درباره‌ی فردگرایی دینی

۲۴ شهریور ۱۳۸۹
اخیرا یکی از اساتید باسابقه‌ی حقوق و جامعه‌شناسی در ایران به شهر بیگ‌بن آمده بود و اتفاق دیداری دست داد. یکی از موضوعاتی که این استاد روی آن کار می‌کند، سنجش دین‌داری جوانان است. او و چند تن از همکارانش طرح پیمایشی چندساله‌ای را روی گروهی از جوانان سه شهر تهران، قم و قزوین اجرا کرده اند که نتایج آن، ‌چنان‌که روایت می‌کرد، جالب نظر بود. 
نکته‌ی جالب اول در این طرح پیمایشی، آمار پایین جوانانی است که به طور کامل با همه‌ی انواع دین‌داری وداع کرده‌اند. اما از این کمتر آمار کسانی است که علاوه بر وداع با همه‌ی انواع دین‌داری، به گونه‌ای دین‌ستیزی گرایش پیدا کرده‌اند. گروه اخیر گرچه در سالیان اخیر رشد داشته‌اند، اما هم‌چنان در اقلیت به سر می‌برند. نکته‌ی جالب دیگر این‌که دین‌داری از نوع رساله‌ی عملیه‌ای و تابع‌ مراجع تقلید نیز به نحو معناداری کاهش داشته است. این استاد می‌گفت که بسیاری از افراد این تحقیق گرچه کم و بیش خود را دینی می‌دانسته‌اند اما در پاسخ به این سوال که از چه کسی تقلید می‌کنید، می‌گفته‌اند از کسی تقلید نمی‌کنند و حتی آن‌ها که گفته‌اند تقلید می‌کنند به ندرت در میان‌شان کسی پیدا می‌شده است که رساله‌ی مرجع تقلید خود را خریده باشند و در موارد لزوم به آن مراجعه کرده باشند. جمع عظیم این پیمایش را اما کسانی تشکیل می‌داده‌اند که مرجعیت دینی خود را از روحانیان و مراجع تقلید نمی‌گیرند و یا صرفا از آن‌ها نمی‌گیرند بلکه به آثار روشنفکران و دین‌پژوهای غیر روحانی نیز نظر دارند.این پدیده‌ای است که نام‌اش را می‌توان گسترش "فردگرایی دینی" نامید. در چنین حالتی فرد با همه‌ی صورت‌های دین‌داری وداع نمی‌کند بلکه نحوه‌ی زیست دینی خود را از میان انواع گوناگون نحوه‌ی زیست دینی برمی‌گزیند و یا می‌آفریند. او در فروعات دینی تقلید نمی‌کند و یا به نحو بسیار کمرنگی تقلید می‌کند. او در اصول دین نیز برداشت خاص خود را از این اصول دارد که لزوما با برداشت رایج و راست‌کیشانه از آن اصول هم‌خوان نیست. 
یکی از عواملی که، به نظر می‌رسد، به گسترش فردگرایی دینی کمک کرده است، گسترش آموزش دینی پس از انقلاب است. حاکمیت پسا-انقلابی در ایران برای تربیت کادر ایدئولوژیک، آموزش دینی مطابق استاندارهای انقلابی را گسترش داد: از مدارس گرفته تا دانشگاه‌ها و مراکز نظامی و انتظامی و حتی کارخانه‌ها و مراکز سوادآموزی همه و همه در کنار کارهای خود تبدیل به مراکز آموزش دین انقلابی شدند. درس بینش در مدارس، دروس معارف و وصیت‌نامه‌ی امام و انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها و نیز طرح تدریس دروس حوزوی برای دانشجویان و نیز آموزش عقیدتی-سیاسی برای نظامیان همه و همه وظیفه‌ی انتقال آموزه‌ها و سبک دین‌داری انقلابی به نسل جوان را به عهده گرفت. گرچه در اثر این فرایند سطح آشنایی با مذهب گسترش یافت اما نتیجه آن‌چیزی نشد که حاکمیت در نظر داشت: تلاش برای یکه‌گی و وحدت در باور و کردار دینی نسل پسا-انقلابی در راستای تفسیر حاکمیت از این امور؛ بلکه نتیجه‌ی این فرایند کمک ناخواسته‌ی آن به شکل‌گیری گونه‌گونی و تکثر در باور و کنش دینی بود. اکبر گنجی که دست‌اندرکار تهیه متون اسلامی و عقیدتی برای سپاه بود و به آثار مطهری علاقه و تسلط داشت، نهایتا قرآن را کلام محمد دانست و عبدالکریم سروش که کتاب معارف دانشگاه‌ها و بینش دینی دبیرستان با مساعدت او تالیف شد، تجربه‌ی دینی نبوی را امری بشری، نسبی و خطاپذیر دانست و بسیاری از افراد تربیت‌یافته‌ی ایدئولوژی انقلابی دست کم فلسفه‌ی سیاسی متفاوتی از فلسفه‌ی سیاسی  ایدئولوژیک انقلابی پیشه کردند.  
این‌گونه فردگرایی دینی در نسل پسا-دوم خردادی گونه‌گونی بیشتری یافت و اکنون نحوه‌ی زیست‌های دینی‌ای پیشنهاد می‌شود که در آن نه تنها دین‌داری با به رسمیت شناختن حقوقی هم‌جنس‌گرایان سازگار است، بلکه با رواداشتن اخلاقی رفتارهای هم‌جنس‌گرایانه نیز سرِ سازگاری دارد. گرچه صورت‌های سنتی-فقاهتی و شریعتی دین‌داری در میان نسل جوان هنوز یافت می‌شود اما بخشی از باورمندان به این نوع سبک دین‌داری می‌کوشند خود را از صورت‌ حکومتی و فاشیستی دین‌داری متمایز کنند و نحوه‌ای پارسایی فقاهتی منزه از حکومت را پیشه‌ی خود سازند. بر این اساس حتی این صورت دین‌داری نیز گزینشی است زیرا کم و بیش آگاهانه می‌کوشد نشان دهد که با دین‌داری حکومتی متفاوت است، حتی اگر در اصول به آن شبیه باشد. تیپ مریدان مرجع تقلیدی مانند آیت الله وحید خراسانی از نمایندگان این نوع سبک دین‌داری اند. 
عزاداری‌های متفاوت در برخی مناطق تهران و شهرهای بزرگ (که گاهی به حسین پارتی مشهور است) یکی از تجلی‌های فردگرایی دینی و گونه‌گون شدن سبک دین‌داری و نحوه‌ی زیست دینی است. فردگرایی دینی به این معنا نحوه‌ای گزینش‌گری در دین است. فرد مجموعه‌ای از آموزه‌ها و کنش‌های دینی را، که با آن‌ها احساس پیوستگی می‌کند، برمی‌گزیند و از ترکیب  آن‌ها گونه‌ی دین‌داری برای خود می‌سازد. 
تأکید بر سرشت گزینشی داشتن فردگرایی دینی به این معنا نیست که صورت‌های راست‌کیشانه و سنتی و نهادینه‌ی دین سرشت گزینش‌گرانه ندارد. هر نوع دین‌داری، چه سنتی و چه غیر آن، نحوه‌ای گزینش‌گری است. دین‌داری فقاهتی عبارت است از برجسته‌کردن جنبه‌ی شعائری و جوارحی دین و در حاشیه قرار دادن و یا دست‌کم در درجه‌ی اول اهمیت قرار ندادن جنبه‌های دیگر زیست دینی. به همین منوال، دین‌داری صوفیانه و باطنی عبارت است از برجسته‌کردن جنبه‌های درونی و باطنی و ذوقی و کشفی دین و در حاشیه قرار دادن و یا دست‌کم در درجه‌ی اول  اهمیت قرار ندادن جنبه‌های دیگر زیست دینی. بر همین اساس قیاس کنید دیگر صورت‌های زیست دینی را. بر این اساس، دین‌داری علی الاصول ملازم با گزینش‌گری در دین و برجسته‌ کردن جنبه یا جنبه‌هایی از دین و تبعی و ثانوی دین جنبه‌های دیگر دین است. اما آن‌چه پدیده‌ی فردگرایی دینی را از دین‌داری نهادینه و سنتی متمایز می‌کند این است که فردگرایی دینی چندان دغدغه‌ی توجیه گزینش‌گری خود را ندارد و در صدد موجه ساختن سبک زیست دینی خود نیست. این امر اصولا از این جهت است که فردگراست و اصولا در صدد تبلیغ سبک زیست دینی خود نیست. اما به عکس دین‌داری نهادینه و راست‌کیش و سنتی از آن‌جا که در صدد تولید انبوه سبک دینی تبلیغی خود است، دغدغه توجیه گزینش‌گری خود و نیز حقانیت سبک پیشنهادی خویش را دارد. بر این اساس بر خلاف بسیاری از صورت‌های دینداری فردگرایانه و متنوع که چندان وقعی به الاهیات و فقه و اصول نمی‌گذارد، دین‌داری سنتی به این رشته‌ها توجه دارد و سنت فراگیری و انتقال این علوم را پی می‌گیرد. 

با گسترش وسایل ارتباط جمعی، فردگرایی دینی و دین نهادینه‌ی سنتی با هم تلاقی بیشتری یافته‌اند. این‌را می‌توان از سبک سوال هایی که در پاره‌ای موارد از مرجع تقلید در وب‌سایت آن‌ها پرسیده می‌شود، دریافت. در یک نمونه، یک ایرانی خارج از کشور که خود را علاقه‌مند و محقق در قرآن معرفی کرده بود، از طریق بخش استفتائات سایت یکی از روحانیان جوان قم و از افراد میانه‌روی نزدیک به حاکمیت که مرجعیت تقلید هم پیشه کرده است، سوال طولانی‌ای در باب ولایت فقیه پرسیده بود و با استناد مفصل به آیات متعدد قرآن کوشیده بود نشان دهد که ایده‌ی ولایت فقیه با ولایت‌شناسی قرآنی ناسازگار است. پاسخ آیت‌الله جوان، ساده و کوتاه بود، بی آن‌که وارد بحث شود، چیزی قریب به این مضمون نوشته بود که: شما آشنایی بسیاری با قرآن ندارید و توصیه می‌شود آشنایی خود را گسترش دهید. این سوال و جواب یک نمونه از تلاقی دو نوع سبک زیست دینی است که به مدد اینترنت به هم رسیده‌اند. 
با توجه به گسترش فردگرایی دینی، می‌توان پیش‌بینی کرد که چگونگی دین‌داری در ایران فردا بستگی بسیاری دارد به شیوه‌ی تعامل  دین‌داری نهادینه و راست‌کیش سنتی (که ریشه‌دار، تا حدود زیادی یکه و یکپارچه و دارای سازوبرگ و ادبیات جاافتاده و دستگاه واژگانی و توجیه‌گری خاص خود و برخوردار از پشتوانه توده‌ای مردمی است) با فردگرایی دینی (که پراکنده، متکثر، نوپدید، فاقد ساز و برگ و تشکیلات و دستگاه جاافتاده‌ی واژگانی و عقلانی‌ساز خاص خود و دارای پشتوانه‌ی فردگرایانه – و نه توده‌ای- مردمی است). 

۷ comments

  1. سلام
    شنبه ای به نوروز عکس کار می کنی،آن هم چه عکسی؟
    این بنده خدا کی هست که میان این دو طناز چشم فروهشته؟:)
    یاسر: نمی دانم اما مناسبت داشت با بحث من

  2. سلام
    این عکس نماد چیه؟
    مطلب قابل تاملی بود. نمونه هایی که اشاره کردید رو توفضای مجازی خوب میشه دید البته از اون طرف نمونه های خوبی هم داریم که دین داران سنی در فضای مثل فضای نت کاملا به صورت فردی عمل کردند ونتیجه ای که می خواستند گرفتند یعنی گاهی از روش های دین داری فردی استفاده کردند اما به اهداف خودشون در دین داری سنتی رسیده اند توضیحش مفصله موفق باشید.
    کاتب باشی

  3. جواد

    سلام آسید
    خوب امیدوارم که خوب باشی
    حرفات یک کمی کلاسش بالاتر از ماهاست بعضی قسمتهایش را پذیرفتم و اینکه به نظر بنده هم یک نوع گرایش های خاص و جدیدی در جامعه از لحاظ دینی ایجاده شده اما اینکه از چه نوع است و به کجا می رود و یا از کجا سرچشمه می گیرد را نمی توانم دقیق بگویم و فکر کنم تحلیل شما خیلی مطابق با واقع نباشد
    راستی راجع به عکس اگر می شود توضیحی بدهی ممنون می شوم
    یاسر: سلام جواد عزیز عکس نکته خاصی ندارد الا اینکه دو نوع سبک زیست که معمولا در یک قاب در کنار هم قرار نمی گیرند در این عکس نادر در کنار یکدیگر قرار گرفته اند

  4. مقاله ی خوب شما رو خواندم و فراوان استفاده کردم
    بخشی از این فردگرایی دینی در جامعه ی جوان به نظرم به خاطر داشتن یک عمر تربیت دینی است
    که کندن از مفهوم دین به طور کامل را برای افراد دشوار می کند
    مطمئنا در نسلهای آینده که سایه ی تربیت دینی کم رنگ می شود فردگرایی دینی هم به حاشیه می رود
    به خصوص که در حال حاضر در اکثر ما این نوع خوانش های فردی از دین بدون مطالعه و بدون منابع تئوریک مشخص است

  5. سلام. آنچه در مورد فردگرایی دینی بیان کردید دقیقا به اصل تعریف وشناسایی حقیقی دین(ونه آنچه مرسوم است) برمیگردد.
    اگر دین را “راهی” برای رسیدن به مقصد نهایی ِ شخص(که خدای وی محسوب میشود) تعریف کنیم(این تعریف از منظر درون دینی نیز درست مینمایدچرا که بعنوان نمونه ،در رجوع به قرآن، کافران نیز دارای دین مخصوص به خود هستند ونیزآنچه که به دین منسوب گشته است مثل: یوم دین،دین خالص،دین الله،دین الحق،دین القیم … با تعریف مذکور، همخوانی محتوایی بیشتروگسترده تری دارد) ،آنگاه فردگرایی دینی وضوح بیشتری از خود نشان خواهد داد ،بلکه این امر، غیرقابل اجتناب مینماید که در تخصص های دینی(هر دینی (بخوانید “هرراهی”)) فردگرایی بروز ننماید(واین خود دلیلی بر این مطلب است که آنچه که تابحال به عنوان دین جمعی مطرح بوده است (یا هست)، در سطح پایینی از معرفت دینی قرار دارد که تنها جنبه های غیر متخصصانه را شامل میگردد).
    حتی اگر بیشتر غور کنیم متوجه خواهیم شد که تخصص گرایی دقیقا با درون گرایی ارتباط تنگاتنگ ومستقیم دارد.
    شاید باید به این عسس که مارا چنین به خانه ی یار کشانده است درود وشکر نثار کنیم اما بعید میدانم که منظور این عسس نابکار، راهنمایی ما بوده باشد بلکه این یافتن راه شاید (یکی از علتهایش)به این خاطرباشد که : زمانی که اشتباهی به صورتی عظیم نمایان شد آنگاه شناسایی آن آسانترمیگردد ونتیجتا حل کردن آن اشتباه نیز در روشنایی بیشتر، امکان پذیرتر میشود.
    موفق به توفیق یار باشید. یاحق

  6. سلام
    عذر می خوام یک اشکال تایپی در کامنت بالای من هست که اگر تصحیح کنید ممنون میشم سنی نیست اشتباه تایپی بوده سنتی هست ودر ضمن درباره عکس اصلا موافق با کار کردن این نوع عکس نیستم توضیحش مفصله

  7. ن- شایسته

    موضوع بسیار جالب و به روزی بود جناب میردامادی. شاید جای بسی افسوس است که دین و دینداری در ایران به این شکل خاص و به قول خودتان”فردگرایانه” تبدیل شود. ناگفته نماند که با کمال صداقت باید اعتراف کنم به شخصه در برخی موارد دینی به همین شیوه متمایل شده ام که جای بسی تامل دارد.
    ترسم از روزیست که از دین تنها خاطره ای آن هم تلخ و خشک و خشن باقی بماند.

Leave a Reply