هم بدیهی نیست و مسأله‌ی ارتداد در اسلام درست بر خلاف این حق طبیعی است. به هر حال بی آن‌که رأی گرفته شود سخن آن هندی رد شد.

این کنفرانس از دو جهت دارای اهمیت بود. اول این‌که پس از فروپاشی دولت آته‌ایستی-کمونیستی اتحاد جماهیر شوری، که در آن هرگونه فعالیت دینی ممنوع بود، امروز ظهور و بروز حضور اجتماعی ادیان مختلف در منطقه روسیه و کشورهای استقلال‌یافته به وضوح دیده می‌شود. واضح است که افراط‌گرایی دینی‌ خصوصا در قالب اسلامی‌اش و نیز دعوای مذهبی میان گروه‌های مختلف هم به موازات رشد دین رشد کرده است. این کنفرانس تلاشی بود برای هم‌گرایی میان نمایندگان ادیان مختلف. نکته‌دوم که به نکته‌ی اول هم مرتبط است این است که میان آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه‌ی قره‌باغ مناقشه وجود دارد. از ۱۹۹۰ که جنگی میان این دو کشور بر سر این منطقه در گرفت، این اولین بار است که رهبرارامنه‌ی جهان جاثلیق گارگین دوم به آذربایجان سفر می‌کند. روایت بیشتر را این‌جا بخوانید.

و اما آن‌چه که شخصا برایم جالب بود این بود که در چنین کنفرانس متنوعی متشکل از ادیان مختلف، بنده شخصا در میان مسیحیان، یهودیان و بوداییان بیشتر هم‌زبان یافتم تا میان اهل سنت و یا آن نماینده شیعیان گرجستان.

مجموعه‌ای از عکس‌هایی که از این کنفرانس گرفتم را می‌توانید در بخش عکس روی‌نامه (فیس‌بوک) ام ببینید.

 

 


 

 

۵ comments

  1. داریوش

    عجب روضه‌ی مفصلی! همه جای‌اش به جا جز این بند: «باکو شهر عمدتا تمیزی بود و از پیاده‌روهای پر از آشغال و فضله‌ی سگ لندن در آن خبری نبود». شما که همه‌ی پیاده‌روهای باکو را ندیدی،‌دیدی؟ همه‌ی پیاده‌روهای لندن و خیابان‌های لندن و همه‌ی محله‌های این شهر را ندیده‌ای، دیده‌ای؟
    یاسر: در واقع منظورم این است که تا جایی که پیاده روهای این دو شهر را دیده ام این گونه بوده اند. توجه کنید تنها در صورتی که فرد استقرای تام کرده باشد نیست که حق دارد داوری کند در صورتی که حدود و ثغور داوری خود را مشخص کند – مثلا با اضافه کردن قید: تا آنجایی که…- هم می توان داوری کرد

  2. اندر آثار آموزش و پرورش اساتید محترم حوزه علمیه شهر مقدس قم:
    رئیس اداره امور دینی گرجستان

  3. سیروس به‌ آیین- آژنده-

    گزارشی جذابی بود. با لذت آن را خواندم. اما داغستان کشور مستقلی نیست، از جمهوری های فدراسیون روسیه است
    یاسر: این جغرافی ندانی من مایه دردسر است همیشه. ممنون.

  4. سیروس به‌ آیین- آژنده-

    داغستان را نداستن اما از آن بیستون را در همدان دانستن بهتر است. شوخی کردم سید!
    یاسر: افتضاح است این جغرافی من. علت هم دارد در دبیرستان از معلم جغرافی مان که فرد بسیار باسواد و شریفی بود اما خشک و جدی بود خوشم نمی آمد لذا از جغرافی هم بدم آمد.

  5. مهدی

    سلام
    من کریمی هستم
    دلم تنگ شده است برایتان انشا..کی میایید

Leave a Reply