(۱) پلورالیسم دینی جان هیک

۲۷ اسفند ۱۳۸۹




طی روزهای۱۰ و ۱۱ مارچ ۲۰۱۱ کنفرانسی با عنوان «کثرت‌گرایی دینی و جهان مدرن: درگیری فلسفی دنباله‌دار با جان هیک» (Religious Pluralism and the Modern World: an ongoing philosophical engagement with John Hick) در دانشگاه بیرمنگام برگزار شد. در این کنفرانس که به افتخار جان هیکِ هشتاد و دو ساله و با حضور خود وی برگزار شد، الاهی‌دانان، دین‌شناسان و فیلسوفان دین از انگلستان، آلمان و امریکا حضور داشتند و جنبه‌های مختلف کثرت‌گرایی دینی جان هیک مورد بحث و بررسی قرار گرفت. آن‌چه در دو بخش تقدیم شما خواهد شد، گزارش من از این کنفرانس و برخی از سخنرانی‌های آن است، به ضمیمه‌ی روایتی از حاشیه‌های آن.

سخنران اول روز اول کنفرانس، پروفسور مریلان مک‌کارد آدامز (Marilyn McCord Adams) استاد فلسفه‌ی دانشگاه نورث کارولینا (North Carolina) بود. عنوان سخنرانی وی این بود: «[موضع جان هیک] کدام یک است؟ کثرت‌گرایی دینی یا الاهیات جهان‌شمول؟» (Which is it? Religious Pluralism or Global Theology?) وی گفت که موضع جان هیک در تحلیل ادیان، خود موضعی متافیزیکی است و وقتی از «امر واقع» (Real) سخن می‌گوید، خود بار متافیزیکی دارد. خانم آدامز تصریح کرد که خود را یک واقع‌گرای متافیزیکی می‌داند و در نتیجه معتقد است که مدعیات متافیزیکی یا حقیقتاً و به معنای تحت اللفظی صادق اند و یا کاذب و موضع هیک را غیرواقع‌گرایانه دانست زیرا مطابق موضع کثرت‌گرایانه‌ی وی مدعیات متافیزیکی اهمیت درجه دوم در درون ادیان دارند. وی متافیزیک هیک را ناسازگار با متافیزیک ادیان دانست. جان هیک که در ردیف اول و بر روی ویلچر قرار داشت، پس از پایان سخنرانی آدامز (معمولا بیست دقیقه سخنرانی و ده دقیقه پرسش و پاسخ بود) گفت که شما موضع ما را یک نظام باور در مقابل و رقیب نظام باور ادیان دانستید در حالی که این‌گونه نیست. موضع من را باید بر اساس روش فلسفیِ «استدلال بر اساس بهترین تبیین»(inference to the best explanation) دانست. من کوشیده‌ام بهترین تبیین از پدیده‌ی کثرت ادیان ارائه دهم. آدامز، که بعدا فهمیدم در کلیسایی در امریکا هم کار می‌کند، بر موضع خود تاکید کرد و جواب داد اما تبیین شما رقیب تبیین ادیان است.

سخنران دوم کنفرانس، پروفسور چستر گیلیس (Chester Gillis) استاد الاهیات دانشگاه جورج‌تاون (Georgetown) بود. وی تا به حال چندین کتاب در باب گفتگوی میان ادیان و نیز پلورالیسم دینی جان هیک تألیف کرده است، و عنوان سخنرانی وی این بود: «جان هیک: الاهی‌دان یا فیلسوف؟» (John Hich: Theologian of Philosopher?). سخنرانی وی را می‌توان، به صورت تصادفی و غیر مستقیم، جوابی به سخنران قبلی دانست. سخنران قبلی ادعا می‌کرد که موضع کثرت‌گرایانه‌ی هیک در واقع الاهیاتی رقیب الاهیات ادیان است، اما گیلیس استدلال کرد که موضع هیک در واقع تبیینی فلسفی و نه الاهیاتی از کثرت ادیان است، سخنران تصریح کرد که هیک تبیینی معرفت‌شناختی از کثرت ادیان ارائه کرده که رقیب نظام باور ادیان نیست، گرچه این تبیین پیامدهای الاهیاتی هم دارد. هیک در حاشیه‌ای که به این سخنرانی زد گفت که فلسفه‌ی دین من این پیشنهاد را می‌دهد که ادیان جهان باید نسبت به ادعای انحصار حقیقت تجدید نظر کنند.

سخنران سوم، فیلسوف دین برجسته‌ی انگلیسی پروفسور کیث وارْد (Keith Ward)، از کالج هیثروپ (Heythrop) بود. وی که در سال ۲۰۱۱ کتاب «آیا دین، غیر عقلانی است؟» (Is Religion Irrational?) را منتشر کرده است، در سخنرانی خود با عنوان «بازدیدی دوباره از کثرت‌گرایی» (Pluralism Revisited)، استدلال کرد که وقتی از «حقیقت» سخن می‌گوییم، واژه‌ی حقیقت مطابق تعریف یعنی چیزی که باور به آن، باطل و کذب را خارج می‌کند. پس حقیقت مطابق تعریف مقوله‌ای انحصارگرا ست. اما فرد می‌تواند در باب حقیقت قائل به یکه‌گی و وحدت باشد اما در باب فهم حقیقت به تکثر معتقد باشد. زیرا فهم ما از حقیقت غایی جزیی و نابسنده است. در باب رستگاری و نجات

(salvation) نیز می‌توان شمول‌گرا (inclusive) بود. بر این اساس کثرت‌گرایی موضعی است که تقرب به حقیقت را بیان می‌کند.

پس از سخنرانیِ وارْد، استراحتی نیم‌ساعته داده شد و شرکت‌کنندگان برای نوشیدن قهوه و چایی به اتاق دیگری رفتند. هیک هم در آن اتاق حاضر بود گرچه چیزی ننوشید. چند لحظه‌ای با هیک سخن گفتم و ذکر خیر دکتر سروش هم به میان آمد. در حاشیه‌ی کنفرانس برخی از کتاب‌های هیک را نیز، بعضاً با تخفیف ۵۰ درصد، به فروش می‌رساندند.

پس از استراحت، سخنران چهارم، پروفسور پل بادهام (Paul Badham)، استاد بازنشسته‌ی الاهیات و دین‌پژوهی دانشگاه ویلز (Wales) به ایراد سخن پرداخت. عنوان سخنرانی وی «احیای فلسفه‌ی دین و سهم جان هیک در این امر» ( The Revival of Philosophy of Religion and the contribution of John Hick to this) بود. بادهام در ابتدا از دوران دانشجویی خود در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه آکسفورد در دهه‌ی ۶۰ میلادی یاد کرد و گفت وقتی ما دانشجوی فلسفه بودیم، در آکسفورد چیزی به نام فلسفه‌ی دین وجود نداشت و هم‌دستی نانوشته‌ای میان ای. جی ایر (A. J. Ayer) و الاهی‌دانان آکسفوردی وجود داشت که در باب دین سخن فلسفی نگویند. اما امروز در دانشگاه‌ها و مدارس بریتانیا تحول عظیمی در ارتباط با فلسفه‌ی دین رخ داده است. به نظر او این تحول عظیم، یعنی احیای فلسفه‌ی دین، به افول پوزیتیویسم منطقی و نیز فروپاشی کمونیسم خداناباورانه ربط دارد. او سپس به نقش تفکر فلسفی جان هیک اشاره کرد و با ارائه‌ی آماری از تیراژ بالای کتاب‌های هیک و نیز ترجمه‌ی آثار او به چند ده زبان دنیا، بر نقش هیک در احیای فلسفه‌ی دین و نیز گفتگوی ادیان تأکید کرد. در بخش پرسش و پاسخ برخی حضار نسبت به خوش‌بینی سخنران در باب احیای فلسفه‌ی دین در دانشگاه‌ها و مدارس بریتانیا اظهار تشکیک کردند.

سخنران بعدی، پروفسور پل نیتر (Paul Knitter) استاد الاهیات، ادیان و فرهنگ در حوزه‌ی علمیه‌ی مسیحی یونیون نیویورک (Union Theological Seminary) بود. نیتر یکی از الاهی‌دانان برجسته‌ در سنت مسیحی در نظریه‌پردازی در باب کثرت‌گرایی دینی و گفتگوی بین ادیان است. کتاب وی با عنوان «نام دیگری ندارد؟: بررسی نقادانه‌ی رویکردهای مسیحی به ادیان جهان» (No Other Name?: A Critical Survey of Christian Attitudes Toward the World Religions) که نخستین بار در سال ۱۹۸۵ منتشر شد، اکنون شهرت جهانی دارد، به بسیاری زبان‌ها، از جمله چینی، ترجمه شده و از زمان انتشار خود تا کنون در کنار آثار هیک به عنوان اثری تاثیرگذار در کثرت‌گرایی دینی و گفتگوی بین ادیان شناخته شده است. عنوان سخنرانی نیتر این بود: «محققان فضیلت‌مندِ مطالعات تطبیقی، کثرت‌گرایانِ عملی اند»

(Virtuous Comparitivists are Practicing Pluralists). او گفت که می‌خواهد استدلالی به سود کثرت‌گرایی دینی اقامه کند. او مواد و مصالح استدلال خود را از اخلاق تحقیق علمی، و به طور خاص اخلاق تحقیق تطبیقی، وام گرفته بود. استدلال او، به طور خلاصه، به این نحو بود که وقتی یک دین‌پژوه تطبیقی در حال انجام مطالعه‌ی تطبیقی بر روی ادیان است، در حالت ایده‌آل مشغول به کار بستن فضیلت‌های رشته‌ی مطالعاتی خود است. برخی از این فضایل عبارت اند از: تواضع (humility)، تعهد (commitment)، اعتماد به پیوند متقابل (interconnectedness) و داشتن حس همدلی میان ادیان است. نیتر استدلال کرد که تحقق فضیلت‌های تحقیق تطبیقی، با انحصار گرایی دینی

(religion exclusivism) و حتی شمول‌گرایی دینی (religious inclusivism)- دیدگاهی که می‌گوید حقیقت ظهور تامّ و تمام در یک دین و ظهورات ناقصی در ادیان دیگر دارد- نمی‌خواند. اگر محقق مطالعات تطبیقی در طول کار خود، دینی را که شخصاً بدان باور دارد، بهترین بداند، این باور در کار علمی او اثر سوء خواهد گذاشت. به نظر نیتر محققان مطالعات تطبیقی در صورتی که کار علمی خود را درست و حسابی انجام دهند و فضیلت‌های این رشته را پیاده سازند، در حال تثبیت کثرت‌گرایی دینی اند، حتی اگر خود نخواهند یا ندانند. او به شوخی اضافه کرد، دین‌پژوهان تطبیقی همگی شاگردان جان هیک اند! حتی اگر نخواهند یا ندانند. در بخش پرسش و پاسخ یک نفر از نیتر پرسید می‌توان میان دو نوع کثرت‌گرایی فرق نهاد: کثرت‌گرایی روش‌شناختی و کثرت‌گرایی ایدئولوژیک. محقق مطالعات تطبیقی نهایتاً ملزم به تن دادن به کثرت‌گرایی روش‌شناختی است و نه ایدئولوژیک. نیتر اما معتقد بود که تمایز میان کثرت‌گرایی روش‌شناختی و ایدئولوژیک، تمایز قابل دفاعی نیست و یکی به دیگری می‌انجامد.

روز دوم کنفرانس موقع نوشیدن قهوه فرصتی دست داد تا دقایقی با نیتر گفتگو کنم. از او پرسیدم آیا می‌توان استدلال او را گسترش داد و در نتیجه چنین ادعا کرد که نه تنها محقق فضیلت‌مند مطالعات تطبیقی، بلکه هر انسان فضیلت‌مند و حقیقت‌جویی، دست‌کم در آغاز سفر حقیقت‌جویی خود، می‌بایست رویکردی کثرت‌گرایانه نسبت به ادیان اتخاذ کند؟ کاملا موافق بود، اما بلافاصله پرسید چرا می‌گویی دست‌کم در آغاز؟ و تأکید داشت از آغاز تا انجام داستان همین‌طور است. به مشکلات بازخوانی ادیان به نفع رویکردی کثرت‌گرایانه اشاره کردم. پاسخ داد کار شما مسلمان‌ها در این زمینه از ما مسیحی‌ها ساده‌تر است. سپس به دو سه آیه‌ی قرآن اشاره کرد، از جمله آیه‌ی «لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ» (کافرون، ۶): «آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم» و نیز آیه‌ی «وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّـهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ»، (بقره، ۱۱۳): «یهودیان گفتند: «مسیحیان هیچ موقعیتی [نزد خدا] ندارند، و مسیحیان نیز گفتند: «یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و بر باطل اند)»؛ در حالی که هر دو دسته کتاب آسمانی را می‌خوانند (و باید از این گونه تعصب‌ها برکنار باشند) افراد نادان (دیگر، هم‌چون مشرکان) نیز، سخنی همانند سخن آن‌ها داشتند! خداوند روز قیامت، درباره آن‌چه در آن اختلاف داشتند، داوری می‌کند» (ترجمه‌ی مکارم شیرازی). نیتر پس از اشاره به این آیات گفت این آیه‌ها مضمون غیرانحصارگرایانه دارند. اشاره‌ای هم به مسائل ایران شد و گفت که ما هیچ‌گاه ایرانی‌ها را بر اساس حکومت‌اش داوری نمی‌کنیم و گفت امیدواریم شما نیز امریکایی‌ها را بر اساس بوش و امثال او داوری نکنید.

پس از نیتر، پروفسور استیون دیویس (Stephen T. Davis) استاد فلسفه در کالیفرنیا سخن گفت. عنوان صحبت وی «ایمان، قرینه و قرینه‌گروی» (Faith, Evidence and Evidentialism) بود. او میان دو نوع قرینه تمایز نهاد: قرینه‌ی عمومی (public evidence) یعنی قرینه‌ای که، علی الاصول، در اختیار تمام مردم برای موجه کردن باورهایشان هست و یا می‌تواند باشد و قرینه‌ی خصوصی (prvivate evidence) یعنی قرینه‌ای که عموماً فرد خاصی و به طور خصوصی برای باور خود دارد و ممکن است بسیاری دیگر نداشته باشند. او سپس ادعا کرد که بسیاری از افراد بر اساس قرینه‌ی خصوصی به خدا باور دارند، مثلا بر اساس تحت تاثیر فرد خاصی یا مرجع به خصوصی قرار گرفتن و یا بر اساس تجربه‌ی دینی. او سپس استدلال کرد که هیچ کس نمی‌تواند تمام باورهای خود را به نحوی سازگار بر عقل عمومی بنا کند، این بدین معنی است که هر کس دست‌کم برخی از باورهای خود را، نه فقط در حیطه‌ی زندگی روزمره بلکه در فلسفه، علم و اخلاق، بر عقل خصوصی بنا می‌کند. او نتیجه گرفت، وقتی قرینه‌گروان به متدینان اشکال می‌گیرند که چرا باور یزدان‌شناختی متدینان نتوانسته تماماً بر اساس عقل عمومی توجیه شود، قرینه‌گروان معیار دوگانه‌ای برگرفته اند: در حالی که انتظار دارند باورهای یزدان‌شناختی همگی بر اساس عقل عمومی توجیه شود، داستان در حیطه‌های دیگر معارف بشری به این صورت نیست و نمی‌تواند باشد بلکه ما در همه‌ی حیطه‌های معارف بشری از آمیزه‌ای از قرینه‌ی عمومی و خصوصی برای توجیه باورهای خود سود می‌بریم.

یکی از سخنرانی‌های خوب بعداز ظهر روز اول کنفرانس، سخنرانی پروفسور پری اشمیت-لوکل (Perry Schmidt-Leukel) استاد دین‌پژوهی و الاهیات چندفرهنگی در دانشگاه مونستر (Munster) بود. در حالی که عموم سخنران‌ها سخنرانی خود را از روی نوشته می‌خواندند، و این گرچه به دقت سخنرانی کمک می‌کرد اما آن‌را خشک و خسته‌کننده می‌نمود، اشمیت-لوکل از روی نوشته نخواند بلکه سخنرانی کرد و از آن مهم‌تر از پاورپوینت استفاده کرد و نیز برخلاف اکثر سخنران‌ها، به استثنای پل نیتر و شاید یکی دو نفر دیگر، صدای رسایی و پرهیجانی داشت. مضمون بحث او، که انگلیسی با ته‌لهجه‌ی آلمانی صحبت می‌کرد، دفاع از کثرت‌گرایی دینی در مقابل برخی از اشکالات بود. او اشکال پست‌مدرن‌ها به کثرت‌گرایی دینی را این‌گونه طرح کرد که آن‌ها معتقدند کثرت‌گرایی دینی هنوز در چنبره‌ی فراروایت گرفتار است و در نتیجه نحوه‌ای انحصارگرایی نقاب‌دار است زیرا معتقد است فهم کثرت‌گرایانه بر دیگر انواع فهم دین (انحصارگرایانه و شمول‌گرایانه) ترجیح دارد. او این اشکال برخی از دین‌شناسان تطبیقی به کثرت‌گرایی دینی را که قبول کثرت‌گرایی دینی موجب می‌شود که اصالت و دگربودگی ادیان دیگر از بین برود و همه‌ی ادیان به زور و ضرب پیش‌فرض کثرت‌گرایانه به هم شبیه شوند، رد کرد. به نظر او کثرت‌گرایی دینی تفاوت میان ادیان را نادیده یا کم اهمیت نمی‌شمارد و بلکه به عکس این انحصارگرایان دینی اند که اصالت ادیان دیگر را مورد تعرض قرار می‌دهند. او اشکال دیگر به کثرت‌گرایی دینی به این مضمون که کثرت‌گرایی برخاسته از پیش‌فرض انسان غربی مسیحی مدرن است و دیگر ادیان این پیش‌فرض را ندارند، رد کرد و گفت در همه‌ی ادیان می‌تواند رگه‌های کثرت‌گرایانه و یا دست‌کم غیرانحصارگرایانه یافت.

یکی دو سخنرانی دیگر هم در بعد ازظهر روز اول کنفرانس انجام شد که به نحو پررنگی به الاهیات مسیحی ربط داشت و من از ذکر آن‌ها صرف نظر کردم. سخنرانی آخر را هم ننشستم زیرا می‌ترسیدم به قطار نرسم.

در بخش دوم این نوشته به برخی از سخنرانی‌ها و حواشی روز دوم کنفرانس اشاره خواهم کرد.

Leave a Reply