آیتی بهتر از این می‌خواهید؟

۲۹ مرداد ۱۳۸۹
این مصاحبه‌ی جناب حداد عادل در باب سیره‌ی رهبری حقیقتاً نمونه‌ای خواندنی است. آیتی است از تملق و کیش شخصیت و معصوم‌انگاری نامعصوم و مطلق کردن انسان جایز الخطا، بل ممتلئ الخطا. 
این بخش‌اش را بخوانید (قلاب‌ها از صاحب این قلم است):
"یک بار [...] ایشان [آقای خامنه‌ای] فرمودند: «من بسیار حساسم که مبادا درباره من اغراق شود و شخص پرستی و این نوع عیوب در جامعه ما رواج پیدا کند. یک بار دیدم از تلویزیون راجع به من شعری پخش می‌شود، به قدری ناراحت شدم که قبل از آنکه شعر تمام شود،‌ بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم و بعد به مسئولان صدا و سیما پیغام دادم که این چه کاری بود کردید؟ دیگر این شعر را پخش نکنید.» ایشان تا این حد در این زمینه حساس هستند. "
لقد صدق القائل! فبهت الذی کفر! شما گفتی و ما هم باور کردیم و منقاد شدیم، خصوصا با دم خروس بزرگی که، علیرغم قسم حضرت عباس شما، هم‌چون دم طاووس نمایان است. جای دوری نمی‌روم برای شاهدآوری. شاهد از نزدیک رسید. هنوز بیست و چهار ساعت نشده که یک نفر از ارادتمندان سابق آقای خامنه‌ای به خاطر نامه‌ای که اخیرا به ایشان نوشته دوباره به زندان فراخوانده شده است. ایشان به خاطر نامه‌های منتقدانه و محترمانه‌ای که قبلا نوشته بود، به زندان افتاد و در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. فرد روزنامه‌نگار دیگری با نام احمد زیدآبادی نیز به خاطر نوشتن نامه‌ی انتقادآمیز به رهبری اکنون بیش از یک سال است که در زندان است و بخش زیادی از این زمان را در انفرادی بوده است و حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است. جمع دیگری از نمایندگان مجلس ششم نیز به جرم نوشتن نامه‌ای خصوصی به رهبری و نیز تحقیق و تفحص از نهادهای رهبری، خصوصا تحقیق از اسکله‌های سپاه برای قاچاق، رد صلاحیت شدند و برخی از آن‌ها، مانند موسوی خوئینی، مدتی به زندان افتادند. نمونه‌ی دیگر عیسی سحرخیز است که از منتقدان صریح رهبری است و اکنون با بدنی نیمه‌فلج در زندان است و چنان او را مضروب کرده‌اند که دنده‌اش شکسته است. در نیمه‌ی اول دهه‌ی هفتاد شمسی هم، ادیب و محققی به نام سعیدی سیرجانی به خاطر نوشتن نامه‌ای انتقادی به مراد و مقتدای جناب حداد عادل، یعنی همان فردی که از شنیدن شعری در مدح خودش از تلویزیون خودش شدیدا ناراحت می‌شود، به دیار باقی شتابانده شد. سعیدی سیرجانی در نامه‌ای که نوشته است، و به نظر من یکی از نامه‌های ماندگار در تاریخ معاصر ایران است (در کنار نامه‌ی مصطفی رحیمی به آیت‌الله خمینی)، پیش‌بینی کرده بود که با این نامه‌نگاری جواز قتل خود را صادر می‌کند، چنان‌که نوری‌زاد نیز پیش‌بینی کرد که با نامه‌ی انتقادآمیز آخری که به رهبر تملق‌ستیز ِ آقای حداد عادل نگاشته است، شاید جواز قتل خود را به عنوان محارب صادر کرده باشد. بله آقای حداد عادل. منتقد آقای خامنه‌ای محارب است در نظر کسانی که از او معصوم پانزدهم ساخته‌اند. شما از او معصوم پانزدهم نساخته‌اید؟ من اغراق می‌کنم؟ نفرمایید. نظریه‌پردازی در باب "بیش از ۱۴ معصوم داشتن" را آقای مصباح به عهده گرفته‌اند (از جمله این‌جا را بنگرید) و مصداق‌اش را هم شما در مجیزگویی‌های خود به دست می‌دهید. خدا هم برکت می‌دهد و بعد عمر اریکه‌ی استبداد طولانی می‌شود. قصه‌ی ما البته به سر نرسیده است و هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است. بر این لیست بسا کسان دیگر را می‌توان افزود. لیست کسانی که با شجاعت و حق‌طلبی دست از جان شستند و به رهبری انتقاد کردند و چشیدند آن‌چه چشیدند. 
دم خروس داستان ما البته از قوانین هم بیرون زده است. در حالی که مطابق قانون اساسی (اصل ۱۰۷) "رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است"  اما در قانون مجازات اسلامی (ماده‌ی ۵۱۴) آمده است: "  هرکس به حضرت امام خمینی ، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان الله علیه ومقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد ."  و این یعنی همه در برابر قانون مساوی اند اما خوب برخی مساوی‌تر اند. چه فرقی بین مردم عادی با رهبر مملکت است که برای توهین به او باید به طور خاص قانون وضع شود؟ یعنی در حالت عادی اگر فردی به کسی توهین کند مجازاتی در قانون در نظر گرفته نشده که نیاز به چنین قانونی برای توهین‌کننده به رهبری وجود داشت؟ بگذریم از این‌که در قانون دیگری، رییس‌جمهور هم اضافه شده و همین اواخر آقای احمدی نژاد از رییس قوه‌ی قضائیه گلایه کردند که چرا مطابق قانون با کسانی که به من توهین می‌کنند (بخوانید انتقاد می‌کنند) برخورد نمی‌کنید و برای محکم‌کاری به قانون هم استناد کرده. یا للعجب. آن هم در مملکتی که به گفته‌ی خودش آزادی تقریبا مطلق است.  
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد. 

۲ comments

  1. mohammadi

    سلام سید عزیز
    الان اگر من چیزی بگویم ناراحت می شوید شما که حرف بزنید ما باید دهان ببندیم جواب شما را ندهیم که شما ناراحت میشید بعد جواب میل نمی دید بعد دیگه کم کم جواب کامنت نمی دید کامنتها رو منتشر نمی کنید این خود یعنی چی اگر کسی دم خروسی دارد طاووس نمایانش کند قابل تحمل است ولی آنکه دم ندارد آنگونه رفتار کند که دم طاووس…. بگذریم سید عزیز می ترسم از دست بیش از این ناراحت شوی وبدان که این انصاف نیست تو نقد کنی با چاقو وقمه ای که به دست گرفتی وما هیچ نگوییک که شما ناراحت می شوی ما از اعتقاد خود بگذریم ودفاع نکنیم که شما… یا
    حق سید عزیز
    یاسر: متاسفانه بخش اعظمی از کامنت های دوستان به بخش جانک یعنی اسپم رفته بود که امروز به دلالت داریوش متوجه شدم و دارم به تفاریق آن ها را منتشر می کنم

  2. آقای حداد عادل مثل این که این کلیپ را ندیده اند!
    http://www.youtube.com/watch?v=bKUERRgMS3c
    یاسر: آقا من این را ندیده بودم. ممنون

Leave a Reply