اون امید، تویی

۲۲ مرداد ۱۳۸۹
در صحنه‌ای از فیلم "رهایی از شاشنک" (The Shawshank Redemption) اندی (Andy)، شخصیت اصلی فیلم که بانکداری است که به ناحق به اتهام کشتن همسرش و مردی که با همسرش رابطه داشته، محکوم به حبس ابد شده، به رِد (Red) دوست هم‌زندانی‌اش، که به خاطر قتلی که واقعا انجام داده است به حبس ابد محکوم شده، در هنگام نهار خوردن می‌گوید: 
- جاهایی هستند که از سنگ ساخته نشدن. چیزی این درون هست که اونا نمی‌تونن بهش دست پیدا کنند. اون چیز، تویی.
و دوست‌اش رِد، نگاه عاقل اندر سفیهی به او می‌اندازد و با لحنی انکارآمیز می‌پرسد:
- از چی داری حرف می‌زنی؟
- از امید.
- امید؟ بذار یک چیزی بهت بگم رفیق. امید چیز خطرناکیه. امید می‌تونه آدمو دیوونه کنه. اون تو، درون‌ات، امید هیچ فایده‌ای نداره. بهتره بهش عادت کنی. 
رد راست می‌گوید. تنها شاهدی که می‌توانست بی‌گناهی اندی را نشان دهد با دسیسه‌ی رییس زندان تیرباران می‌شود تا اندی نجات نیابد. 
اما در یکی از آخرین صحنه‌های فیلم، رد نامه‌ی اندی را دریافت می‌کند که در بخشی از آن چنین نوشته شده است:
- یادت باشه رد! امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیزه و هیچ چیز خوبی هیچ وقت نمی‌میره….

۱ comment

  1. نیلو

    می آیم و می خوانمتان ، اما خاموش!
    خسته ام جناب میردامادی ، در این فلسفیدن نسخه ای برای خستگی تجویز نشده؟
    راستی مهمانی خدا مبارک !
    یاسر: نه اگر یافتید اول از همه به من آن اکسیر را بدهید که خود طلبه‌ی چنین نسخه‌ای هستم

Leave a Reply